گفت‌وگو با رهبر و آهنگ‌سازِ بین‌المللی ایرانی درباره‌ی ابهاماتی که به تازگی درباره‌ی مدارکِ تحصیلی هنرمندان ایجاد شده است
علی رهبری: به زودی مدارک تازه‌ای از ادعاهای ده هنرمند دیگر ارائه می‌شود
موسیقی ما - درجِ رزومه‌ی تعدادی از اهالی موسیقی در یکی از خبرگزاری‌ها، حاشیه‌های بسیاری ایجاد کرد. در این میان «موسیقی ما» در گفت‌وگویی با «نصیر حیدریان» ابعاد این ماجرا را بررسی کرد. این آهنگ‌ساز و رهبر ارکستر به این مساله اشاره داشت که کار یک هنرمند و تاثیرگذاری‌اش می‌تواند همه چیز را ثابت کند. ضمن آنکه توضیحاتی درباره‌ی شفافیت مدارک تحصیلی‌اش بیان کرد.

حال این بحث در گفت‌وگو با «علی رهبری» ادامه پیدا کرده است. او شنبه‌ی هفته‌ی جاری به دعوت مجدد ارکستر سمفونیک دولتی استانبول کنسرتِ اختتامیه‌ی فصل هنری این شهر را در تالار 3500 نفری کنگره «لطفی کردار» روی صحنه برد. در این کنسرت ویژه اپرا، قطعاتی از آهنگسازانی چون روسینی، دونیزوتتی، راول و سن سانس با همکاری «بیلگیلی» خواننده باس باریتون اهل ترکیه و خانم «گارییا زابال» خواننده سپرانوکولراتور اهل مکزیک اجرا شده است.

با علی رهبری درباره‌ی این اجرا و همچنین مساله‌ی مدارک تحصیلی هنرمندان گفت‌وگو کرده‌ایم:

 
  • شما حتما در جریان این ماجرا قرار گرفته‌اید که یکی از رسانه‌ها به تازگی مطلبی را درباره‌ی سه نفر از هنرمندانِ فعال در موسیقی کلاسیک منتشر کرده است که حاشیه‌هایی را ایجاد کرده است؛ با توجه به آنکه شما سابقه‌ی آشنایی با تمامِ این افراد را دارید، لطفا نظرتان را در این‌خصوص بگویید.
بله من هر سه نفر را خیلی خوب می‌شناسم. وقتی رییس هنرستان بودم؛ خودم چوب رهبری را دستِ آقای «شهرداد روحانی» دادم و پایه‌ی اولیه را با ایشان کار کردم. آقای حیدریان نیز در همان سال‌ها در ارکستر هنرستان ترومپون می‌زد و زمانی که مدیر هنری ارکستر سمفونیک تهران بودم، ایشان را برای رهبری اپرای «عاشورا» دعوت کردم، همچنین به خوبی آقای صهبایی را هم زمانی که در ارکستر سنت‌گالن ابوا می‌زدند، من آن ارکستر را رهبری کردم؛ اما در اینجا اتفاقی افتاده که به هیچ وجه لزومی نداشته است.
 
  • شما این مدارک را دیده‌اید؟
بله تمام این مدارک را خواندم.
 
  • و نظرتان؟
به نظرِ من هیچ‌کدام از این آقایان نیازی نداشتند که رزومه‌شان را تغییر دهند؛ مثلا آقای «والری گرگی‌ف» ممکن است در رزومه‌شان بنویسند در اپراهای مونیخ و وین و بارسلون کار کرده‌اند که اتفاقی است معمولی؛ اما اگر کس دیگری چنین ادعایی را مطرح کند، نیاز به اثبات دارد. به‌عقیده‌ی من آقای حیدریان بسیار با استعداد هستند و با گروه دانشجویان هم کار می‌کنند و به نظر من رهبرِ بسیار خوبی هستند و اصلاً من به همین خاطر از ایشان دعوت کردم که به ارکستر سمفونیک تهران بیایند؛ ایشان یا باید این رزومه را تغییر دهند یا مدرک بیاورند.
 
