سعی کردم متفاوت باشیم
گفت‌و‌گو با با امید حاجیلی:
سعی کردم متفاوت باشیم
[ گفت‌و‌گو: علی قیاسی]

از آلبوم «آلگرو» راضى بودى؟
از چه بابت؟

از نوع پخش، از همه بابت.
اتفاقاً از تنها بخشى كه راضى نبودم، نوع پخشش بود. فكر كنم هم تبليغاتى براش نشد هم اينكه پخشش اصلاً خوب نبود.

روى نتيجه کار، اين موارد تأثيرى گذاشت؟
مسلماً. چون احساس مى‏كنم هنوز هم كه هنوزه خيلى‏ها آلبوم رو نشنيدن. فقط كارهايى كه به صورت تك‏تراك ارائه شد، شنيده شد. فكر نمى‏كنم زياد كسى آلبوم رو شنيده باشه.

اين مسأله روى كنسرتت تأثير گذاشت؟
بله، ناخودآگاه تأثير داره، يعنى هرچقدر آلبومت معروف‏تر باشه، روى كنسرتت هم تأثير مثبت داره. ولى خب، كنسرتم هم از هر نظر خدا رو شكر، خوب بود.

بليت‏فروشى كنسرت ضعيف بود؟
نه، خدا رو شكر مشكلى توى فروش بليت نداشتيم. البته تبليغات‏مون هم خيلى خوب بود. من خودم هم فكر نمى‏كردم در اين حد بتونيم بريم جلو يعنى توقعم اينقدر زياد نبود.

چى شد كه تصميم گرفتى كنسرت بذارى با توجه به اينكه مى‏گى آلبومت خوب پخش نشد و چه انرژى‏اى باعث شد كنسرت بذارى؟
خيلى‏ها مى‏گفتن چرا كنسرت نمى‏ذارى؟ يكى از دلايلش اين بود كه يه برنامه پلى‏بك داشتم با نريمان و بهنام علمشاهى در اريكه ايرانيان، دوم مرداد پارسال. هر كى به من زنگ مى‏زد مى‏گفتم به اين برنامه نياين چون پلى‏بكه. ولى وقتى توى اون برنامه ديدم مردم يكسرى از تراك‏هام رو شنيدن، ديدم خيلى انرژى‏ها خوبه و صاحب اريكه ايرانيان آقاى هاشمى‏مقدم يكى از كسايى بود كه خيلى به من انگيزه مى‏داد و هر سرى كه من رو مى‏ديد، همش پيشنهاد كنسرت به من مى‏داد و تشويقم مى‏كرد. با چند نفر هم صحبت كردم ولى خب همش شك داشتم كه اين كارو بكنم تا زمانى كه با دوستام امیر‏حسام طوطيايى و شهرزاد سخن‏سنج از شركت كافه‏هنر هفت صحبت كردم و پيشنهاد دادن كه با همديگه اين كارو انجام بديم و يك كار خاص بكنيم نه مثل كنسرت‏هاى ديگه‏اى كه هست، همه چى شو يه جورى پيش ببريم كه مثل بقيه نباشه. ديدم اين بهترين موقعيته كه حداقل اون كارى رو كه دوست دارم، انجام بدم. خيلى به اين فكر نمى‏كردم كه شايد بليت نفروشم يا مخاطبام به كنسرت نيان ولى خب بعدش وقتى رفتيم توى دل قضيه، ديدم خدا رو شكر همه چيز اونجورى هست كه بايد باشه.

اميد حاجيلى در درجه اول يه موزيسين تواناست يا يه خواننده؟
مطمئناً موزيسين.

بيشتر نوازندگى از شما مى‏بينيم يا خوانندگى؟
اين توانايى رو در خودم مى‏بينم كه به صورت موازى هر دو كار رو انجام بدم. درواقع موزيسينى هستم كه مى‏خونم. صرفاً خواننده نيستم كه بخوام دوره و محدوده زمانى براى خوانندگى درنظر بگيرم چون هروقت دلم بخواد هرچى كه دوست داشته باشم، مى‏خونم.

فكر كنم كنسرت، انگيزه آلبوم دوم رو به شما داد. درسته؟
انگيزه آلبوم دوم كه نه به اون صورت، ولى خب مجبورم آلبوم دوم رو بزنم.

چرا اجبار؟
براى اينكه اگه بخوام كنسرت بدم، بايد آهنگ‏هايى باشه كه مردم شنيده باشن. چقدر مى‏تونم با اين آلبوم كنسرت بدم، نهايتاً دو يا سه بار. از اين به بعد مخاطبا توقع دارن كه كار جديد بشنون و كار جديد هم بايد توى آلبوم به گوششون برسه نه اينكه توى كنسرت بشنون.

با اين تفاسير استارت آلبوم بعدى كى خورده مى‏شه؟
استارت كم و بيش خورده، خيلى وقته، چون همه كارهاشو خودم انجام مى‏دم، كار يه كم سخت مى‏شه، يعنى زمان زيادى بهش مى‏خوره. اينجورى نيست كه دو، سه تا كار بدم تنظيم‏كننده‏ها يا آهنگسازهاى مختلف بزنن. اگه اينجورى بود، زودتر تموم مى‏شد ولى چون دوست دارم مدل خودم كار كنم، خب آدم خودش مگه چقدر ايده داره، چقدر مى‏تونه كار كنه؟ براى همين يه مقدار سخته و طول مى‏كشه.

مدل اميد حاجيلى چه جوريه؟
همين مدلى كه مى‏شنوين.

فقط همين؟ يعنى نمى‏خواى بالاتر از اين مدل پيش برى؟
چرا ديگه، مدل خودم، هر جورى كه خودم پيشرفت كنم. استايلش كاملاً دست خودمه، يعنى مدل خودمه، سعى مى‏كنم يه سرى چيزا رو با همديگه قاطى كنم، يه چيزى به وجود بيارم كه تا حالا نبوده. طورى كه هركى كارها رو مى‏شنوه، متوجه بشه اين كارهاى اميد حاجيليه.

تا حالا با كيا همكارى كردى؟
توى آلبوم خودم فعلاً با هيچكس، فعلاً كارامو دارم تنظيم مى‏كنم و مى‏سازم، كار هنوز به مرحله‏اى نرسيده كه بخوام كسى‏رو به كار اضافه كنم.

