Manou Sarmast مانو سرمست اسحاق انور
پدیدارشناسیِ محمد رضا شجریان
شجریان به مثابه ی عیارِ زیبایی شناختیِ موسیقی ایرانی
[ پویا سرایی - آهنگساز و نوازنده سنتور ]

 
این نوشتار بر این پیش فرض استوار است که استاد محمد رضا شجریان هنرمند پرآوازه‌ی سده ی معاصر ، ابعادی فراتر از یک خواننده داشته است . اثر گذاریِ او در طول دهه های اخیر هم به جهتِ  نفوذ در اقشار غیرمتخصص و غیر نخبه ی فرهنگِ ایرانی و هم در بطنِ اندیشه ی نخبگان بوده است  ؛ این در حالی است که برخی از اقداماتِ فرهنگیِ ایشان نظیر سازسازی یا خوشنویسی را به حساب نیاوریم و یا آگاه باشیم که ایشان آهنگساز یا تنظیم کننده نیز نبودند . با این وجود یک تنه به آوازی متکی بودند که همین آواز ایشان را نه بعنوان هنرمندی بزرگ که در جایگاه متر و عیار زیباشناختیِ موسیقی ایرانی نیز قرار داده است .

در این نوشتار تکیه بر وجوه تمایزی است که شجریان را از دیگر هم صنفانِ خود متمایز کرده است . این جستار با رویکرد پدیدارشناختی در جهتِ تبیینِ این ابعاد است .

هرچند سخن از محمدرضا شجریان هنرمند نام آشنایی که خود به مثابه ی متر و عیار موسیقی و زیباییِ موسیقی است در یک جستار به هیچ وجه نمی تواند سزاوارانه باشد ؛ اما می توان اشارتی مجمل و گذرا به ابعادِ موسیقاییِ ایشان بعنوان یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین هنرمندان سده ی معاصر داشت .

1) پدیداریِ موسیقایی:
هنرِ خوانندگیِ استاد شجریان نه تنها در نزد عوام که در نزدِ همه ی اهالیِ موسیقی از دیرباز دارای وجاهتِ قنی فوق العاده بوده است . عمده دلایلی که اهالیِ فن با نظر به آن بر هنرِ شجریانِ بزرگ صحه گذارده اند شاید در کوتاه ترین تعاریف بدین صورت قابل طبقه بندی است: 

الف) فن آموختگی:
یکی از مهمترین ابعاد هنرِ استاد شجریان ، دانشِ بسیار وسیعِ ایشان در شناختِ گوشه های موسیقی دستگاهی ایران است . این دانش در هر دو جهت کمیت و کیفیت قابل بررسی است . برای مثال درکِ استاد ، از یک گوشه ی متعارف (مانند شهناز در دستگاه شور) از سویی، بسیارعمیق ، صحیح و از سویی همراه با خلاقیتِ فردی ایشان ارائه شده است . از طرفی، استاد شجریان گوشه هایی آموخته بودند که بسیار نادر ، مهجور و ویژه هستند بطوریکه این نواها در ذهنِ کمترِ استادِ موسیقی ایرانی ثبت و ضبط شده است.

به عبارتی ، یکی از مهمترین ابعادِ مقبولیتِ استاد شجریان ، همین آموزش طولانی ، عمیق و وسیعِ موسیقی ایرانی است که توسط استادان قدرقدرتی چون : مهرتاش، برومند ، عبادی، دوامی، پایور به او انتقال یافت . هوش و ذکاوتِ ایشان در به خاطر سپردنِ این نغمات و استفاده ی به جا از آنها در صفاتِ بارزِ هنر شجریان بوده است . اقبالِ بلند او در معاشرت با بهترین اساتید زمانه ی خودش نیز به تعمقِ این فن آموختگی کمک شایانی کرد. به عبارتی اجمالی، شجریانِ بسیار شاگردی کرده بود و خود استادِ بزرگی در این راه شده بود.