  • چرا رهبری در حدِ آقای حیدریان باید این مساله را اثبات کند؟ به هر حال رزومه‌ی ایشان مشخص است.
ببنید شغلِ رهبری ارکستر این طور است که یک رهبر را دعوت کرده و به او دستمزد می‌دهند تا اپرا یا ارکستری را رهبری کند؛ برای مثال من برای رهبری اپراهای برن، لندن، پالرمو یا اپرای ژنو و اشتوتگارت (که خیلی‌هایشان هم در رزومه‌ی من نیامده است) قراردادی امضا کرده‌ام و پولی دریافت کرده‌ام. این مدارک موجود است. دوستان نیز می‌توانند این مدارک را منتشر کنند. در این صورت مساله در عرض دو دقیقه حل خواهد ‌شد. اگر من بودم به سرعت این کار را می‌کردم. در این میان آقای روحانی یک اشتباه بزرگ کرده‌اند و اسم ارکستری را نوشته‌اند که اصلاً وجود خارجی ندارد. ایشان بسیار بااستعداد هستند و در موسیقی «لایت» از تمام کسانی که من می‌شناسم، کارشان بهتر است و احتیاجی نداشته تا در زمینه‌ی موسیقی کلاسیک، رزومه‌هایی بنویسند که اغراق‌آمیز باشد. آقای صهبایی نیز ابوییست بسیار خوبی است. به هر حال اگر این آقایان مدارک‌شان را ارائه دهند، مساله حل خواهد شد یا اگر این‌طور نیست، می‌توانند به سادگی عذرخواهی کنند. به عقیده‌ی من سکوتِ آقایان صهبایی و روحانی درست نیست.
 
  • مساله؛ طرحِ این موضوع در این زمان است؟  
می‌دانم که دانشجویانِ موسیقی سال‌هاست که دارند در این زمینه تحقیق می‌کنند.
 
  • اصلاً این‌که یک رهبر، تجربه‌ی همکاری با ارکسترهای مختلف داشته باشد، چقدر مهم است؟
خیلی و برای همین است که بسیاری از جوانان سعی می‌کنند در رزومه‌شان اسامی ارکسترهایی که رهبری کرده‌اند را بیشتر از واقعیت بنویسند. البته در آن زمان که اینترنت تا این اندازه فراگیر نبود، بسیاری این کار را انجام می‌دادند؛ اما این روزها این امکان وجود ندارد. یک رهبر معمولی در مدت 40 سال، لااقل 40 برنامه رهبری کرده است؛ اما رهبران شناخته‌شده‌تر معمولا حدود 400 و رهبران برجسته بیش از هزار ارکستر را رهبری کرده‌اند.
 
  • این افتخار است؟
معلوم است که تعداد رهبری ارکسترها و به‌خصوص اپراها بسیار مهم است، اپرا رل خیلی مهمی در رهبری ارکستر بازی می‌کند؛ البته رهبری کردن بسیار سخت است؛ اما شما وقتی رپرتوار داشته باشید، می‌توانید این کار را به عنوان مدیر هنری انجام دهید؛ ضمن اینکه تجربه بسیار مهم است؛ بدون اینکه سن مهم باشد؛ ممکن است یک مرد 28-27 ساله (مثلِ من) شانس این را داشته باشد که سالی 20 تا 30 ارکستر و اپرا را رهبری کند. ضمن اینکه معمولا از رهبر ارکستر درباره‌ی مدرک‌شان سوال نمی‌شود؛ از مدیران هنری سوال می‌شود.
 
  • آقای رهبری تحلیل شما این است که مشکل این دانشجویان چیست؟
من این دانشجویان را سال‌هاست می‌شناسم؛ همان‌طور که بسیاری از رهبرانِ جوانِ موسیقی را، برای مثال آقای کاشف چند سال پیش یک هفته به اینجا آمدند و من به صورت فشرده با ایشان کار کردم؛ اما مساله‌ی این دوستان این است که چرا نباید وزارت فرهنگ و ارشاد رزومه‌ها را کنترل کند تا عده‌ای با رزومه‌های نادرست از دیگران سبقت بگیرند و زحماتِ دیگران نادیده گرفته شود؟ درست مثلِ رانندگی است؛ برخی به صورت غیرقانونی سبقت می‌گیرند و این حق نیست.
 