اگه قرار باشه كه اضافه كنى، چه كسى رو در نظر دارى؟
هنوز نمى‏دونم.

امكان داره سيروان اضافه بشه؟
معلوم نيست. شايد سيروان هم مثل آلبوم قبلى يكى، دو تا كار انجام بده ولى هنوز قطعى نمى‏تونم بگم. بايد تصميم بگيرم كه براى كار چى لازمه. هنوز براى انتخاب زوده.

به نظر خودت فضاى كارتو مردم پذيرفتن؟
تنها راه براى فهميدن اين موضوع، كنسرته و توى كنسرت ديدم كه مردم كاملاً انرژى مثبت از خودشون نشون مى‏دن و اين خيلى برام خوب بود. كلاً موزيك لاتين درسته كه يه كم موزيك خاصيه، البته سبك من بيشتر پاپ‏لاتينه ولى موضوع اينه كه چون اين موزيك ريتميكه و خيلى پرانرژى و اكتيوه، مردم دنبال اين چيزان، مخصوصاً توى كنسرت. به خاطر همين خيلى جواب مى‏ده و فكر مى‏كنم مردم هم دوست دارن يعنى هرچى كه بيشتر مردم منو مى‏شناسن و بيشتر موزيكام رو گوش مى‏دن، احساس مى‏كنم بيشتر ارتباط برقرار مى‏كنن. يعنى شايد اينجورى نباشه كه بعضى از موزيكامو يك بار بشنوى و ارتباط برقرار كنى ولى هرچى كه مى‏گذره، چيزهاى خوب زيادى مى‏بينم. چون ما كه كليپ نمى‏تونيم بسازيم، به بهونه تصوير خيلى از موزيكا رو مى‏شه به خورد مردم داد و خيلى تأثيرگذارتره ولى خب وقتى ما اينو نداريم، پس چاره‏اى نداريم به جز اينكه بخوايم تراك‏ها رو زياد كنيم و به زور بايد مدلشو به مردم بشناسونيم و اين خيلى بده. در صورتى كه شايد من الان با دو يا سه تا كليپ كار 40 تا تراك رو مى‏تونستم انجام بدم.

حرف از كليپ زدى، براى تبليغات كنسرت يك تيزر ساخته بودى، ايده خودت بود يا از جايى ايده گرفته بودى؟
ايده من و دوستام بود، همين بچه‏هاى كافه هنر، تصميم گرفتيم اين تيزر رو بسازيم و سعى كرديم تبليغاتمون يه‏كم متفات باشه، حتى عكسى كه براى بيلبوردامون استفاده كرديم، از بين تعداد زيادى عكس انتخاب شد و بالاخره ساده‏ترين عكس كه اون هم باز با بقيه فرق مى‏كرد رو استفاده كرديم. در مورد تيزر هم اينجورى شروع شد كه قرار شد بسازيم و تا اونجايى كه مى‏تونيم توى سينماها پخش كنيم ولى به خاطر اينكه دير به مجوز رسيديم، كارمون محدود به همون سالن اجرا شد. البته توى اينترنت هم اين كار پخش شد.

سعى كردين يه كنسرت خاص اجرا كنين، سواى اينكه به فكر سود كنسرت و نگران حضور مخاطب توى كنسرت باشين، چگونه اين اتفاق افتاد؟
من هميشه به اين موضوع فكر مى‏كنم، يعنى بيشتر از اينكه بخوام فكر سود قضيه باشم، هميشه دوست دارم يه كارى بكنم كه يه كم خاص باشه، كارى كه خودم دوست دارم نه اينكه كار خاصى باشه كه خودم دوست نداشته باشم. من براى مطرح كردن خودم كارى انجام نمى‏دم.

پس الگوى خاصى توى اين زمينه نداشتى؟
نه، در زمينه كنسرتم؟

كلاً.
خب، به هر حال هميشه يه چيزهايى هست كه آدم خودشو با اونا مى‏سنجه و چيزهايى كه گوش مى‏ده، يه مقدار ملكه ذهنش مى‏شه. الگوى ايرانى كه به هيچ‏وجه نداشتم ولى خب موزيك‏هاى خارجى و موزيكاى ارژينالى كه موزيك من به اونا نزديك باشه، بايد هميشه باشه تا بتونى پيشرفت كنى.

يه مثال مى‏زنى؟
كلوريو استفان. بعضى جاها ريكى مارتين، خيلى‏ها هستن، بعضى جاها حتى سانتانا، موزيك‏هاى لاتين زيادى هستند كه من خودم سعى مى‏كنم يه جورى باشه كه مدل ايرانى اونا باشم.

يعنى نسخه دوم اونا باشى؟
نه، نه، مدل ايرانيش. چون ملودى‏هاى من يه كم حالت ايرانى داره، همين كه كلام ايرانى داره، نمى‏تونه نسخه دوم اونا باشه. مدل ايرانيه. اگه بخوايم يه كم ريزتر ببينيم، مدل اميد حاجيلى اوناست.