ب) آشناییِ کافی با موسیقی سازی:
استاد شجریان نوازنده ی بسیارخوب سنتور بود . ایشان مدتها شاگرد سنتورنوازی استادِ بی بدیلِ سنتورنوازی، استاد فرامرزپایور بوده و از این رهیافت با بسیاری از وجوهاتِ موسیقیِ سازی نیز آشنا بود . کسانی که موسیقیِ ایرانی کار کرده اند به خوبی به این اصل آگاهند که رسانه یا مجرای کلام با رسانه یا مجرای ساز تفاوتهای بنیادین دارند . به این جهت ، نوازندگانی که با موسیقیِ آوازی آشنایی دارند موفق تر هستند و بر همین آموزشِ ردیف های آوازی برای نوازندگانِ موسیقی ایرانی یک مرحله ی کاملا ضروری به حساب می آید . از سوی دیگر، خوانندگانی که با موسیقیِ سازی آشنا باشند ، از جهاتِ بسیاری از قبیل ، ادراک ریتمیک و ملودیک توانمندترند و تواناییِ اندیشیدن با  رویکردِ موسیقیِ سازی را دارند و دقیقا همینجاست که تفاوت ها بروز می کند . به این ترتیب،منطقی است اگر شجریانیِ که موسیقیِ سازی را با سنتور بطور مستمر و حرفه ای با استادی صاحب نام دنبال کرده بود ، می توانست توانمندی های و ویژه ای به نسبتِ دیگر خوانندگانِ ناآشنا به موسیقیِ سازی داشته باشد.
 
ج) آشنایی با هنرهای مختلف سنتی ایران:
موسیقی بعنوان یکی از اجزای پیکره ی هنر سنتی ایران ، از دیگر هنرها جدا نیست. بسیاری از فلاسفه با تکیه بر مصادیقِ مختلفی در حکمت و اندیشه ی هنر سنتیِ ایران، بر این یکپارچگی تاکید ورزیده اند . حال با این پیش فرض ، در شرایطی که موسیقی را عضوی از پیکره ی هنر سنتی ایرانی قلمداد کنیم ، می توان به ارزشِ آشنایی با دیگر هنرها را دریافت . استاد شجریان ، خوشنویسِ ممتاز بودند ، آنگونه که صفی الدین ارموی در قرن هفتم نیز موسیقیدان وخوشنویسِ دربار عباسی بود و برخی از متفکران از تهاترِ دوجانبه ی موسیقیو خوشنویسی در هنر ایرانی بارها سخن گفته اند . شجریان مسلح به خوشنویسی بود ؛ سازسازی می دانست . کشاورزی را عمیقا تجربه کرده بود ؛ عکاسی را پی گیری می کرد ؛ همه این هنرها ، خودآگاه یا ناخودآگاه بر ذهنیتِ هر مجری ، تاثیر خواهد داشت ؛ چنانکه بر بنیادِ اندیشه ی شجریان نیز اثرگذار بوده است.

د) آشنایی با موسیقی نواحیِ ایران:
یکی از مبرزاتِ شجریان ، آشناییِ او با موسیقی نواحی به خصوص موسیقیِ سرزمینِ پدریِ خود خراسان بزرگ بود . این آشنایی از سویی ، بطور غیر مستقیمِ بر غنایِ موسیقایی او می افزود و از سوی دیگر ، بطور مستقیم در کارهای متاخر او بعنوانِ سبکی نوین بروز کرد .

چنانکه علاقمندان موسیقی ایرانی نیک آگاهند ، آلبوم شب سکوت کویرِ شجریان با آهنگسازیِ کیهان کلهر نقطه ی عطفی از ورود گفتمانِ موسیقی نواحی به موسیقی دستگاهی ایران بود و باعث خلقِ آثاری با ملودی و اشعار کاملا بدیع در این حوزه شد ؛ برای مثال شجریانی که همواره بر مسندِ شعر بزرگانی چون حافظ و سعدی می نشست این بار خود را با این کلام ، عرضه کرد : ببار ای بارون ببار ... شعری در غیر از اوزان عروضیِ کلاسیک شعر فارسی و با واژگانِ عامیانه ای چون بارون به جای باران . پیشتر از این ، دوبیتی خوانی های او در بسیاری آز آثارش موید آشنایی و علاقه مندیِ او به موسیقی نواحی ایران نیز بود. این گونه ی جدید ( مبتنی بر موسیقی نواحی) تا کنون مصادیقِ زیادی داتشه است و به نوعی پس از آثار شجریان ، جای خود را به شکلی رسمی در بازار موسیقی باز کرد .

ه) آشنایی با قرائت ، تلحین و موسیقی قرآن:
شجریان مانند بسیاری از همتایانِ پیشینِ خود ، قاری ممتاز قرآن و از این رهیافت به بسیاری از نغماتِ موسیقی عرب و نیز تحریرها ، حالت ها و ظرایفِ آن آگاه بود . این آشنایی نخست از طریقِ پدر شجریان که خود قاری توانمندی بود پدید آمد. مقامِ کشوری و نیز یک آلبوم در قرائت و نیز اجرای دعای ربنا در ماه های رمضان از جمله مصادیقی است که بر آشناییِ شجریان بر این حوزه صحه می گذارد . این ویژگی که تا سده ی پیش جزو ضروریات خوانندگانِ موسیقیِ ایرانی بود در بسیاری از خوانندگان همعصر با شجریان دیده نمی شود ؛ فلذا بعنوان امتیازی برای دانشِ موسیقاییِ او به حساب می‌آید.

