.

تبلیغ بالای قطعه

.
شنبه 1 فروردین 1394
خواننده: 
آهنگساز: 
ترانه‌سرا: 
تنظیم‌کننده: 
نوازنده: 
احسان نی‌زن (کمانچه)
میکس و مستر: 
امید اکبری
عکاس: 
امیر نیکبخت
طراح: 
سعید داوودی / تایپوگرافی: امیرحسین شوپایی
plays 326770
طی همکاری با سریال تلویزیونی «سر به راه»؛

دیدگاه‌ها

نیما
91.98.226.132
یکشنبه 2 فروردین 1394 - 01:41

یه کار بی نظیر دیگه از اهورا ایمان عزیز...
مرسی از سلیقه ی تهیه کننده های سریال شبکه تهران

دوشنبه 3 فروردین 1394 - 01:09
فهیمه مقدم

پیوند ترانه زیبای اهورا با صدایش " دعا می کنم " به دل می نشیند
دعا می کنم همواره موفق و پیروز باشد

91.99.21.78
سحر
5.135.20.35
یکشنبه 2 فروردین 1394 - 03:01

مثل همیشه عالی <3

سحر
5.135.20.35
یکشنبه 2 فروردین 1394 - 03:07

مثل همیشه عالییییییییییییییییییییییییییییی <3

باران
2.146.106.237
یکشنبه 2 فروردین 1394 - 04:33

خيلي كار قشنگيه.خيلي خاصه با اينكه ريتم نوحه داره ولي ملودي اينقدر مدلاسيون زيبايي شده كه كارو شيرين و دوست داشتني كرده

hamed
2.146.106.237
یکشنبه 2 فروردین 1394 - 04:42

Ostad iman ali bud va bazam ba ehsas. Payande bashid

امير احساني
2.146.106.237
یکشنبه 2 فروردین 1394 - 05:37

خيلي خوب بود اهورا،عالي بود يك دل سير گريه كردم باهاش.بيشتر از صد دفه گوش دادم.فقط ميتونم بگم عيدمو ساختين عمو اهورا دم شما گرم.واقعا مرسي اهورا ايمان

مهدیس
37.129.91.170
یکشنبه 2 فروردین 1394 - 09:26

عالی بود.. امیدوارم به زودیه زود کارای بی نظیر دیگه ای از ایشون ببینیم

یکشنبه 2 فروردین 1394 - 09:31

ماشاالله. درود بر اهورای عزیز. اثری زیبا با صدایی دلنشین و شناسنامه دار. امیدوارم موفق باشی مثل همیشه.

ایمان
151.245.123.157
یکشنبه 2 فروردین 1394 - 09:58

زیبا بود اهورا جان
بعد اینک کم لطفی خوانندگانی که به وسیله تو اسمشون سر زبونها افتاد رو دیدم و متعاقب اون کار تو با خواندگانم درجه 3 ...

خیلی دلم برای غریبیت سوخت ..از بی وفایی دنیا ..دنیایی که ادماش مث همیشه به راحتی زود گذشتشون رو فراموش میکنند
خدا رو شکر با تکیه بر اعتماد به نفس خودت و کمک خدا دوباره اسمت بر سر زبونها افتاد .
یه حدیثی امام علی داره که میگه بالاترین سرمایه اعتماد به نفس است خود من که از صمیم قلب دوست داشتم فکر نمیکردم بتونی تو این مقوله موفق باشی

shayan60
5.237.243.38
یکشنبه 2 فروردین 1394 - 10:16

دعا میکنم . به به واقعا یک شاهکار دیگه از اهورا ایمان عزیز به امید روزی گه بیایم برج میلاد کنسرت ایشون چون واقعا باعث افتخار است که ایشون را از نزدیک دید

مینا
37.114.229.112
یکشنبه 2 فروردین 1394 - 10:46

لطیف و زیبا. ممنون

امیر
46.41.248.152
یکشنبه 2 فروردین 1394 - 10:54

مثل همیشه یک کاربسیار با ارزش و زیبا از استاد اهورا ایمان عزیز ... واقعا لذت بردم

حنا
5.223.216.250
یکشنبه 2 فروردین 1394 - 14:05

عالی بود

امير
2.146.77.31
یکشنبه 2 فروردین 1394 - 14:57

اي جانم اهورا تبريك براي اين كار زيبا تبريك تبريك تبريك

پرهام
66.228.61.73
یکشنبه 2 فروردین 1394 - 15:06

این دو گانگی زبان از ترانه سرایی با این سابقه بعیده
"نمونم" نباشم
"نمانده" صبر و طاقتم
.
آقای ایمان! ترانه های اخیر شما ضعف پرداخت دارند، شما تحصیل کرده ی ادبیات هستید، شما درست ننویسید چه کسی قراره درست بنویسه؟

دوشنبه 3 فروردین 1394 - 03:33
باران

از آنجا كه به نظر مي آيد با ادليات آشنايي داريد بعيد است با حركت زبان بين معيار و محاوره آشنايي ندتشته باشيد.چيزي كه شما به عنوان نقطه ضعف مطرح ميكنيد نقطه ي قوت اين اثر است.زبان موجود زنده اي است كه فاصله ي ميان تأليف معيار و محاوره اش قطعا مرز مشخص ندارد.اين از هنرمندي جناب ايمان است كه بين معيار و محاوره با ظرافت به تأليف مي پردازد.