  • آخر مساله اینجاست که این سه نفر سال‌ها در ایران فعالیت کردند و اتفاقا تجربیات‌شان موفق بوده است؛ آقای حیدریان در گفت‌وگو با «موسیقی ما» به این مساله اشاره کرده‌اند که طرح این شبهات به منظور دیگری است.  
من خیلی از این اتفاقات متاسفم؛ صحبت من این سه نفر نیست؛ اتفاقا این دوستان نیازی به رزومه ندارند و این قضیه باید خاتمه پیدا کند و اصلا قشنگ نیست. اگر دوستان فکر می‌کنند که اغراق کرده‌اند یک معذرت کوچک می‌خواهند یا رزومه‌شان را منتشر کنند تا قضیه فیصله پیدا کند. البته تا جایی که من اطلاع دارم این دانشجویان مدارک ده نفر دیگر را هم شروع کرده‌اند که قرار است منتشر کنند.
 
  • شنبه‌‌ای که گذشت -چهارم خرداد- شما کنسرتی با همراهی ارکستر سمفونیک استانبول در  تالار ۳۵۰۰ نفری «لطفی کردار» رهبری کردید؛ درباره‌ی این تالار و برنامه‌‌ای که اجرا شد، توضیحاتی می‌دهید؟
تالار «لطفی‌کردار» بزرگ‌ترین سالنِ کنسرتِ استانبول است. ارکستر استانبول هر هفته برنامه دارد، اما تمامِ برنامه‌های آن در این سالن انجام نمی‌شود؛ چون پر کردنِ این سالن کار ساده‌ای نیست به خصوص در شهری مثلِ استانبول که هر شب چند یا لااقل یک کنسر در آن برگزار می‌شود. این شهر چند ارکستر دارد که مرتب کنسرت می‌دهند و علاوه بر آن، ارکسترهای شهرهای دیگر نیز به صورتِ متداوم در آنجا کنسرت می‌دهند؛ من پیش از این نیز در این سالن رهبری کرده بودم. در واقع «لطفی‌کردار» متعلق به برنامه‌های خاصی است که هنرمندانی شناخته‌شده در آن حضور دارند. بلیت‌های این برنامه از مدت‌ها قبل پیش‌فروش شده بود.
 
  • یعنی 3500 نفر برای دیدنِ برنامه‌ای با همراهی ارکستر سمفونیک آمده بودند؟‌
بله! چون در ترکیه موسیقی سمفونیک بسیار حمایت می‌شود و ارکسترهای متعددی در این کشور وجود دارد و همان‌طور که گفتم به طور میانگین هفته‌ای چند ارکستر سمفونیک در شهرهای مختلفِ این کشور با همدیگر به اجرای برنامه می‌پردازند. حالا می‌توانم با اطمینان بگویم ارکستر سمفونیک استانبول، ارکستر اصلی من است؛ مساله‌ای که تا پیش از آن فکری درباره‌اش نکرده بودم؛ چون من 12 سال با ارکستر فیلارمونیک بروکسل کار کرده‌ام و مدیر هنری آن نیز بوده‌ام؛ اما تازه متوجه شدم که با ارکستر سمفونیک استانبول حدود 15 سال کار کردم. دو ارکستر در رزومه‌ی من هستند که هیچ‌وقت به آن اشاره‌ای نکردم، یعنی با وجود آنکه مدیر هنری آن بودم، اما تیترش را قبول نکردم که یکی از آنان ارکستری در نورنبرگ آلمان بود.
 
  • چرا؟
چون آقای «فون کارایان»، مخالف آن بود و من اگر این عنوان را می‌پذیرفتم‌، کنسرت‌های برلین‌ام به خطر می‌افتاد، ارکستر دیگر ارکستر سمفونیک استانبول است. من آن زمان مدیر هنری ارکستر بروکسل بودم؛ با این حال من این ارکستر را دوست داشتم و سال‌ها با آن کار کردم. صادقانه باید بگویم کاری که وزارت ارشاد در طی 40 سالِ گذشته با من و امثال من می‌کرده، ترکیه کرده است. این شهر حالا مثلِ خانه‌ی خودم شده است. من هشت سال در استانبول نبودم، اما پس از این همه سال نوازنده‌ها و مردم بسیار به من لطف داشتند. متاسفانه ما در ایران افراد زیادی نداریم که این سطح را بشناسند و برای مردم بخواهند. مقایسه‌ی من به معنای کوچک‌ کردنِ زحماتِ فعالان موسیقی سمفونیک نیست؛ اما مساله این است که ما بسیار نگران هستیم و غصه می‌خوریم چون می‌دانیم که در ایران می‌شود سطح ارکستر و موسیقی سمفونیک را به جایی بسیار بالاتر از آنچه هم‌اکنون در کشوری مثلِ ترکیه می‌بینیم، مشاهده کنیم.
 