و) تجربه و توانمندی در گونه های مختلفی موسیقایی:
شجریان توانست در گونه های مختلفِ موسیقایی خود را محک بزند ، تجربه کسب کند و دانشِ موسیقاییِ خود را وسعت بخشیده و البته در بسیاری از آنها موفق باشد . چنین کیفیتی از او خواننده ای تمام عیار ساخت .  او ساز و آوازهای کلاسیک ایرانی را با ظرافت ها  با چاشنیِ خلاقیتِ خود عرضه می کرد ؛ دوبیتی خوانی با نی را با سوز و گدازش را به خوبی انجام می داد . آثار ارکسترالِ ایرانیِ متعددی را با هنرمندان و ارکسترهای مختلف قبل و بعد از انقلاب تجربه کرده بود . در انواعِ آنسامبلهای کوچک و بزرگِ موسیقی ایرانی تجربه ی خوانندگی داشت و بدین جهت تجربه و دانشی ویژه کسب کرده بود . او شیوه های مختلف آوازی را نیز نیک می دانست ؛ شیوه ی اصفهان خوانده بود ، شیوه های کوچه بازاری را نیز تجربه کرده بود ، شیوه ی طاهرزاده ، طلی و بسیاری از اساتید قدیم را فراگرفته و در آنها غور کرده بود .

هرچند این وسعتِ گونه های اجرایی در بسیاری از خواننده های نسل ِ پس از شجریان ، امری تقریبا عادی است اما باید در نظر داشت این ویژگی در عصرِ شجریان نقطه ی تمایزِ مهمی به حساب می آمده است .چنانکه همتایانِ او نظیر استادان گلپا و ایرج تقریبا در یک یا نهایتا دو گونه های موسیقایی خوانده بودند . بدین جهت ، گستردگیِ گونه های اجراییِ شجریان نیز در تمایز او از هم نسلان اش ، بسیار موثر بوده است.

2) پدیداریِ فراموسیقایی:

الف) همنشینی با برترین اساتید :
مناسباتِ اجرایی و حتی مالیِ آثارِ شجریان در طول سالهای اخیر ، نام و آوازه ی ایشان هر هنرمندی را مشتاق برای همکاری با ایشان می کرد . کسی که همراه ایشان بود ، سفر ، کنسرت ، دستمزد مناسب نیز داشت و مهمتر از همه، دیده می شد .اما تا پیش از اینکه شجریان به این جایگاه دست پیدا کند نیز در کنار بسیاری از بزرگان که امروزه در فضای آکادمیک به عنوان عیارِ موسیقیِ ایرانی تلقی می شوند ، نیز حضور مستمر داشت.

ساز وکارِ فرهنگهای شرقی نیز بر این بنیان استوار است که همنشینی های یک هنرمند با هنرمندانِ دیگر به عنوان مهرتاییدی در اصالت و وجاهتِ او تلقی می گردد . بدین ترتیب همکاریِ شجریان از دیرباز با بهترین هنرمندانِ هر عرصه ی موسیقایی( سنتی، ارکسترال، سمفونیک ) به تدریج از او هنرمندی به مثابه ی عیارِ هنر ساخت . به بیانی مصداقی، آثار او با استادان عبادی، بهاری، کسایی، معروفی، شهناز، تجویدی، بدیعی، پایور، لطفی و بسیاری از هنرمندانِ بی بدیلی که خود ، عیارِ موسیقیِ ایرانی در شیوه ها و مکاتب گوناگون بودند ، شجریان را به عنوان یک عیار معرفی کرد.ژ

ب) حضور در رخدادهای اجتماعی :
استاد شجریان ، فرصت یافت تا با حضور در آثار موسسه چاووش ، گروه های عارف و شیدا در رخدادهای انقلاب سال 57 نیز همراه توده های مردم باشد . شاهکارهای کم نظیری از ساخته های استادان علیزاده ، مشکاتیان و لطفی در این دوره ،با صدای شجریان، ورد زبانِ مردم بود و در گستردگیِ نام و نشانِ شجریان بین مردمِ ایران نقش به سزایی داشت . نسلِ جوانی که بخش عمده ی از جمعیتِ ایرانِ آن زمان را تشکیل می داد ، اکنون شجریان را به عنوان خواننده ی مردمی و صدای مردم ایران می شناخت .این جایگاه ، از آن نسل به وجود آمد و به نسلهای بعدیِ جوانانِ آن دوره ، تا کنون ، انتقال یافت .   