خب، اميد حاجيلى نشون داد مى‏شه فارغ از دغدغه‏هاى مالى كه توى بچه‏هاى موسيقى هست، يه كنسرت خوب با طراحى خوب، عكس خوب، استيج خوب، بليت خوب و استقبال خوب از مردم داد، چى كار كردى؟ اينو به بقيه تهيه‏كننده‏ها هم ياد بده. تو اولاً هم واسه خودت ارزش قائل شدى، هم واسه جامعه هنرى، هم موسيقى، چه جورى شد كه اين اتفاق افتاد؟
به نظر من مهمترين بخش قضيه برمى گرده به خود خواننده. چون در هر صورت خواننده است كه تصميم مى‏گيره، وقتى يه تهيه‏كننده‏اى يه كنسرت مى‏خواد بذاره، بايد شرايطشو با خواننده بسنجه، خواننده بايد بدونه تهيه‏كننده مى‏خواد چى كار كنه. اگه قرار باشه كه فقط فكر اين باشه يه كنسرتى بذاره، خب اينو كه هركسى مى‏تونه انجام بده. يكى از مهمترين مسائلى كه من فكر كردم كنسرتم مثل بقيه نباشه، تجربه دوازده، سيزده ساله‏اى بوده كه با خواننده‏هاى مختلف روى استيج داشتم و مى‏ديدم كه چه اتفاقاتى در كنسرت‏ها مى‏افتاد. به خاطر همين دوست نداشتم اين اتفاق مثل بقيه كنسرت‏ها بيفته چون واقعاً خودت هم مى‏دونى و سال‏ها توى گروه‏هاى مختلف بودى و ساز زدى، موزيسنى و خواننده‏اى و مى‏دونى كه چه جورى قضيه. معمولاً كسى به اين فكر نيست و خيلى وقت‏ها سليقه‏اى نيست كه بخواد اعمال بشه. مخصوصاً از طرف تهيه‏كننده. خب اين براى من خيلى حسن بزرگى بود كه مى‏ديدم تهيه‏كننده من يعنى كسى كه دارى با اون كنسرت رو مى‏ذارى باهاش همسويى. اونا دنبال اين نيستن كه فقط يه كنسرت با اميد حاجيلى بذارن و دنبال يه پولى باشن. در صورتى كه اين كنسرت اميد حاجيلى شايد ضرر هم مى‏داد چون من خواننده معروفى نبودم كه مطمئن باشن و بيان روى من سرمايه‏گذارى كنن. فهميدم دنبال اينن كه يه كار خاص بكنن و اين كار خاص، چيزيه كه خودشون هميشه مى‏گن و بارها گفتن كه فقط مى‏خوان اين كار رو با اميد انجام بدن. چون طرز فكر اون‏ها با من يكيه. به خاطر همين من از همه‏شون ممنونم چون خيلى انرژى گذاشتن و كارى كه هيچ تهيه‏كننده ديگه‏اى كه نديدم تا حالا انجام بده رو انجام دادن. تهيه‏كننده‏هاى ديگه بيشتر به فكر سود كنسرت هستن كه البته حق دارن، با اين هزينه‏هاى زياد، مجبورن به اين فكر كنن، چاره ديگه‏اى نيست ولى واقعاً تيم ما سعى كرد فارغ از اين حرف‏ها يه كار خاص انجام بده. من به اين فكر مى‏كردم كه كسى كه پول مى‏ده و مياد كنسرت رو مى‏بينه، از همون لحظه اول كه بليت رو مى‏گيره، حداقل‏ترين چيزى كه نصيبش مى‏شه اينه كه مى‏تونه اون بليت رو يادگارى نگه داره. اين خيلى باارزشه كه مخاطب وقتى از سالن بيرون مى‏ره، راضى باشه مخصوصا با اين هزينه‏هاى زيادى كه پرداخت مى‏كنن كه اصلاً كم نيست.

مى‏خوام يه چيزى رو صادقانه بگى؛ اين كنسرت ضرر داشت؟
كنسرت ضرر نكرد ولى فكر نمى‏كنم سودى هم داشت.

يعنى ير به ير شد؟
تقريباً.

ولى يه كنسرت ماندگار در موسيقى پاپ اتفاق افتاد.
حداقل اينه كه براى خود من و براى كسانى كه اومدن اين اتفاق افتاد. چون من از خيلى‏ها شنيدم كه براى اولين بار بود كه يه همچين كنسرتى توى ايران مى‏ديدن و اين براى من خيلى ارزش داشت.

بعد از كنسرت يه سرى شايعات پيش اومد و طبق تجربه‏اى كه داشتم متوجه شدم اين كنسرت حتماً بايد كنسرت خوبى شده باشه. كنسرتى با فضايى متفاوت و استيج متفاوت، بليت متفاوت و... متوجه شدم اين شايعات بى‏دليل نبوده.
دقيقاً همين‏جوريه. مطمئن باش وقتى يه اتفاقى مى‏افته و هيچ حرفى راجع بهش شنيده نمى‏شه، هيچ كسى اون انرژى رو تو خودش نمى‏بينه كه بخواد چيزى بگه، ولى وقتى چيزى كه حرف و حديث توش زياده، مطمئناً يه چيزى داشته و من خيلى خوشحالم از اين اتفاق و هرچى اين حرف و حديث‏ها بيشتر باشه، به نفع منه. حتى اگه چيزهای بدی بگن، بالاخره معلوم مى‏شه چون به هر حال من كنسرت‏هاى ديگه‏اى هم دارم.

اينكه گفتن تو ممنوع‏الفعاليت شدى بعد از كنسرت و حداقل ما ديديم هيچ دليلى براى اين اتفاق نبود، داستان چى بود؟
من نمى‏دونم، از اين شايعات كه زياده.

يعنى هيچ اتفاقى كه خارج از موازين باشه، نيفتاد؟
هيچى، بالاخره كنسرتى كه ما توى ايران داريم مى‏ديم و من خودم سال‏هاست كه تجربه اجرا توى ايران رو دارم و كاملاً به شرايط واقفم و مى‏دونم كجا بايد به مردم انرژى داد و كجا بايد اين انرژى رو ازشون گرفت، هيچ چيزى نبود كه بخواد مشكلى ايجاد كنه و من الان دارم از شما مى‏شنوم و حدس مى‏زدم كه از اين حرف‏ها پيش بياد ولى مهم نيست و كنسرت بعدى‏مون رو داريم برنامه‏ريزى مى‏كنيم كه انشاءالله توى يه سالن بزرگتر، يه جاى بهتر، با تعداد مخاطباى بيشتر و بهتر و داريم تمام تلاشمون رو مى‏كنيم كه اين اتفاق بيفته.

اگه اين نوع كنسرت‏ها به سوددهى نرسه، اميد حاجيلى همان روند قبلى رو پى مى‏گيره؟
من الان با اين كارهايى كه كردم، كار خودم خيلى سخت كردم چون اون كسى كه بار اول مياد كنسرت منو مى‏بينه و يه همچين چيزى مى‏بينه، توقعش بالا مى‏ره. يعنى اينجوريه كه اون آدم از پول بليتى كه براى من داده، ممكنه بيشتر از اونو براى كس ديگه‏اى بده و بره يه كنسرت معمولى ببينه ولى اون آدم رو چون همون‏جورى قبول داره براش قابل قبوله ولى توى كنسرت بعدى من بايد بياد يه اجراى بهتر يا حداقل هم‏سطح كنسرت اول من ببينه. پس كار رو براى خودمون خيلى سخت كرديم ولى مطمئن باش ما تمام تلاشمون رو مى‏كنيم كه هم به سوددهى برسه، هم اينكه اين يه فرهنگ باشه و هم اينكه يه كارى بكنيم كه باز مخاطب يه چيزى واسه ديدن داشته باشه. يعنى من تمام طرز فكرم اينه.