2.146.77.31
دوشنبه 3 فروردین 1394 - 18:13
پرهام

ممنون از لحن قابل احترام تون
دو گانگی زبان در هر شرایطی ضعف تالیف محسوب میشه
مگر در ایجاد «فرم» و خروج از فضای اصلی شعر
به عنوان مثال، زمانی که در یک شعر، راوی دست از روایت کردن بر میداره و فرضا چند جمله رو از جانب یکی از کاراکترهای موجود در شعر «نقل قول» می کنه، در راستای ایجاد فرم روایی می تونه «تمام ارکان جملات» اون فرد معین رو به زبان محاوره بیان کنه
تمام ارکان جملات یعنی:
اگر بی تو باشم «نمانم» نباشم
در حالی که در این شعر گفته شده:
اگر بی تو باشم «نمونم» نباشم
دقت کنید
به این میگن: دوگانگی زبان، این دوگانگی ضعف تالیف محسوب میشه
من فقط از این مصرع مثال میارم، اما این ضعف تالیف در تمام شعر وجود داره
اگر: «حرف ربط» در فرم معیار (که شکل محاوره ش باید «اگه» باشه)
نمونم: «فعل» در فرم محاوره (که شکل معیارش باید «نمانم» باشه)
پس ما در یک مصرع 2 عنصر کاملا متضاد داریم، یکی «معیار» و دیگری «محاوره»
آقای ایمان خودشون تحصیل کرده ی ادبیات هستند
از خودشون بپرسید که آیا این دوگانگی زبان هست یا نیست؟
و بپرسید چطور ممکنه در یک شعر، با یک «راوی» و بدون کوچکترین تغییری در فضا و فرم، یک فعل به دو شکل محاوره و معیار استفاده بشه؟
نمونم (شکل محاوره از فعل ماندن)
نمانده (شکل معیار از فعل ماندن)

من به شما میگم مشکل از کجاست؟
مشکل اینجاست که بعضی از واژه ها در یک وزن عروضی یا ریتم موسیقایی، درست و به خوبی نمی نشینن
برای اینکه به جهد و با زور بنشونیم شون، مجبوریم اگر زبان اثر «معیاره» اون یک واژه ی دردسر آفرین رو استثنائا به صورت شکسته و «محاوره» به کار ببریم، و امیدوار باشیم که کسی متوجه نشه
همین طور برعکس این قضیه هم صادقه
و به این میگن «ضعف تالیف»

80.85.87.188
دوشنبه 3 فروردین 1394 - 23:50
باران

بنا بر بي احترامي نبوده اقاي پرهام
شما از بديهيات ادبي صحبت ميكنيد و من از ريزه كاريهاي ادبيات و اگر قرار نباشد بگوييد در نظر گرفتن ريزه كاريها نبايد منجر به زير پا گذاشتن بديهيات شود جواب شما را ميدهم.لزوما شما و اقاي ايمان تحصيل كرده ادبيات نيستيد من هم كارشناس ارشد ادبياتم و دوگانگي را در دوره ليسانس خواندنم و آموختم.زبان معيار لزوما صورت نوشتاري نيست و زبان محاوره لزوما صورت گفتاري.اگر اين را بدانيد مشكل دوگانگي تان حل ميشود.محاورگي در ذات زبان يا اينجا ذات اثر است.اين كه شما مي فرماييد دوگانگي در جايي جايز است كه منجر به ايجاد فرم شود از بديهي ترين اصول روايت است اما اينجا بحث روايت نيست بحث حركت از تشبيب به بدنه و مغز اثر و خروج از آن است.من تصور ميكنم نيازي به توضيح نيست كه در ابتداي اثر قرار نيست مخاطب پي ببرد مخاطب يا معشوق خداوند است و اين اتفاقي است كه در بيتهاي پاياني مي افتد.به همين سادگي يعني چون قرار نبوده اين داستان لو برود اين حركت در طول اثر وجود داشته.هم در بيت اول ميتوان گفت:اگر بي تو باشم نمانم نباشم و هم در بيت مورد اشاره شما ميتوان گفت:نمونده صبر و طاقتم.درك اين ظرائف سخت نيست و عموم از آن ميگذرند ولي حتما جناب اقاي ايمان به اين ها توجه داشته اند.