ج) نقش ویژه در حفظ و صیانت از موسیقی اصیل ایرانی:
در بین خوانندگانِ هم عصرِ شجریان، بسیاری در اجرایِ موسیقی ایرانی توانمند بودند. اما به نحوی در گونه های مردم پسندِ موسیقی نظیر تیتراژهای فیلم فارسی و یا در اجرایِ موسیقی های مردم پسند در رادیو و تیوزیون نیز فعالیت مستقیم داشتند .شجریان ، علی رغمِ گستردگیِ عملکرد در گونه های مختلفِ موسیقایی ، هیچگاه به طور جدی، پای خود را فراتر از حیطه ی موسیقیِ کلاسیک (ایرانی یا جهانی) نگذاشت .

کلیه ی آثار او در دستگاه های موسیقی ایرانی است ؛ یا حتی در مقامهای ابداعی و توسعه یافته از بطنِ موسیقی دستگاهی( مثل مقام داد و بیدادِ ابداعی توسط استاد حسین علیزاده) ؛ عمومِ آثار او ، حاوی ساز و آوازهای محکم و قانونمندی در دستگاه های ایرانی است بطوریکه شجریان ، هیچگاه از این فرمِ موسیقاییِ مهم ، غافل نشده است. پیش از انقلاب نیز آنچنان که در اقوالِ مشهور است ، شجریان به عنوان یکی از صحیح خوان ترین خواننده ها شناخته می شد وبسیاری از تحلیلگرانِ امروز نیز با تحلیلِ آوازهای ایشان می توانند دقیق ترین و درست ترین تفسیرها از گوشه های موسیقیِ ایرانی را عرضه کنند . به عبارتی ساده تر، سواد و دانشِ شجریان در موسیقی اصیل ایرانی از قدیم زبا تا کنون زبانزد بوده است.

بدین جهت آثار او هیچگاه از حوزه ی موسیقاییِ نخبگانِ جامعه خارج نشد و بدین جهت نزد همه ی اهل فرهنگ و ادب و هنر ، مورد وثوق و وجاهت بود . به این جهت ، نزدِ عمومی هنرمندان ، شجریان به مثابه ی مترِ موسیقی ایرانی تلقی می شد ؛ متر و عیاری که هیچگاه خارج از موسیقیِ اصیلِ ایرانی فعالیتِ جدی نکرد .

خاتمه :
شجریان با تکیه به توانمنی های ویژه ای که داشت و در سطور بالا به اختصار به آنها اشاره شد به تدریج به عنوانِ عیاری مهم در ارزیابی و شناختِ موسیقی ایرانی بدل شد .جایگاهی که اگر چه بسیاری از موسیقیدان ها و خوانندگانِ موسیقی ایرانی کمابیش به آن دست پیدا کرده اند ، با این حال کم و کیفِ آن ، به هیچ عنوان با جایگاه شجریان قابل قیاس نیست.

به عبارتی اجمالی، برآیندی از مولفه های فوق الذکر ، شجریان را نه تنها به عنوان استاد شجریانِ خواننده ، که به مثابه ی متر و عیار موسیقی ایرانی بدل کرد . هنرمندی که در بالاترین قله ی موسیقی دستگاهی از نظر شهرت ، اقبالِ عوام و وثوقِ خواص ایستاده است .

شاید یکی از بزرگترین مصادیقِ عیار بودگیِ شجریان ، تاسیِ بسیاری از خوانندگانِ پس از او به شیوه و سبکِ اجراییِ شجریان است . بطوریکه بسیاری از خوانندگانِ معاصر عموما درگیرِ در هم شکستنِ این عیار برای رسیدن به بیان و شیوه ی شخصیِ خود در آواز بوده و هستند .شهرتِ جهانیِ شجریان از یک سو - که با مدیریتِ صحیح ِ او از انتخاب اشعار تا انتخابِ آثار و حتی محلِ اجرای موسیقیِ خود  - و از سوی دیگر با موردِ وثوق بودن اش نزد خواص، پدید آمد؛ او را به عنوان بزرگترین چهره در موسیقی دستگاهی قرن معاصر معرفی کرد.
منبع: 
سایت موسیقی ما
تاریخ انتشار : سه شنبه 22 مهر 1399 - 10:33

افزودن یک دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.