.

تبلیغ بالای قطعه

.
24 آبان 1395
خواننده: 
آهنگساز: 
تنظیم‌کننده: 
plays 64525
به همت مرکز ارتباطات و امور بین‌الملل شهرداری تهران

دیدگاه‌ها

سه شنبه 25 آبان 1395 - 07:25

سلام علیکم . درود و سلام و رحمت خدا بر حامد زمانی ، این جوان انقلابی و مسلمان غیور که یک تنه ، بار موسیقی انقلاب را در زمان ما به دوش می کشد . این آهنگ هم واقعا درجه یک بود . خیلی لذت بردم . اجر حامد زمانی مع السید الشهداء... نحن صامدون...

ایستاده
46.143.178.141
سه شنبه 25 آبان 1395 - 19:39

شعر فوق العاده زیباییه!
در کل عالیه

سه شنبه 25 آبان 1395 - 23:06

محشره محشررررررر

kosar
46.224.131.93
چهارشنبه 26 آبان 1395 - 02:04

عالی بود ،خسته نباشید و خدا قوت

محمدرضا
37.27.208.203
شنبه 4 دی 1395 - 14:37

فوق العاده است

پردیس
151.234.146.225
سه شنبه 7 دی 1395 - 16:41

عالی بود واقعا ممنونم

سیده
188.215.240.161
چهارشنبه 29 دی 1395 - 17:37

داداش‌توفوق العاه‌ای

حسین
31.57.225.14
شنبه 14 اسفند 1395 - 23:38

مثل همیشه عالی

زهرا
151.240.104.183
پنجشنبه 26 مرداد 1396 - 16:28

اگر اوراه ام قلبم در ایوان تو جا مانده

افزودن یک دیدگاه جدید

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.
 
متن ترانه
من از مشهد، من از تبریز، از شیراز و کرمانم
من از ری، اصفهان، از رشت، از اهواز و تهرانم
نمی‌دانم کجایی هستم؛ اما خوب می‌دانم
هوایی هستم و آواره ‌ای در مرز مهرانم

اگر آواره‌ام قلبم در ایوان تو جا مانده
دلم با هر قدم با هر نفس؛ اسم تو را خوانده
غم عشقت بیابون پرورم کرد و میان راه
یکی پرسید تا کرب‌وبلا چند تا ستون مانده؟!

یکی جارو به دست و آن یکی گوشی به گوش آمد
یکی بر شانه مشک و آن یکی پرچم به دوش آمد
در این موکب سخن از کوفه؛  آن موکب سخن از شام
یکی از هوش رفت اینجا؛  یکی آنجا به هوش آمد!

اگر آواره‌ام قلبم در ایوان تو جا مانده
دلم با هر قدم با هر نفس؛ اسم تو را خوانده
غم عشقت بیابون پرورم کرد و میان راه
یکی پرسید تا کرب‌وبلا چند تا ستون مانده؟!

چه شیرین است با عشقت دویدن در بیابان‌ها
به عشقت هم به دل جارو زدن هم در خیابان‌ها
نه تنها در میان تربتت داری شفا حتي
به خاک زیر پای زائرت دادند درمان‌ها

ستون یک هزار و چهارصد یعنی سلام آقا...
سلام ای بی کفن، ای تشنه لب، ای مانده در صحرا
به سقای علمدارت قسم؛ ما پای پیمانیم
به شوق یاری آرام جانت؛ مهدی زهرا

اگر آواره‌ام قلبم در ایوان تو جا مانده
دلم با هر قدم با هر نفس اسم تو را خوانده
غم عشقت بیابون پرورم کرد و میان راه
یکی پرسید تا کرب‌وبلا چند تا ستون مانده؟!