.
14 اردیبهشت 1395
اثری از: 
خواننده: 
آهنگساز: 
ترانه‌سرا: 
تنظیم‌کننده: 
هم‌خوان: 
نوازنده: 
دارا دارائى، ابراهیم علوی، حمزه یگانه، شایان فتحى
تهیه‌کننده: 
احسان رسول‌اف
ضبط: 
شایان فتحی
طراح: 
مجتبی ادیبی
plays 1740040

دیدگاه‌ها

چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 - 10:18

بسیار بسیار شعر و آهنگ و خوانش خوبی داشت.

پنجشنبه 30 اردیبهشت 1395 - 23:29

عجب کار فوق‌العاده ای شده، خیلی عالی.

جمعه 11 تیر 1395 - 16:42

عالیه متنش

جمعه 11 تیر 1395 - 16:44

عالیه متن آهنگ سازیش

پنجشنبه 28 مرداد 1395 - 09:54

hadeaqal roozi 10bar goosh midam be in track
fooqoolaadas

دوشنبه 25 بهمن 1395 - 16:29

جن رفته در این شعر در این وزن عروضی واقعا فوق‌العاده بود خیلی متفاوت بود

سه شنبه 7 شهریور 1396 - 00:33

لذت بردم از ترانه زیبا و صدای گیرا و تنظیم جذاب

جمعه 10 آذر 1396 - 17:06

عالی بود

شنبه 11 آذر 1396 - 10:00

آواره بشُم مملکتُم دست تو باشه ❤
عالی بود موفق باشین

سه شنبه 5 دی 1396 - 21:28

این شعر معرکه ست
آهنگ و موزیک و صدای رضا کولغانی معرکه ترش کرده

شنبه 14 بهمن 1396 - 07:16

عاااالييييي

جمعه 17 فروردین 1397 - 13:37

بسیار زیبا...

سه شنبه 21 فروردین 1397 - 19:07

بین این همه کارهای بدردنخور این روزها این یکی متفاوت و لذت بخش بود ..دست خوش.

دوشنبه 24 اردیبهشت 1397 - 06:36

عالاالیییی

جمعه 12 مرداد 1397 - 13:32

شعر موزیک تنظیم خواننده همه چی عالیی کار تمیز و درحد

پنجشنبه 17 مرداد 1398 - 08:36

عالی
واقعا لذت بردم ممنون

چهارشنبه 27 شهریور 1398 - 20:56

بی نظیر بود...لذت بردم...

افزودن یک دیدگاه جدید

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.
متن ترانه
می‌ترسُم از این کشور خوسیده‌ی خوشبخت
بیدار بشُم این طرف مرز نباشی
تو خوُ زمین باشُم و بارونی و گندم
بیدار شُم اما تو کشاورز نباشی
می‌ترسُم از اینجا بری و خونه بُرُمبه
له شُم تو به معماری آوار بخندی
آواره بشُم مملکتُم دست تو باشه
هیهات اگر ارتش موهاتِ نبندی
 دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید
می‌ترسُم از اون لحظه که دیوونه نباشی
هی پست کنُم عمر عزیزُم در خونه‌ات
یک عمر کسی در بزنه خونه نباشی
ایجاد شدی در بدنُم مثل یه بحران
بحران شدُم از بوسه‌ی ایجاد شونده
پایان غم‌انگیز خودُم منتظرم هست
می‌ترسُم از این لحظه‌ی فرهاد شونده
افسار پریشونی من دست خودُم نیست
جن رفته در این شعر در این وزن عروضی
می‌ترسُم از این حیف شدن، حیف اگر تو
حتا به منِ پاره شده چشم ندوزی
دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید
می‌ترسُم از اون لحظه که دیوونه نباشی
هی پست کنُم عمر عزیزُم در خونه‌ات
یک عمر کسی در بزنه خونه نباشی