راجع به گروه اركسترت هم كه اون شب باهات بودن، صحبت مى‏كنى؟
يه گروه 18 نفره بوديم كه اصلاً تعداد كمى هم نبود براى اين مدل موزيكى كه من اجرا كردم. بچه‏ها همه از بهترين‏ها
بودن و واقعاً من ازشون ممنونم، تك‏تك اون‏ها براى خودشون توى موسيقى وزنه‏اى هستن و به بهترين حالت ممكن كار من رو اجرا كردن. البته زمان زيادى براى تمرين گذاشته بوديم و بچه‏ها هم لطف كردن و با حوصله سر تمرين‏ها اومدن. ولى چون موزيك من پاپ متعارفى كه تو جامعه هست، نيست، يه كم كارمون سخت‏تر بود ولى خب نتيجه‏اش عالى شد.

با اين تعاريفى كه كردى، تهيه‏كننده بعدى كنسرتت هم بچه‏هاى كافه هنر هفت هستن؟
داريم برنامه ريزى كنسرت بعدى رو هم با همين بچه‏ها مى‏كنيم. چون همونطور كه گفتم سليقه‏ام يه كم خاصه و اينكه سخت‏پسند و وسواسى هم هستم، يعنى با توجه به اينكه مطمئن بودم بچه‏هايى كه سر كارها بودن، كارشون رو به نحو احسن انجام مى‏دن، با اين حال خودم تا آخرين لحظه دوست داشتم ببينم كارها چه‏جورى پيش مى‏ره. به خاطر همين فكر مى‏كنم فعلاً بهترين گزينه همين بچه‏هاى كافه هنر هفت هستن. چون همونطورى كه گفتم سليقه‏ها و طرز فكرمون با هم يكيه و براى اونا هم مهمه كه كار خوب انجام بدن.

براى كنسرتت اسپانسر هم داشتى؟
بله. عطر بيك يكى از اسپانسرها بود، رستوران «تی تو» ، هرنس موسسه زبان و مجله نسيم هراز ديگر اسپانسرهاى كنسرت بودن.

با توجه به اينكه براى خواننده‏ها اجازه نصب بيلورد نمى‏دن، تو چطور تونستى از اين روش براى تبليغ استفاده كنى؟
توى اون دوره از شانس من اجازه نصب بيلبورد داده بودن ولى ظاهراً الان ديگه اين اجازه رو نمى‏دن. به لطف تهيه‏كننده تعداد بيلبوردها هم كم نبود، زياد بود. ما حتى توى DEL هاى دو طرف پارك‏وى هم تيزر گذاشته بوديم و اين حجم تبليغاتى خيلى خوبى كه تهيه‏كننده درنظر گرفته بود و تبليغات هم همونطور كه مى‏دونين، مهمترين مسأله است.

چند سانس اجرا داشتى؟
سه سانس. يعنى بيشتر كه اجازه ندادن.

سه سانست سالن پر بود؟
خدا رو شكر بله. البته من خودم فكر نمى‏كردم اينقدر استقبال بشه.

با توجه به حجم تبليغاتى كه كردى، براى اين كار سالن كوچيك نبود؟
تازه حجم تبليغاتى ما دو برابر اين چيزى بود كه شما ديديد، ولى به خاطر اينكه يه كم دير دنبال كارهاى مجوز و... رفتيم، ما برنامه‏ريزى‏مون اين نبود كه براى اين كنسرت تبليغ كنيم بلكه برنامه‏ريزى ما اين بود كه براى اميد حاجيلى و كنسرتش تبليغ كنيم. يعنى يه جورى كه تو ذهن اون كسى كه كنسرت بعدى من رو مى‏خواد بياد، وقتى يه جا اميد حاجيلى رو ديد، واسش آشنا باشه و بدونه كه اونو ديده. پس ما برنامه‏ريزى درازمدت كرده بوديم.

آلبوم‏هاى زيادى به بازار اومده، با توجه به اينكه سخت‏پسندى، كدومشون بيشتر مورد توجه‏ات قرار گرفته؟
حقيقتش مدت‏هاست خيلى پيگير نيستم يعنى اصلاً يه جوريه كه نمى‏رسم پيگير اين قضيه باشم كه ببينم چه آلبوم‏هايى بيرون اومده و به طور اتفاقى اونايى كه دستم مى‏رسه، گوش مى‏دم.

بين اتفاقيا كه گوش دادى، كدومشون رو مى‏پسندى؟
بين اتفاقيا آلبوم دور و برى‏هامو شنيدم مثلاً آلبوم ايمان قياسى، سيروان خسروى، «داركوب» كه به تازگى اومده، راستش متأسفانه خيلى پيگير آلبوم گوش دادن نيستم.

هنوز با گروه داركوب همكارى مى‏كنى؟
بله، داركوب كه در اصل گروه خودمونه.

به عنوان يكى از اعضاى اصلى، راجع به آلبوم «داركوب» توضيح مى‏دى؟
آلبوم «داركوب» يه كم مدلش فرق مى‏كنه يعنى سيستم داركوب يه كم از حالت پاپ خارجه. بيشتر يه آلبوم «پركاسيو» كه شايد هركسى خوشش نياد ولى خب تراك‏هايى هم داره كه خيلى‏ها خوششون اومده. يكى از بزرگترين حسن‏هاش اينه كه ريتم‏محوره و موزيك ريتميك اصولاً مورد توجه مردم قرار مى‏گيره. البته ما قبل از آمدن آلبوم، چند كنسرت داديم و بررسى كرديم و ديديم كه سليقه مخاطب چه جوريه و چى رو بيشتر مى‏پسنده و همايون نصيرى سال‏هاست براى اين آلبوم زحمت كشيده و فكر مى‏كنم آلبوم بعدى داركوب خيلى بهتر باشه. يعنى مخاطب عام هم مى‏تونه باهاش ارتباط برقرار كنه. كلاً شايد اين آلبوم «داركوب» براى موزيسين‏ها شنيدنى‏تر باشه تا مردم عام ولى با اين حال همونطور كه گفتم، چند قطعه عام‏پسند هم توش وجود داره.

