گفت‌وگوی «موسیقی ما» با مدیر سی‌ و دومین جشنواره موسیقی فجر - بخش اول؛
نوربخش: جشنواره باید با تدوین اساس‌نامه از نگاه سلیقه‌ای در امان بماند
موسیقی ما - سی‌‌ودومین جشنواره موسیقی فجر از 22 دی‌ماه کار خود را آغاز خواهد کرد. جشنواره‌ای که هنوز شروع نشده، حرف و حدیث‌های آن آغاز شده است؛ هر چند باید منتظر ماند و دید که این رویداد -که همچنان می‌توان آن را یکی از مهم‌ترین رخدادهای موسیقایی سال دانست- در سال جاری چه دستاوردی برای موسیقی ایران خواهد داشت. در این زمینه با «حمیدرضا نوربخش» -مدیر سی‌ودومین دوره این جشنواره- گفت‌وگوی مفصلی داشته‌ایم که بخش اول آن در ادامه می‌آید.

 
  • * شما سال‌ها است به عنوان مدیر عامل خانه موسیقی فعالیت می‌کنید، اما دو سال است که مدیر جشنواره‌ی موسیقی فجر هم هستید. چطور شد که شما به عنوان مدیر این رخداد معرفی شدید؟ آیا این در راستای همان سیاست ارشاد در واگذاری امور به نهادها و بخش خصوصی است یا مسائل دیگری نیز در میان بود؟
جشنواره موسیقی فجر از اولین دوره‌ای که برگزار شد، یکی از دغدغه‌های اصلی‌ من بود. این نگاه را داشتم که این رخداد، یکی از مهم‌ترین و رسمی‌ترین اتفاقات موسیقایی است که در طول سال برگزار می‌شود و ظرفیت منحصر به فردی دارد. چرا نباید جدی‌تر به آن نگاه کنیم و چرا جامعه‌ی موسیقی نسبت به این امر بی‌تفاوت است؟ من از اولین دوره‌ها -سوم یا چهارم- داور بودم و بعدتر به عنوان یکی از اعضای سیاست‌‌گذاری یا شورای آن فعالیت می‌کردم. همیشه نقطه‌نظراتم را به مدیران جشنواره در طول سال‌های مختلف اعلام کردم. در زمان‌هایی هم اتفاقاتی رقم خورد. در این سی‌ سال، خودم هم یکی دوبار اجرا داشتم؛ اما بعد از آنکه دیدم اتفاقی خاص در این رخداد انجام نمی‌شود، دیگر در آن اجرا نکردم؛ ولی در حد توانم به آن کمک می‌کردم. از سال گذشته، این مساله جدی‌تر مطرح شد و وقتی دیدم مجموعه‌ی مدیریت وزارت ارشاد و دفتر موسیقی، تمایل و اراده‌ی تغییر دارند، پذیرفتم تا مسئولیت مستقیم جشنواره را داشته باشیم. در واقع می‌خواستم به منویات و نقطه‌نظرات اهالی موسیقی جامه عمل بپوشانم. البته نگاه ارشاد و دولت «تدبیر و امید» واگذاری امور به صنف‌ها بود. اما سال گذشته با توجه به حاشیه‌های به وجود آمده، ترجیح من این بود که به صورت شخصی مدیریت را برعهده داشته باشم و به همین خاطر خانه موسیقی وارد این رویداد نشد؛ هر چند که از پتانسیل آنجا استفاده کردیم. به هر حال استادان بسیاری در این خانه مشغول فعالیت هستند. اما به شکل مشخص و حقوقی، خانه موسیقی با جشنواره ارتباطی نداشت.
 
  • * مصادف شدن حضور شما به عنوان مدیر جشنواره در زمان متشنجی رخ داد و نامه‌های بسیاری هم امضا شد. فکر می‌کنید دلیل مقاومت اهالی موسیقی درباره این تغییرات چه بود؟
من نمی‌توانم نیت‌خوانی کنم. به هر حال هر کسی باید خودش جواب‌گوی آن چیزی که انجام می‌دهد باشد. آنچه که من تا کنون دریافت کردم، برخی نقدهای دلسوزانه بوده و برخی صحبت‌ها که استدلال محکمی نداشته‌اند. من نگاهم به این جریان به این شکل است که بسیاری از دوستان، نقدهای مثبتی همراه با پیشنهاداتی سازنده برای اصلاح داده‌اند که تلاش کردیم تا در سال جاری لحاظ شود. اما نمی‌توان این مساله را هم نادیده گرفت که برخی از این اظهارنظرها شخصی است و طبیعتاً من برای موضوع شخصی نمی‌توانم کاری کنم. اگر کسی از من خوشش نمی‌آید، چه کاری از دست من ساخته است؟‌ خیلی‌ از دوستان می‌گویند چرا این آدم یا چرا این گروه هست؟ من چه موضعی می‌توانم درباره این افراد داشته باشم؟ خب بنا به هر علتی یکی-دو سال این مسئولیت به من سپرده شده و در سال‌های آینده، ممکن است شما این مسوؤلیت را بپذیرید.
 
