.

تبلیغ بالای قطعه

.
30 شهریور 1396
اثری از: 
خواننده: 
آهنگساز: 
ترانه‌سرا: 
تنظیم‌کننده: 
نوازنده: 
دارا دارائی (گیتار باس) - حمزه یگانه (کیبورد و بلبل ترنگ) - ابراهیم علوی (گیتار) | نوازنده میهمان: شایان فتحی (درامز و سازهای کوبه‌ای)
میکس و مستر: 
شایان فتحی
تهیه‌کننده: 
احسان رسول اف
صدابردار: 
مازیار مرتاضیه (استودیو تم)
plays 53903
مجوز: 00890/ق/96/6 - کتابخانه ملی:  18856و
مقدمه و موخره این قطعه با اقتباس از la catedral اثرAgustin Barrios ساخته شده است.

دیدگاه‌ها

Behro
5.124.144.8
جمعه 31 شهریور 1396 - 09:43

تو این بازار تکراری با ترانه های داغون(البته بغیر از ترانه های حسین صفا) کار گروه داماهی واقعا تحسین برانگیز و شنیدنیه ...البته به شخصه جاده لغزندست رو بیشتر دوست داشتم

wolf
5.115.164.114
شنبه 1 مهر 1396 - 21:10

افتخارمونن مابندریون گروه داماهی

حمید
91.241.20.62
یکشنبه 2 مهر 1396 - 15:45

آهنگای جنوبی نیاز به ریتم های بندری داره تا به دل بشینه . این آهنگ و آهنگ لنج و بیوه وقتی ریتم بندری به خودش می گیره لذت بخش تر می شه . امیدوارم آهنگسازای عزیز و رضا کولغانی به این نکته توجه کنن

فرشاد
185.129.199.81
شنبه 8 مهر 1396 - 01:18

عالی بود

افزودن یک دیدگاه جدید

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.
 
متن ترانه

دلُم گتشن از ای روزگار نامردی
(دلم گرفته از اين روزگار نامردی)
يكی از غصه نَمُردن يكی از درد بی دردی
(يكی از غصه مي‌ميرد، يكي از درد بی‌دردی)
دلُم گتشن از ای روزُن سياه مث شوو
(دلم گرفته از اين روزهای سياه مثل شب)
نه جرات امهه وا بيداری و نه زهره خوو
(نه جرات بيداری دارم، نه يك لحظه زهره خوابیدن)

خووم پُر از گرازن و كراسن پر از گريخ و عذاب
(خوابم پر از گرازان و بزمچگان است و پر از گريه و عذاب)
سرابَ هَر چه که ديدُم صبا هميشهَ سراب
(سراب بود هرچیزی كه ديدم، فردا هميشه سراب)

دلُم دلُم دلُم
(دل من، دل من، دل من)

دلُم هماوه كه ای چشمونت تكون ايخا
(دلم از همان وقت كه اين چشمانت تكان خورد)
غزل ترين غزلُم تخت آسمون ايخا
(غزل¬ترين غزلم به تخت آسمان خورد)

دلُم چنون گتشن از ای عمر تلخ و بی‌حاصل
(دلم چنان گرفته از اين عمر تلخ و بی‌حاصل)
اگم خوشا هما كه نه احساس ايهه نه جون و نه دل
(مي‌گویم خوشا به كسی كه نه احساس دارد، نه جان و نه دل)

خووم پُر از گرازن و كراسن پر از گريخ و عذاب
(خوابم پر از گرازان و بزمچگان است و پر از گريه و عذاب)
سرابَ هَر چه که ديدُم صبا هميشهَ سراب
(سراب بود هرچیزی كه ديدم، فردا هميشه سراب)

ابراهيم منصفی
(گويش مينابی)