.
گفت و گو: 
کارگردان: 
cabin art center
تهیه کننده: 
پایگاه خبری - تحلیلی «موسیقی ما»
 
plays 71415
موسیقی ما - 14 و 15 اردیبهشت، دو موزیسین از دو فرهنگ و خاستگاه متفاوت موسیقی روی استیج فرهنگسرای نیاوران رفتند و در کنار هم یک ساعت بداهه‌نوازی کردند؛ پیمان یزدانیان آهنگساز و نوازنده پیانو و ساموئل روهرر، نوازنده درامز سوئیسی که برای اولین بار در کنار هم به شکل رسمی روی صحنه رفتند.
 
ساموئل روهرر، آرتیست کمپانی «ای‌سی‌ام» و یکی از اعضای تریوی «اپن سورس» با خاستگاه موسیقی جز است و پیمان یزدانیان، آهنگساز و نوازنده‌ای با عقبه موسیقی کلاسیک که پیش از این چندین بار در کنار هم بداهه‌نوازی کرده بودند. در واقع پاییز سال گذشته که تریو «اپن سورس» به تهران آمده بود، فرصتی فراهم شد تا پیمان یزدانیان و ساموئل روهرر در کنار هم بداهه‌نوازی کنند. متقابلاً پیمان یزدانیان هم به واسطه ساخت موسیقی فیلم مانی حقیقی (خوک) به جشنواره فیلم برلین دعوت شده بود و آنها در برلین هم با یکدیگر دیدار داشتند و احساس کردند آمادگی بداهه‌نوازی روی صحنه را دارند تا به این ترتیب اولین اجرای رسمی آنها در قالب 18 سال بازیِ گوش نشر موسیقی «هرمس» شکل بگیرد.
 
انتهای برنامه اما رنگ و بوی دیگری داشت و پیمان یزدانیان از رضا عسگرزاده که معمولاً از او در کنسرت‌ها به عنوان مهندس صدا یاد می‌شود در خواست کرد این بار به عنوان نوازنده و موزیسین روی صحنه بیاید. به این ترتیب عسگرزاده، چند دقیقه‌ای با همراهی آنها دودوک نواخت و حسن ختامی برای این شب شد.
 
این گفت‌وگو در شب دوم و پیش از آغاز کنسرت انجام شد که می‌توانید فایل تصویری آن که همراه با بخش‌هایی از تصاویر اجرا است را در انتهای گفت‌وگو مشاهده کنید.
***
 

    * می‌توان گفت که بداهه مفهوم پیچیده‌ای در موسیقی امروز ایران شده است؛ به خصوص این‌که حالا قرار است دو موزیسین از دو فرهنگ مختلف به اجرای برنامه بپردازند و همین گفت‌وگوی میان دو فرهنگ را سخت‌تر می‌کند. شما چطور به تم‌های مشترک در ساختار موسیقی رسیدید؟

ساموئل روهرر: ما شش، هفت سال است که یکدیگر را می‌شناسیم و چندین بار با هم ملاقات داشتیم ولی هیچ وقت شانس هم‌نوازی با هم را نداشتیم. تا این‌که چند ماه پیش به این نتیجه رسیدیم که با هم هم‌نوازی داشته باشیم و به همین دلیل در همان زمان، تمرین کوتاهی داشتیم که برایمان کار بسیار راحتی بود و خیلی روان و طبیعی پیش رفت. در واقع به همان شکلی پیش رفت که قرار بود اتفاق بیفتد. تو چطور فکر می‌کنی؟
پیمان یزدانیان: من هم همین فکر را می‌کنم. هر دو احساس کردیم که هم‌نوازی کردن ما خیلی راحت‌ می‌تواند اتفاق بیفتد. حتی در مواقعی نمی‌توانستیم بفهمیم این منِ پیانیست هستم که در حال نواختنم یا او که درامز می‌نوازد. فقط موسیقی جاری بود و در واقع موسیقی تصمیم‌گیرنده و راهبر ما بود. بهترین انگیزه‌ای بود که ما را به هم‌نوازی در کنار هم دعوت کرد.

    * تمرین‌های زیادی با هم داشتید؟

یزدانیان: نه. در واقع ما نیازی برای تمرین‌های سخت و زیاد با یکدیگر احساس نکردیم.
روهرر: برای این نوع موسیقی واقعاً نمی‌شود تمرین زیادی داشت. حقیقتاً بر مبنای بداهه‌نوازی و به نوعی ارتباط گرفتن با یکدیگر است که از طریق معاشرت، هم‌نشینی و صحبت کردن درباره موسیقی شکل می‌گیرد.
یزدانیان: نه فقط درباره موسیقی، بلکه درباره همه چیز. موضوع، ارتباط گرفتن با یکدیگر است. وقتی این ارتباط برقرار می‌شود، باقی چیزها خودش اتفاق می‌افتد. ولی اگر ما بخواهیم قطعه‌ای را بنوازیم که به لحاظ ظاهری زیبا باشد اما با هم آن ارتباط لازم را برقرار نکرده باشیم، راه به جایی نمی‌برد. پس ما بیش از هر چیز، احتیاج داشتیم که در کنار هم باشیم، معاشرت کنیم و درباره همه چیز با هم صحبت کنیم.