  • * این نقدها و حاشیه‌ها -صرف‌نظر از درست یا غلط بودن آن- شما را اذیت نمی‌کند؟
خیلی وقت‌ها ناراحت شده‌ام یا دلم شکسته است. من مثل هر کس دیگری که مسوؤلیتی داشته، ممکن است اشتباهاتی داشته باشم و کارهای مثبتی هم کرده باشم؛ اما گاهی هجمه‌ها غیرمنصفانه بوده است. اتهام‌هایی که هیچ کدامشان مبنای مشخصی نداشتند و فقط بیان می‌شدند، آن هم نه از یک راه قانونی، بلکه در رسانه‌ها.
 
  • * اما شما امسال هم پذیرفتید.
من سال گذشته با جدیت گفتم که نیستم و حتی آن را در گفت‌وگویی به صورت رسمی و علنی اعلام کردم. چندین ماه هم مقاومت کردم، چون فکر کردم برای چه باید این کار را کنم؟ اما مجموعه ارشاد اعتقاد داشت این حرکتی که از سال گذشته، شروع شده، با عدم حضور من ابتر می‌‌ماند. من البته خیلی تمایلی به ورود این حاشیه‌ها ندارم، اما باید حرف یک هنرمند، هنرجو یا استاد را شنید و فرقی نمی‌کند سطحشان چه باشد. اما نباید هم اغراق کرد و گفت اینها در اکثریت هستند. بسیاری از اساتیدِ شناسنامه‌دارِ موسیقی سال گذشته در بخش‌های مختلف از اجرا گرفته تا داوری و بخش جایزه حضور داشتند. سال گذشته جز چند چهره‌ی محدود، بخش زیادی از جامعه‌ی موسیقی در جشنواره بودند. منتها من تأکید می‌کنم باید به جای شخصی‌کردن و تنش‌های شخصی، یک هم‌گرایی ایجاد شود. بدنه‌ی موسیقی، کشش این بحث‌ها را ندارد. اردوکشی و غیره که فایده‌ای ندارد. آیا این بحث‌ها به نفع موسیقی است؟ بهتر است با دقت به این سوال فکر کنیم. من خودم تلاش کردم که وارد این بازی نشوم، فکر کردم باید کارمان را بکنیم. همه‌ی ما باید این مساله را درنظر داشته باشیم که از توهین و تهمت جلوگیری کنیم و در یک بستر آرام و با اتکا به قانون نظراتمان را بیان کنیم. تمام کسانی که نقد دارند، باید در یک فضای آرام صحبت‌هایشان را بیان کنند. ما مگر با هم دشمنی داریم؟‌ چه کسی است که می‌تواند ادعا کند که خواسته حرفی رابیان کند یا درجه‌ای از استاندارد را داشته و خواسته تا در این رخداد باشد و من مانع او شده‌ام؟ چه کسی می‌تواند بگوید من را در جشنواره راه نداده‌اند. این در که باز است. اتفاقاً من هم دعوت خاص کرده‌ام و هم دعوتِ عام. به این کاری ندارم که چه کسی از من خوشش می‌آید یا بدش می‌آید. این جشنواره برای همه است و ارث پدر من نیست. من فقط برای یکی-دو سال مسوؤلیت آن را برعهده داشته‌ام و قبل و بعد از آن، نام‌های دیگری بودند و خواهند بود.
 
  • * به این نقدها پاسخی داده شد؟
بله. ببینید هر سیستمی یک ساز و کار قانونی و ناظرانی دارد و نهادهایی روی آن نظارت می‌کنند. اتفاقاً مسائل مالی و اداری در کارهای دولتی بسیار پیچیده و قانون‌مند است. به من و شخص دیگری هم مربوط نیست. همیشه همین‌طور بوده است. نمی‌شود بی‌حساب و کتاب کاری را انجام داد و بعد هم به هیچ کس جواب نداد. در هیچ دوره‌ای این‌طور نبوده است. شما وقتی در فضای رسانه‌ای، نامه‌ای می‌نویسید و می‌گویید تخلف مالی شده، چطور چنین استدلالی را مطرح می‌کنید؟ در حالی که سازمان بازرسی کل کشور و نهادهای قانونی وزارت ارشاد -که فراتر از حد و اختیارهای من یا مدیران ارشاد است- روی آن نظارت دقیقی دارند؟‌ هر کسی در هر بخشی می‌خواهد تشکیکی در موضوعی مطرح کند، ساز و کار خودش را دارد. نمی‌توانیم بگوییم که در فلان بانک اختلاس شده و برای این کمپین تشکیل دهیم. باید درخواست رسیدگی بکنیم و آنها هم حتماً رسیدگی می‌کنند. من با این مساله مشکلی ندارم. ما سعی کردیم کارمان را بر ساز و کاری استوار کنیم که بتوانیم در همه بخش‌ها پاسخ‌گو باشیم. الان یا ده سال دیگر، تمام اسناد جشنواره موجود است و هر کسی می‌تواند روی آنها کار کند؛ حتی اگر ما در قید حیات نباشیم. اینها چیزهایی نیست که از بین برود. همیشه در دسترس است. من هیچ‌وقت ابا نداشتم که تمام جزییات را بیان کنم و اتفاقاً برای سال گذشته ما یک گزارش پر جزییات از مسائل مالی را ارائه دادیم.
 