فضاى داركوب چقدر با فضاى لاتينى كه تو كار مى‏كنى، تفاوت داره؟
از يه جنبه‏هايى خيلى به هم نزديكه، جفتش ريتم‏محوره ولى موزيك من يه كم هارمونيش فرق مى‏كنه، باكلامه، سيستم خوندن و ملودى كه سعى مى‏كنم اجراش كنم، يه كم فرق مى‏كنه به خاطر همين خيلى شبيه هم نيست ولى زياد هم جدا از هم نيست. ريتم‏هامون هم تقريباً به هم نزديكه. ريتم‏هايى كه همايون استفاده كرده، در موسيقى لاتين هم وجود داره ولى با اين حال همون‏قدر كه مى‏تونه شبيه هم باشه، مى‏تونه با هم متفاوت هم باشه.

با توجه به اينكه در حال حاضر محصولات فرهنگى در سوپرماركت‏ها هم عرضه مى‏شه، چرا آلبوم «داركوب» با اين شرايط پخش نشد و پخش خوبى هم نداشت؟
چون «داركوب» سوپرماركتى نيست، شايد اگه توى سوپرماركت‏ها هم بود، فروش بيشترى داشت ولى مدل آلبوم داركوب مدلى نيست كه سوپرماركتى باشه، يعنى لول آلبوم اونجورى نيست چون اگه دقت كرده باشين كلاً يه مدل بيشتر از آلبوم داركوب چاپ نشد و آلبومش هم با بسته‏بندى شيشه‏اى كه قيمتش هم بالاتر از بقيه سى‏دى‏هاست، توليد شد چون هم براى همايون و هم براى ما لول كار مهم بود وگرنه ما هم مى‏تونستيم از همين قاب‏هاى معمولى بزنيم كه توى سوپرماركت‏ها وجود داره و فروش بيشترى بكنيم.

چرا اينقدر تايم برگزارى كنسرت‏هاى «داركوب» تغيير مى‏كنه؟
بله، متأسفانه از اين شرايط خيلى براى داركوب پيش اومده. ما پيگيريم ولى خب متأسفانه شرايط جوريه كه تا آخرين لحظه نمى‏دونيم چه اتفاقى مى‏افته.

قصد برگزارى تور شهرستان‏ها براى خودتون ندارين؟
چرا، منتظر شرايطش هستيم.

شرايطش چيه؟
شرايطش داشتن تهيه‏كننده‏اى هست كه اولاً بخواد اين كنسرت رو بذاره و اسپانسرى كه ازش حمايت كنه.

مگه كافه هنر هفت، كاراى شما رو انجام نمى‏ده؟
چرا، ولى ما اول بايد يه كنسرت ديگه توى تهران برگزار كنيم تا ببينيم شرايط چه جوريه. اصولاً من آدم جوزده و توهمى نيستم. بايد ببينم چقدر مخاطب دارم. اصلاً اگه شهرستانى برم، كسى منو مى‏شناسه يا نه. چون بدون داشتن كليپ، نمى‏شه تعداد مخاطب رو تخمين زد. وقتى كليپ دارى، تو خيابون همه تو رو مى‏شناسن ولى وقتى اين امكان وجود نداره، رفتن به شهرستان در حال حاضر ريسكه. من پله‏پله پيش می رم تا ضررى متوجه من نشه.

يه كم برگرديم به عقب؛ از كى روى استيجى اميد؟
خيلى وقته، دقيقاً نمى‏دونم ولى فكر كنم حدود 15 14 ساله. خيلى زود شروع كردم، اولين گروه پاپى كه شروع كردم گروه چنگيز حبيبيان بود. يادمه تو اركستر چنگيز حبيبيان، من هنرستانى بودم، حتى نزديك بود به خاطر اينكه دارم توى گروه پاپ ساز مى‏زنم، منو از هنرستان بيرون كنن. اولين دستمزدى كه گرفتم ده هزار تومن بود. اولين ده‏هزارتومنى كه گرفتم، خيلى بهم چسبيد.

بعد از چنگيز حبيبيان، با چند تا خواننده كار كردى؟
دقيقاً نمى‏دونم ولى تقريباً با همه خواننده‏هاى خوبمون كار كردم. با همه نوازندگى كردم ولى تقريباً 4 سال با (ناصرعبداللهى) بودم. با عليرضا عصار بودم، با رضا صادقى نزديك سه سال رهبر اركسترش بودم، ساز هم مى‏زدم، با على لهراسبى كه هنوز هم كار مى‏كنم، با حميد حامى، خشايار اعتمادى و... كار كردم.

توى يكى از مصاحبه‏هاتون گفته بوديد ديگه حاضر نيستيد با رضا صادقى كار كنيد؟
بله، چون يكسرى اتفاقات باعث شد من از گروه جدا شم. به خاطر همين ديگه امكان نداره دوباره بخوام با رضا صادقى همكارى كنم. به قول معروف مى‏گن آدم دو بار از يك سوراخ گزيده نمى‏شه. بعد يك بحث ديگه‏اى هم كه هست، اينه كه آدم وقتى خودش خواننده مى‏شه، شرايط متفاوت مى‏شه و كلاً ديگه زياد نمى‏شه وقت براى اين كارها گذاشت، چون آدم از كار اصلى خودش عقب مى‏مونه. من قبول دارم موزيسينم و نوازنده‏ام ولى بايد يك مقدار روش كاريمو تغيير بدم. هرچند بعضى وقت‏ها نه نمى‏شه گفت چون به هر حال بعضى‏ها دوستانتن، آشنا هستن.

مشكل از شما بود يا از رضا صادقى كه اين جدايى پيش اومد؟
در هر صورت مشكل دوطرفه بوده، هم من يه سرى مشكل داشتم هم رضا.

سيروان خسروى اعتقاد داره كه رضا صادقى در كار حرفه‏اى برخورد نمى‏كنه. تو هم باهاش هم‏عقيده‏اى؟
بله، كاملاً با سيروان هم‏عقيده‏ام. يكى از دلايلى كه اين اتفاق افتاد، اين بود كه من توى كار خيلى انرژى مى‏ذاشتم. خيلى با جون و دل كار مى‏كردم و براى كار دل مى‏سوزوندم ولى نتيجه چيز ديگه‏اى مى‏شد و به اين نتيجه رسيدم كه اشتباه فكر مى‏كردم. البته بايد بگم كار من هم حرفه‏اى نبود، چون بيش از حد دل مى‏سوزوندم و كار رضا هم اصلاً حرفه‏اى نبود.