    * گاهی در بداهه‌نوازی فضا به گونه‌ای پیش می‌ره که یک ساز مسیر و الگویی را برای یک ساعت انتخاب می‌کند اما گاهی یک اتمسفر کلی و یک فضای آزاد ایجاد می‌شود که این فضا اجازه می‌دهد برای هر انتخابی آزاد باشید. برای شما چطور بود؟

روهرر: انتخاب مسیر بداهه‌نوازی به نوعی بر مبنای اعتماد است؛ اعتماد و تجربه. این اتفاق برای ما لحظه بسیار خوش یمنی بود، چون انگار آن لحظه را صدها بار تجربه کرده بودیم. تنها لحظات بسیار کمی بود که ما احساس کردیم با هم هم‌حس نیستیم.
یزدانیان: انگار که سوار یک رولر کوستر هستیم؛ گاهی من بالا هستم و او پایین و گاهی هم برعکس.
روهرر: پس موضوع مربوط به اعتماد به یکدیگر است.

    * می‌توان گفت کاری که انجام می‌دهید به نوعی آهنگسازی است؟

یزدانیان: ایده کلی بر مبنای آهنگسازی است؛ منظورم در فرم بداهه‌نوازی است. البته دقیقاً به این شکل نیست، اما ایده کلی همین است. تو چه فکر می‌کنی؟
روهرر: ما به اندازه کافی تجربه داریم تا شکل کلی کنسرت را درک کنیم. به نوعی، بالا و پایین‌ها، داینامیک‌ها و نقاط اوج کار از پیش ساخته شده و درواقع یک حس است ولی به معنی آهنگسازی و آهنگ از پیش نوشته شده، نیست؛ به نوعی تمام این‌ها از پیش در آنجا وجود دارند.

    * یکی از وجوه مهم پیمان یزدانیان، آهنگسازی فیلم است که این معمولاً روی بداهه‌نوازی او تأثیر می‌گذارد و به شنونده‌هایش تصویر می‌دهد. این فضا چه تأثیری روی ساز زدن شما داشت؟

روهرر: قطعاً خلق موسیقی برای من به نوعی خلق تصاویر، جَو و فضای به خصوص است. اما در طول اجرا تصویر خیلی واضحی نداشتم. کاری که ما انجام می‌دهیم، در واقع بیشتر مربوط به حسِ موسیقی است. برای این‌که بیشتر اوقات جَو بسیار قوی بر ما حاکم است که فقط به هم‌نوازی، تک‌نوازی و نغمه‌هایی که خیلی خوب ساخته شده‌اند مربوط نمی‌شود؛ بلکه درباره آمبیانس‌ها، احساس، درام و... است. من نمی‌توانم آن را توضیح دهم و اصلاً چیزی نیست که بتوان آن را در واژه‌ها گنجاند. به زبان آوردن آن کار ساده لوحانه‌ای است، تو مجبور می‌شوی آن را ساده کنی و در نتیجه معنایش از بین می‌رود. پس فقط می‌توانم بگویم که پُر از نوآنس‌ها، جَو، رنگ و تصویر است.
یزدانیان: پیشنهاد می‌کنم که به خود موسیقی گوش کنی. در آن‌صورت خودت آن تصاویر و رنگ‌ها را خواهی دید و می‌توانی برداشت خودت را از آن داشته باشی.

    * برای انتهای گفت‌وگو دوست دارم کمی درباره حس و حالتان بعد از بداهه‌نوازی در کنار هم بگویید.

روهرر: حسم زمانی که روی استیج بودم درست مثل این بود که در یک رودخانه افتاده باشی یا تختی پر از... (فکر می‌کند) هر چه، نمی‌دانم. اجازه می‌دادم که خودش پیش بیاید. در شروع کنسرت دقیقاً نمی‌دانستیم قرار است به کجا برسد، اما بعد از چند دقیقه اتفاق خودش افتاد که حس بسیار سبک‌بارانه‌ای داشت.
یزدانیان: البته که حس این هم‌نوازی برای من، هم در طول اجرا و هم بعد از آن بسیار دلچسب بود و هنوز آن را احساس می‌کنم.


افزودن یک دیدگاه جدید

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.