.

تبلیغ بالای قطعه

.
5 آبان 1397
خواننده: 
آهنگساز: 
تنظیم‌کننده: 
plays 41208
با مجوز ارشاد به سفارش موسسه ی منتظران منجی

دیدگاه‌ها

امیر رضا
5.127.42.175
دوشنبه 7 آبان 1397 - 16:52

افرین متفاوت خونده به دل میشینه اهنگ

فاطمه
91.251.127.67
چهارشنبه 9 آبان 1397 - 00:15

عالیییبی بوددددددددد

پویا
151.239.180.216
چهارشنبه 9 آبان 1397 - 20:01

به نویسنده سایتتون بگید بره استفاده از هکسره رو یاد بگیره . زشته خدایی . قلبه منافق؟؟ جبرانه نشستن ؟؟؟ جهانه گذران؟؟

پنجشنبه 10 آبان 1397 - 16:04

عالیه فرمانده

تابناک
31.59.228.140
یکشنبه 13 آبان 1397 - 12:53

عالییی...چشم هرچی منافق اسلامیه کورررررررر

یکشنبه 13 آبان 1397 - 22:38

عالی

شیوا
5.234.79.140
سه شنبه 15 آبان 1397 - 15:15

عالی

پویا
46.225.183.138
پنجشنبه 17 آبان 1397 - 18:23

عالی بود. عالی و دلنشین

افزودن یک دیدگاه جدید

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.
متن ترانه

آغار ما تویی و سرانجام ما تویی بی تو مسیر عشق به آخر نمیرسد
بر سردر سرای محبت نوشته اند با سر کسی به محضر دلبر نمیرسد

در راه جابر این همه عمار و میثم است , در راه جابر این همه عمار و میثم است
باز این چه شورش است که در خلق عالم است , باز این چه شورش است که در خلق عالم است

سالار هر مبارزه بی ادعا حسین ای کشته ی وحوش مقدس نما حسین
ای کشته ی وحوش مقدس نما حسین

 

لبیک یا امامی لبیک یا حسین , لبیک یا امامی لبیک یا حسین

باز برخیز که در غافله حاضر باشی در جهانه گذرانی که مسافر باشی
وقت جبرانه نشستن شده برخیز و بیا اربعینست در آن کوش که جابر باشی

در مسیری که در آن یار طلب کرده تو را شرط اول قدم آنست که ناصر باشی
چه کریمست اگر حر بشوی میبردت چه کریمست اگر حر بشوی میبردت
تا که همپای حبیب ابن مظاهر باشی

کربلای تو همین جاست همین امروزست

کربلای تو همین جاست همین امروزست عهد کن با ولی عصر معاصر باشی

در دل اگر که گندم ری کشته ای نیا خود را به پای درهم اگر کشته ای نیا
نورش نصیب قلبه منافق نمیشود دلبسته ی مقام که عاشق نمیشود

جای نشستن است مگر زیر نام تو بی رگ چگونه دم بزنم از قیام تو
این دستها که چوب علم را گرفته اند بی شک چنین گلوی ستم را گرفته اند

در کشتی نجات خدا ناخدا حسین راز به هم تنیدن دلهای ما حسین
حب الحسین یجمعنا شد نشان ما در خیمه ی حسین یکی شد زبان ما

محشر کبری به پا کرد است آن ذبح عظیم بار بربندید بار بربندید بسم الله الرحمن الرحيم