اون زمان كه به عنوان نوازنده روى استيج مى‏رفتى، فكر مى‏كردى يه روزى خودت هم به عنوان خواننده براى مردم برنامه اجرا كنى؟
نه، هيچ وقت خودمو به عنوان خواننده روى استيج تصور نكردم.

پس چه اتفاقى افتاد كه خواننده شدى؟
من از قديم خوانندگى مى‏كردم، من تمام كارهايى كه مى‏ساختم، روش به عنوان شاهد مى‏خوندم. يادم مى‏ياد اون زمان كه بتهون چهارراه ولى عصر بود، كارامو روى واكمن ضبط مى‏كردم و مى‏رفتم اونجا با بچه‏ها گوش مى‏داديم، اونا هم استقبال مى‏كردن، همين‏جورى شروع شد. كم‏كم به اين نتيجه رسيدم كه چرا اون كارهايى كه دوست دارم رو خودم نخونم چون كارهام مخصوص خودم بود و كسى زياد نمى‏تونست اين فضا رو بخونه و خودم ديدم بهترين حالت اينه كه خودم بخونم و اين استارت آلبوم الگرو بود كه هفت، هشت سال طول كشيد.

چرا سبك لاتين رو انتخاب كردى؟
اول به خاطر اينكه خيلى اين سبك رو دوست دارم و نوع سازى هم كه مى‏زنم، بى‏تأثير نبود چون هم يه كم درامز مى‏زنم، يه كم پركاشن مى‏زنم و هم ترومپت. به هر حال اين سازها همه توى فضاى لاتين وجود داره، كلاً لاتين، موزيكى است كه قلقلكم مى‏ده و در هر شرايطى 4 صبح، 5 صبح وقتى يه موزيك خوب لاتين گوش مى‏دم، حالم از اين رو به اون رو مى‏شه. بعضى وقت‏ها احساس مى‏كنم تو زندگى قبليم آمريكاى جنوبى بودم.

همانطور كه مى‏دونى موزيك لاتين خيلى شاده و غير از اون بيشتر طنزه، فكر نمى‏كنى مردم ايران با اين فضا غريبه‏اند؟
بله، باهاتون موافقم، به هر حال اين فرهنگى كه توى ما هست و كلاً مردم ايران با شادى زياد ميونه‏اى ندارن، علتش هم اينه كه اين فضا در كشور ما شناور نيست و ما عادت كرديم كه ناله بشنويم. در كشورى كه همه ناله مى‏كنن، بهتره يك نفر هم بياد كه اين فضا رو بشكنه چه اشكال داره. البته در مورد موسيقى اين اتفاق در كشور ما بيشتر مى‏افته. اصلاً چون همه فضاى موسيقى ما غم بود، من احساس كردم بايد يه كار خاص انجام بدم.

خب، بالاخره يكى اومد كه يه فضاى جديدى رو به موسيقى ما معرفى كرد. از اين بابت ما هم خوشحاليم چون ما هم ديديم و هم شنيديم كه مردم اميد حاجيلى و سبك كارى‏شو پسنديدند.
بله، من هم خوشحالم با اينكه خيلى ريسك بزرگى بود، شايد هر خواننده‏اى حاضر به انجام چنين كارى نشه، چون تو موسيقى پاپ ما همه منتظرن ببينن چه اتفاقى پيش مى‏ياد يا چه سبكى مى‏گيره، بعد اون كار رو انجام بدن. اين خيلى اتفاق بديه ولى من اين كار رو نكردم و چيزى كه دوست داشتم و انجام دادم، اين برام جذاب‏تر بود كه ببينم بعد از اين كار چند نفر با من همسو مى‏شن. به خاطر همين نتيجه كار مثبت بود. كار من فضاى خاصى داشت كه مردم هم مى‏تونستند با اون ارتباط برقرار كنن چون شاد بود، ريتميك بود و اين خيلى توى ذهن مردم تأثير مثبتى گذاشت و اين هم شانس من كه لاتين اين خاصيت رو داره.

دوست دارى با خواننده ديگرى همخوانى كنى؟
بله، بدم نمى‏ياد، به شرطى كه فضاى كاريمون به هم بخوره. البته من نيازى به اين ندارم كه با خواننده معروفى اين كارو انجام بدم و در صورتى همخوانى مى‏كنم كه صداى اون كسى كه مى‏خواد باهام بخونه به كار و فضاى كار من بخوره.

راجع به كارى كه با رضا صادقى خوندى برامون مى‏گى؟
بله، به هر حال اون زمان ارتباط خوبى بين من و رضا صادقى بود و رضا خواست اون كارو با هم بخونيم و خونديم. من هم خب، كارهاى زيادى براى رضا انجام دادم، هم توى آلبومش، هم توى كنسرت‏هاش.

در آلبوم «الگرو» كدام قطعه بيشتر مورد توجه خودته؟ يا كدوم تراك بيشتر مورد توجه مردم قرار گرفته؟
فكر كنم «براى عاشقى ديره» از همه بيشتر جواب داد چون قبل از آلبوم به صورت تك‏تراك روى اينترنت اومد و بيشتر شنيده شد. توى كنسرت هم دو تا از كارهايى كه مورد استقبال قرار گرفت، يكى همين «براى عاشقى ديره» بود، يكى هم «بوم بوم».

بعد از آلبوم يا بعد از كنسرتى كه داشتى، پيشنهاد اجراهات بيشتر نشد؟
چرا شد، براى اجرا چند پيشنهاد داشتم حتى براى برگزارى كنسرت در تهران هم اين پيشنهادات بود ولى خب همون‏طور كه گفتم، چون كار ما خيلى سخت مى‏شد، براى كنسرت دوم ترجيح دادم با بچه‏هاى كافه هنر كار كنم. چون با هم بعد از اجرا بيشتر هماهنگ شديم و همديگرو بهتر مى‏فهميم و اعتقاد دارم بايد با همين گروه پله‏ها رو دونه دونه بالا بريم.