  • فکر می‌کنید چاره چیست؟
همان چاره‌ای که برای فوتبال پیدا شد. اگر سطح فوتبال در کشوری که اصلا فرهنگ این ورزش را نداشته است به اندازه‌ای بالا رفته است که می‌تواند در مسابقات بین‌المللی شرکت کند، (من کاری به برنده شدن ندارم) اتفاق خوبی است؛ اما مساله این است که مسوؤلانِ ما با موسیقی اصلا آشنایی‌ای ندارند. نه وزیر فرهنگ، نه معاونش و نه مدیرعامل بنیاد رودکی کوچک‌ترین آشنایی‌ای با موسیقی ندارند؛ اینها اتفاقا آدم‌های خوبی هستند و البته نیت‌های خوبی هم دارند؛ اما عدم آشنایی‌شان با موسیقی مشکلِ بزرگی است.
 
  • صرف‌نظر از این ماجرا، گمان می‌کنید جوانان ما قابل مقایسه با ارکسترهای ترکیه هستند؟  
بله مسلم است که جوانان ما سطحِ بالایی هستند و نه‌تنها از جوانان ترکیه چیزی کم ندارند که بالاتر هم هستند و من برای همین دلم می‌سوزد. چیزی که ما کم داریم افرادی هستند که باید برای این جوانان تصمیم بگیرند. مسوؤلان موسیقی ما هیچ چیزی از رهبری یک ارکستر نمی‌دانند. ما از نخستین کشورهای خاورمیانه هستیم که در زمینه‌ی موسیقی کلاسیک فعالیت کردیم، اما حالا تا این اندازه عقب مانده‌ایم.
 
  • آیا شما با ارکستر سمفوتیک دولتی استانبول باز هم برنامه دارید؟
بله سه ماه دیگر دوباره برنامه‌ای خواهیم داشت و علاوه بر کنسرت‌های منظم، یک تور نیز برگزار می‌کنیم. از همکاری با این ارکستر بسیار خوشحالم؛ انگار دوباره به خانواده‌ام بازگشته‌ام. مکارهای بزرگی خواهیم کرد. تور می رویم و کسنرت‌های منظم.
 
  • و دیگر کارهایتان؟
این هفته قطعه‌ی مرشد که روی اشعار فردوسی نوشته‌ام، تمام می‌شود و سه هفته‌ی دیگر در وین ضبط می‌شود. این قطعه برای یک خواننده‌ی مرد نوشته شده (که البته هنوز پیدایش نکرده‌ام) و علاوه بر خواننده‌ی تنور از ساکسیفون تنور، هارپ و ویبرافون و طبل زورخانه‌ای بهره برده‌ام. این ترکیب من را شیفته‌ی خودش کرده است.
 
  • و حرفِ آخرتان؟
می‌خواهم به جوانان بگویم قضیه‌ی رزومه را جدی بگیرید و چیزی نگویید که سوتفاهمی ایجاد شود، چون امروز دسترسی به اطلاعات بسیار آسان است و اگر یک مدیر ارکستر یک چیز منفی از مدیر هنری ببیند این مساله را به ارکسترهای دیگر گزارش می‌دهد و صدها ارکستر به دیده‌ی منفی به خودتان نگاه می‌کنند.
منبع: 
اختصاصی موسیقی ما
تاریخ انتشار : سه شنبه 7 خرداد 1398 - 18:43

برچسب ها:

دیدگاه‌ها

چهارشنبه 8 خرداد 1398 - 11:26

تمام خاورمیانه فقط یک رهبر بین المللی دارد اونم علی الکساندر رهبر ی است و بس

افزودن یک دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.