.
گفت و گو: 
تصویر: 
کوروش کلهر
تدوین‌گر: 
احمد خانی
plays 20073
موسیقی ما - قرار نبود این مراسم «یابود» باشد؛ قرار بود بزرگداشتی باشد با حضورِ همکارانِ پدر و هم‌قطارانش و تمامِ آن کسانی که عمری با پدر سر کرده بودند برای اعتلای فرهنگِ این سرزمین. اجل اما مهلت نداد و کمال‌الملکِ سینمای ایران پرکشید و شد نباید آنچه می‌شد. «یادبود» شد بزرگداشت در مجموعه‌ی فرهنگی- هنری آسمان که این روزها جانی دوباره گرفته است. خیلی‌ها مثلِ علی نصیریان، مسعود کیمیایی، بهزاد فرهانی، داریوش اسدزاده، سید محمد بهشتی، ایرج راد، علی رضا تابش، محمد حسین حیدریان آمده بودند سراپا احترام به بازیگری که به قولِ یکی از دیالوگ‌های فیلمش کاری نکرده بود جز آنکه از جانش برای هنرش مایه گذاشته بود.

در این مراسم «نادر مشایخی» قطعه‌ی «افسوس همه‌ی عمر دیر رسیدیم» را به یاد پدر نواخت. استاد «جمشید مشایخی» سال‌ها از فرزند می‌خواسته تا قطعه‌ای در «اصفهان» برایش بنویسد و نادر به خاظر مشغله‌هایش در زمینه‌ی آهنگسازی و رهبری موسیقی کلاسیک و مدرن، این فرصت را نمی‌یافته است تا سرانجام این قطعه را خلق می‌‌‌کند؛ اما دیر می‌شود و نام‌ش را می‌گذارد: «افسوس همه‌ی عمر دیر رسیدیم» همان دیالوگِ معروفی که پدر در نقشِ «حبیب ظروفچی» در سوته‌دلان گفت.

او در این مراسم ضمن تشکر از فرهنگستان هنر برای برگزاری مراسم نکوداشت جمشید مشایخی بیان کرد: «جمشید مشایخی اوایل سال 80 میلادی به وین آمد و به من گفت:« تو چرا ایرانی بودن را درک نمی کنی؟» در دو ماهی که پدر در کنار من بود من ایرانی بودن را در سه جمله درک کردم اول ایرانی را نباید تهدید کرد، دوم بین ایرانی‌ها نباید تبعیض قائل شد و ایرانی را نباید تحقیر کرد.

او این قطعه را در دو بخش اجرا کرد. در بخش نخست، ضرب زورخانه همراهِ ارکستر بود و در بخش دوم شاه‌نامه‌خوانی شد که زنده‌یاد «جمشید مشایخی» آن را بسیار دوست می‌داشت. نوازندگان بدون نت و او بدون پارتیتور این قطعه را اجرا کردند و در بداهه‌ای کامل این قطعه به اجرا درآمد.
 
 علی‌رضا اسماعیلی (سرپرست فرهنگستان هنر): استاد مشایخی افتخاراتی بسیار بزرگ در کارنامه‌اش دارد
  •  استاد مشایخی هنرمندی مردمی،  اخلاق مدار و به شدت علاقه مند به ادبیات و فرهنگ و هنر کشورمان بود و به مردم کشورش به شدت عشق می‌ورزید.
  • استاد مشایخی هنرمندی با افتخارات بسیار بزرگ و کارنامه‌ای درخشان در حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون بود.
  • تقریبا در اواخر سال گذشته خدمت استاد مشایخی رسیدیم و پیشنهاد شد برنامه بزرگ‌داشتی که برای ایشان در فرهنگستان برگزار شود و ایشان بسیار استقبال کردند. قرار بود این بزرگداشت در اردیبهشت ماه سال جاری در فرهنگستان هنر برگزار شود که متأسفانه به علت درگذشت ناگهانی این استاد عزیز و بزرگ این امکان از ما سلب شد و باعث شد تنوانیم بزرگداشت را با حضور خود شان برگزار کنیم.
  • در کتاب یادنامه استاد مشایخی سبک هنری و همینطور آثار ایشان مورد بررسی قرار گرفته و در قالب چندین مقاله در این کتاب چاپ و منتشر شده است.

سید محمد بهشتی: سازِ او با شاعران ایران کوک بود
  • مرحوم مشایخی تقریبا در هر جایی که سخن می‌گفت از حافظ، مولانا و از ایران و مفاخر آن یاد می‌کرد این ها حکایت از آن دارد که او با مظاهر شاخص فرهنگی انس دارد و این انس بیکار نیست.
  • ما در هنرمندان بزرگ و اصیل مان این را می بینیم که در اثر این انس، ساز آن ها کوک است مهم نیست که در عالم بازیگری چه نقشی را ایفا می کنند حتماً آن نقش دلنشین می‌شود به خاطر آنکه حتی اگر تمام مهارت هایشان را نیز به کار نبرند چون ساز کوک است حتما با صدای دلنشینی شنیده می‌شود.
  • مرحوم مشایخی از جمله معدود سرمایه‌ها و ثروت‌های سینمایی ما هستند که تقریبا با عمر صنعت سینما همراه بودند و یادگارهای خوبی از او باقبی ماند.
  • ما قرار نیست که عمر نوح داشته باشیم بالاخره هر عمری تمام می شود مهم این است که چه چیزی را به یادگار گذاشته باشیم و این یادگار ها هستند که عمر را طولانی می کند.
 
مسعود کیمیایی: افتخار می‌کنم سه فیلم با ایشان کار کردم
  •  من با بازیگر توانا، جمشید مشایخی که هیچ وقت نمی‌توانم بگویم رفته است، سه فیلم کار کردم و در فیلم سرب رابطه خیلی نزدیکی با ایشان پیدا کردم.
  • جمشید مشایخی لایه‌های زیادی با اخلاق‌های متفاوت داشت. در فیلم سرب با ایشان به محله‌های پایین تهران رفتم با هم قدم میزدیم. هردو آن دیوارها و آن کوچه ها را می شناختیم. من زیاد نمی توانم راجع به دوستانی که هستند و جسمشان رفته حرف بزنم حالم خوب نمی‌شود اما راجع به جمشید مشایخی تنها همین را می توانم بگویم که افتخار می‌کنم 3 فیلم را با ایشان کار کردم مشایخی جزء افتخارات سینمای ایران است.

ایرج راد: او صحنه را مکانی برای عبادت می‌دانست
  •  استاد مشایخی هر بار که به روی صحنه می آمد، بر روی صحنه دست می کشید و خاک صحنه را می بوسید. استاد مشایخی صحنه را مکان مقدسی می‌دانست مکانی برای عبادت، جایی که بالاترین مقام را در جهت ارتباط با تماشاگر خود دارد.
  •  او با عشق بر روی صحنه می آمد و عاشق صحنه بود.
  • جمشید مشایخی از تئاتر آغاز کرد. تئاتری که بسیار دشوار است و باید ملالت های بسیار کشید و زحمات بسیاری را انجام داد و به تمرین های سخت تن داد. مطالعه و تحقیق کرد تا بتوان نقشی را ارائه داد که نقشی متفاوت با بازی زندگی باشد یعنی نقشی که آشکار کننده حقیقت و واقعیت باشد. 


افزودن یک دیدگاه جدید

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.