تو تيتراژ هم خوندى؟
تيتراژ هم خوندم بله، دو تا بود كه يكى گزينه جوان كه از تلويزيون پخش مى‏شد و يكى هم فضانوردان كه به صورت سى‏دى به بازار اومد. البته براى گزينه جوان دو كار ساختم كه اولين كار براى قسمت اول اين برنامه ساخته شد و براى سرى جديد هم يك تيتراژ جديد ساختم.

چى شد در كليپ كار خودت بازى كردى؟
اين پيشنهاد احسان عليخانى بود چون كلاً احسان تمام اين اتفاقات رو رقم زد. به من گفت گزينه جوان براى تيتراژ برنامه خواننده مى‏خواد، من هم تو رو پيشنهاد دادم. براى كليپ هم ديدم چون اسم من به عنوان خواننده نمى‏خوره، به پيشنهاد احسان گوش كردم و اين كارو انجام دادم.

اميدجان، اگه بخواى از كسانى كه براى كنسرتت زحمت كشيدن، تشكر كنى، چه كسانى رو مى‏گى؟
من اول از بچه‏هاى كافه هنر هفت مخصوصاً شهرزاد سخن‏سنج تشكر مى‏كنم چون خيلى براى استيج و همه كارها زحمت كشيد. از امیر‏حسام طوطيايى و همه بچه‏ها كه شبانه روز زحمت مى‏كشيدن، از پونه ميرلو كه صميمانه روى پيراهن بچه‏ها عكس سازشونو نقاشى كرد، از اعضاى گروهم؛ همايون نصيرى، آرش مقدم، رضا تاج‏بخش، آرش سعيدى، نيما رمضان، اميرميلاد نيك‏زاد، حسین شريفى، مجيد تركاشوند، كاميار ماندگاريان، سروش عمومى، شهرزاد سخن‏سنج، سارا نائينى، بهناز سخن‏سنج، كامران امام، مسعود عبدالرحمان، مجيد گراميان و آرش صميمى كه نوازنده مهمان بود، مسعود حميدى خواننده مهمان و فيروز عزيز، عليرضا لطيفيان، رامیر اولادى، برمك كنى‏فر عزيز و احسان حاجيان واقعاً تشكر مى‏كنم.

حرف آخر؟
اميدوارم يه شرايطى پيش بياد كه كلاً سطح موزيك‏مون بالا بره، البته احساسم مى‏گه هيچ وقت اين اتفاق نمى‏افته ولى آرزو بر جوانان عيب نيست.
منبع: 
اتفاق نو
تاریخ انتشار : چهارشنبه 24 شهریور 1389 - 00:00

برچسب ها:

دیدگاه‌ها

مانی
127.0.0.1
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 17:42

با فریاد مشکی کاملا موافقم..
هر کسی باید کار خودش رو بکنه.. مردم ما خودشون میدونن کی چه کارست و کی کارشو بلده کی بلد نیست.
توی همه جای دنیا همه ی هنرمندا پشت همن و هوای همو دارن اما اینجا همه منتظر بیانیه و کوبوندن همدیگه هستن.

Hamidreza
127.0.0.1
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 17:42

برید حرفه رضا صادقی از کسانی بپرسید که بدونن موسیقی با
کدوم س مینیویسن

arash
127.0.0.1
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 17:42

تو اصلا کی هستی که بخوای با سلطان کار کنی یا نکنی و اصلا کسی نیستی که بخوای راجع به ایشان حتی نظرم بدی...
خیلی ها برای اینکه معروف بشند یه جورایی خودشون را به سلطان چسبوندند.تو هم یکی از اونها...
برو بچه....برو...اندازه ی این حرفها نیستی هنوز...

ali
127.0.0.1
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 17:42

گزارش تصویری از آخرین مراحل تمرین گروه علیرضا عصار برای انتشار آلبوم جدید را بر روی سایت رسمی عصار به نشانی www.alirezaassar2.com ببینید
منتظر بازدید و نظرات خوبتان هستیم

امین
127.0.0.1
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 17:42

امید حاجیلی کیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 17:42

سلام ما هم کلا با سیروان موافقیم.

SoHeil
127.0.0.1
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 17:42

EshghasT omid hajili

مانی
127.0.0.1
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 17:42

امید حاجیلی نمیدونه موسیقی رو با کدوم س مینویسن ؟
کسی که کارشناسی ارشد موسیقی داره ؟!
کاری به اینکه چی گفته و کارش در چه سطحی هستش ندارم اما اینو همه میدونن که امید حاجیلی یه نوازنده ی توانا هستش و گزینه ی اول کنسرتا و آلبوما هستش.
اما بحث کاراش و آلبومی که خودش داده به کل جداست چون کاری رو که خودش دوست داره رو انجام داده و سلیقه ی دیگران واسش مهم نیست که همین باعث شده زیاد دیده و شنیده نشه.

127.0.0.1
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 17:42

من کاملا موافقم.خواننده ای که به فالش خونی خودش اعتراف میکنه و افتخار میکنه فالش خونه نخونه بهتره..

2...اینکه اقای سیروان تنظیمهای خوبی دارند اما نباید وارد خوانندگی شوند

سعید
127.0.0.1
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 17:42

نظرت واسه خودت مهمه!!

آقای بی نام سلطان مشکی گفت : هر کی میتونه با فالش خوندن نظر هواداراش راضی کنه اگه میتونه بخونه

پس زیادی تو کاری که سر رشته نداری نظر نده

127.0.0.1
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 17:42

امید حاحیلی از وفتی که آهنگ برای عاشقی دیره پر شد یه کم بین مردم شناخته شد.این کار هم چون باصدای رضا صادقی همراه بود پر شد.در نتیجه دلیل این اندک شهرتی که امید حاجیلی پیدا کرده شهرت و محبوبیت رضاصادقی بوده و به لطف صدای رضاصادقی معروف شد.پس بهتره حق نمک رو ادا کنه و این قدر نمک نشناس نباشه.
من خودم از کارای امید حاجیلی خوشم میاد و به نظرم کارش جدیده، ولی محبوبیت خیلی بالاتز از شهرته.با این همه غرور و منم منم و خود بزرگ بینی کاذب نمیشه به محبوبیت رسید و آدم با این همه خود شیفتگی و غرورهرچقدر هم که اوج بگیره بالاخره با مخ سقوط میکنه.آخه خواننده تیتراژگزینه جوان که نباید این همه توهم و خود شیفتگی داشته باشه اونم وقتی که مجبور شه برای اینکه مردم بشناسنش و بفهمن که کی این تیتراژ رو خونده بیاد و تو اون تیتراژ ضعیف و سطح پایین بازی کنه .