2.147.210.101
سه شنبه 4 فروردین 1394 - 01:55
پرهام

اگر آقای ایمان به «این ها» توجه داشتند
اتفاقات «این» اثر تا «این» حد در سطح به وقوع نمی پیوست
و زبان ش تا «این» درجه سست نمی بود.
بنده موارد رو ذکر کردم و شواهدش رو هم ارائه دادم
در خانه اگر کس است، یک حرف بس است.
موفق باشید

80.85.87.188
سه شنبه 4 فروردین 1394 - 16:15
باران

خداوند به شما و همه دوستان ناراحت صبر عنايت كند
خروج شما از عرف ادبيات نقد و نقد ادبيات بر هر كس كه اين سطور را بخواند آشكار است
لاجرم به عرف حضرتعالي و نه عموم كه خاصه حاسدان صبري استوار مسئلت ميكنم

2.146.95.177
یکشنبه 2 فروردین 1394 - 16:36

فوق العاده بود
واقعا دستتون درد نکنه
ممنونم

امير فدايي
164.138.166.37
یکشنبه 2 فروردین 1394 - 22:52

خيلي عالي بود استاد.كاملا مشخصه كه يك روند حرفه اي در خوانندگي تون دنبال ميشه.انشاالله امسال هم البوم بدين هم كنسرت.بي صبرانه منتظر كنسرت تون هستم.زنده باشين استاد اهورا ايمان

عليرضا
2.147.210.101
سه شنبه 4 فروردین 1394 - 04:45

چرا بعضيا نميتونن موفقيت شما رو ببينن آقاي ايمان؟؟
انگار خوانندگي سهم اوناس
خب برادر من تو هم بخون
كامنتاي قصه اينجوري نبودو كه خوندم فهميدم خيليا دوست ندارن تو بخوني برادر ولي مردانگي كن و طاقت بيار. همينا كه امروز ايراد مي گيرند فردا كنارت عكس ميندازن دنيا اينجوري هست برادر

سحر
2.146.95.177
سه شنبه 4 فروردین 1394 - 15:49

حسادت رو از ايرانيها بگيرن موسيقيمونم پيشرفتش محسوس تر ميشه.
خوب برادر من تو هم بخون:)))
استاد دعا ميكنم صحه اي بود بر توانايي شما در زمينه خوانندگي هم.
دعا ميكنم سال سال موسيقي و ترانه و عشق باشد.

فرهاد
2.146.95.177
سه شنبه 4 فروردین 1394 - 18:41

جناب استاد ايمان
سالهاست كه به طور مستقيم و غير مستقيم شاگرد شما بوده ام و خواهم بود از جلسات عصر شعر و ترانه تا كانون زمستان و در اين سالها سعي كرده ام از شما بياموزم و چه خوشبخت بوده ام كه كسي كه معلمم بوده نه فقط معلم ترانه كه معلم اخلاق هم بوده و هست و حالا بايد اعتراف كنم كه كم نبودند كساني كه مرا از نزديك شدن به شما و اموختن از شما برحذر داشته اند و اكنون در مي يابم كه تنها دليل اين دشمني حسادت بوده و هست.تمام اين كساني كه كمر به مخالفت با شما بسته اند همان ترانه سراهايي هستند كه توان رقابت با شما را ندارند،همانهايي كه هنوز يك كار موفق به مردم تقديم نكرده اند همانها كه در جلسات به شما لبخند ميزنند و پشت سر شما خنجر.از اينها نهراسيد.همانطور كه براي مردم ترانه هاي ناب نوشتيد و به دلهايشان راه پيدا كرديد با صدايتان هم در دلهايشان جا مي يابيد.نه در ترانه مخاطب شما اين خرده گيران مغرض بودند و نه در صدا.اينها همانهايي هستند كه خروار خروار ترانه هايشان را براي آقايان صدا و تصوير ميفرستند و وقتي مفتخر به اجراي ترانه هايشان مي شوند تصور ميكنند بر قله ترانه پا گذاشتند.مخاطبان شما مخاطبان شما نيستند مخاطبان درك و فرهنگ و كلام و صداي اهورايي شما هستند كه هرگز شما را تنها نگذاشته اند و نخواهند گذاشت.فقط رهايشان نكنيد و زودتر البوم بدهيد و كنسرت.تا كور شود هر آنكه نتواند ديد

حسين
2.146.81.40
شنبه 8 فروردین 1394 - 12:27

دوسش دارم
كلا اهورا رو با ترانه ها و صدا و آهنگاش دوس دارم

alireza behroozinia
2.146.81.40
شنبه 8 فروردین 1394 - 13:03

kheyli ziba
kheyli garm
kheyli aasheghaneh
tabrik jenabe ahoora

مستانه
188.88.47.6
چهارشنبه 20 خرداد 1394 - 16:15

لایک. لایک. لاو

افزودن یک دیدگاه جدید

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.
متن ترانه

اگر بی تو باشم نمونم نباشم
به جز این منِ بی‌نشونم نباشم
دعا می‌کنم بی غمِ حضرتِ عشق
همین خسته‌ی نیمه جونم نباشم

گرچه تسلیم موج گناهم ولی
با تمام وجودم دعا می‌کنم
در شب کوچ غمگین ماه کبود
از ته دل خدا مو صدا می‌کنم

ببین،به کنج غم نشستمو
بگیر،سراغ قلب خسته‌مو
بیا،بیا که دل شکسته مو
به جز تو محرمی ندارم

اگر،غریق موج حسرتم
نمانده صبر و طاقتم
بیا که همدمی ندارم

گرچه تسلیم موج گناهم ولی
با تمام وجودم دعا می‌کنم
در شب کوچ غمگین ماه کبود
از ته دل خدا مو صدا می‌کنم