احسان
127.0.0.1
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 17:42

همونقدر که رضا فالش و با حس زیبا میخونه

سیروان درست و بی روح میخونه

رضا+سیروان=وایسا دنیا

اراکی
127.0.0.1
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 17:42

آقای حاجیلی رضا صادقی خیلی بزرگتر از اونه که تو و امثال تو بتونن راجع بهش صحبت کنن.

سهیل
127.0.0.1
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 17:42

کار سیروان به جایی رسیده که تو تصمیم بگیری باهاش کار کنی یا نه؟!

حسین
127.0.0.1
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 17:42

بچه آخه تو با چه اعتماد بنفسی درباره رضا صادقی اظهارنظر می کنی....

مازیار
127.0.0.1
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 17:42

کارهای آقای حاجیلی قابل احترام هستند.ایشون سبکی رو در ایران کار میکنن که کمتر به آن پرداخته شده و جنس موسیقی متفاوتی رو با نبض بازار پاپ این روزها ارائه میدهند.امید درس موسیقی خوانده وزحمت زیادی کشیده تا به اینجا رسیده و این نباید به اشتباه،از طرف بقیه دوستان به غرور تعبیر شود..به شخصه دراطرافم با این که موسیقیدان نیستم افراد زیادی را می شناسم که به این نوع موسیقی علاقه داشته و پیگیری هم میکنن.هر هنرمندی شخصیت خودش را دارد ومطمئنا برای سایر همکارانش هم احترام قائل است..امید هم از این قاعده مستثنا نیست.

سعید
127.0.0.1
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 17:42

امید حاجیلی سعی نکن با حواشی شهرت بدست بیاری
سعی نکن با اسم دیگران خودت نشون بدی

سلطان مشکی با احساسترین صدارو داره

مهدی
127.0.0.1
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 17:42

رضا صادقی که دورش تموم شد دیگه دو سه سال پیش رو بورس بود الان نه محبوبیت انچنانی داره نه البوماش فروش میکنه
امید حاجیلی واقعا فوق العادست کارش به خصوص تو کنسرت ها به تنهایی میتونه یه کنسرت اداره کنه

hedie
127.0.0.1
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 17:42

ببخشید.....مدل جدیده؟؟؟؟؟؟؟؟جدیداادم هایی که تاحالا اسمشون هم شنیده نشده تصمیم می گیرن با اسطوره تنظیم کار کنن یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

127.0.0.1
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 17:42

شک دارین ؟ برین بیوگرافیشو بخونین ...
از حرفش خوشم نیومد ... ولی ایشونو از لحاظ موسیقی کم نبینین ...
ضمن این که اصلا کاراشو دوس ندارم ...
فقط محسن یگانه ... فقط محسن چاووشی

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 17:42

متاسفانه همه هنرمندا کارشون شده که بیان و از همدیگه انتقاد کنن تا توجه یه سری رو به خودشون جلب کنن.
دوستان عزیز، سعی کنید به وسیله اخلاق و هنرتون محبوبیت به دست بیارید، نه با کوبیدن دیگران.
در هنر و توانایی های امید حاجیلی هیچ شکی نیست. حتی یادمه چند سال پیش که رهبری ارکستر رضا صادقی رو بر عهده داشت، چقدر حرفه ای و پر انرژی بود. اما نمیدونم چرا دوست داره همش از رضا صادقی بد بگه.
جالبه تا حالا دو سه بار مصاحبه کرده و تو همش از رضا صادقی انتقاد کرده! و این معنی نداره.
بهتره هنرمندا از هم حمایت کنن تا هوادارا هم از اونا...
( از همه ی دوستان عزیز و هوادارای خوب سلطان مشکی خواهش می کنم که فقط درباره رضا صادقی نظر بدن و خدای ناکرده عصبانی نشن. )

موج مشکی 2 / اتحاد مشکی پوشان
www.mojemeshki.blogfa.com
تشکل اینترنتی حمایت از رضا صادقی و آلبوم یادگاری

127.0.0.1
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 17:42

این بابا کی هست که به خودش اجازه میده راجع به رضا صادقی نظر بده ؟؟؟

سعید.ح.ز
127.0.0.1
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 17:42

اینکه شما اسم اسم امید حاجیلی رو نشنیدین دلیل بر این نمیشه که امید کسی نباشه!

موثعی که رضا صادقی داشت توی رستورانای کیش گیتار میزد امید موزیک ححرفه ای کار میکرد

الانم آقای صادقی همه زیبایی کنسرتهاشو از امید داره... و سیروان

چه جالبین شما!

saeed***kish
127.0.0.1
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 17:42

اگر جنابعالی حرفه ای بودید رضا صادقی شمارو از گروهش بیرون نمیکرد رضا صادقی یک خواننده کاملا حرفه ای است این رو بار ها به مردم ثابت کرده

hedie
127.0.0.1
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 17:42

ببین سعیدح.ز از کسی طرفداری کن که ارزش داشته باشه.......
اصلا تمام حرف های تو درست ........ولی درسته این اقایی که ازش طرفداری می کنی اینجوری حرف بزنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

127.0.0.1
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 17:42

همیشه گفتم بازم میگم امید حاجیلی به آقای صادقی مدیونه و دینشم ادا میکنه حتما....

-
127.0.0.1
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 17:42

امید حاجیلی موزیسین خوبی است اما این دلیل نمیشه به اقای صادقی توهین کنه اقای صادقی یکی از حرفه ای ترین خواننده های ایرانه حاجیلی فقط کافیه به ارکستر رضا حال توجه کنه تا بفهمه حرفه ای یعنی چی وقتی که رهبر ارکستش بهنام ابطهیه ونوازندگانی چون پیام تونی مسعود همایونی حسین شریفی و... دیکه نیازی به تو نداره

ساناز
127.0.0.1
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 17:42

khili khosh tipeeeeeeeeeeeeee bahaleeeeeee

افزودن یک دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.