  • * جشنواره‌ها معمولاً اهداف از پیش تعیین شده‌ای دارند. آیا جشنواره موسیقی فجر در تمام این سال‌ها چنین هدفی داشته است؟ آیا جشنواره ویترین سال‌های گذشته است یا می‌خواهد استعداد معرفی کند؟ این هدف چیست؟
ببینید، دهه فجر، دهه ملی ما شده و تمامی نهادها بسته به شرایط و موضوع کاریشان، سعی کردند تا در این ایام مراسمی برای بزرگداشت آن برگزار کنند. در بخش‌های هنری هم ابتدا این نگاه وجود داشته است. جشنواره‌ موسیقی چند سال بعد از جشنواره فیلم و تئاتر شکل گرفت. اینکه موسیقی با این ایام چه نسبتی دارد، در بخش موسیقی، نمود این مسأله در بخش اجرا بوده تا این شادمانی را به شکل موزیکال ارائه دهیم. فکر می‌کنم جشنواره با این نگاه شکل گرفته و زیاد ساز و کار جشنواره‌ای نداشته است. ضمن آنکه در آن ایام، موسیقی بروز و ظهور دیگری جز این ایام نداشت و به همین خاطر مردم استقبال بسیار زیادی از این رویداد کردند. اما بعد از مدتی، به ساز و کار جشنواره‌ای هم فکر شد و در تمام این سی‌سال، این دو نگاه در جشنواره وجود داشت و همین مشکلاتی را به وجود آورد.
 
  • * و هنوز هم شکل مشخصی پیدا نکرده است...
بله، ما همچنان گرفتار این ماجرا هستیم که «جشن» است یا «فستیوال». این فراز و نشیب‌ها هم همیشه وجود داشته است.
 
  • * کار سیاست‌گذار یا مدیر چیست؟
مدیر هم از این فرایند خارج نبوده است. گاهی مدیری به سمت جشن بودن آن را سوق داده و مدیر دیگر نگاه فستیوالی به آن داشته است. از آن طرف، نگاه کلان ستادِ دهه فجر هم به تمام اتفاقات این دهه وجود دارد.
 
  • * به نظر می‌رسد شور و حالی که در گذشته بود، افول کرده است.
بله.
 
  • * اما در جشنواره فیلم این افول وجود ندارد، چون نگاه اصلاحی وجود داشته است.
ساز و کار جشنواره فیلم از همان ابتدا متفاوت بود. ما برای جشنواره موسیقی، هیچ‌وقت اساس‌نامه‌ای نداشتیم که باید در آن چه اتفاقی رخ دهد. به همین خاطر است که سلایق مدیران در آن موثر می‌شود. مثلا در دوره‌هایی، موسیقی نواحی به شکل پررنگی در این رویداد حضور دارد و محملی برای معرفی بسیاری از اساتید این حوزه می‌شود. حاج قربان و مرحوم یگانه، سرور احمدی و دیگران که متاسفانه هیچ‌کدامشان هم‌اکنون در قید حیات نیستند، از این رخداد شناخته می‌شوند. مدیر بعدی می‌گوید حالا نواحی را جدا کنیم و جشنوار‌ه‌ای جدا برای آن برگزار کنیم. اینها بر اساس چه ساز و کاری صورت می‌گیرد؟ چند نفری می‌نشینند، برنامه‌ریزی می‌کنند و مدیر مربوطه هم موافقت می‌کند و بعد از مدتی شخص دیگری نگاه دیگری دارد. در دوره‌هایی اصلاً موسیقی نواحی در جشنواره نبوده است. به همین خاطر ما باید اول به ساز و کار مشخص برسیم و تکلیفمان را با جشنواره مشخص کنیم. این راهی که ما می‌رویم هم سلیقه ما است.
 
  • * این اساس‌نامه کِی شکل می‌گیرد؟
این دست من نیست. این جشنواره متعلق به وزارت ارشاد است و آنها باید در این زمینه وارد عمل شوند. در حال حاضر نگاه ارشاد با نگاه ما در برگزاری جشنواره هماهنگ است. ممکن است مدیری در دولت دیگری، بگوید ما راه دیگری را می‌خواهیم. در این دو سال، جشنواره تغییرات بنیادینی داشته است. مثلا جایزه باربد یک تغییر است یا حذف بخش رقابتی هم حرکت مهمی است که اتفاق افتاده است.
 
  • * دلیل حذف بخش رقابتی چه بوده است؟
به این فکر کردیم که خروجی آن سی سال چه بوده است. وقتی سی سال جشنواره‌ی رقابتی برگزار شده، معدل آن چه بوده است؟ کدام بخش موسیقی از اینجا برآمده است؟ این به معنای حذف نیست که حتی به نظر من بسیار هم مهم است و تضمین کننده‌ی موسیقی است. اما باید برایش فکر کرد و آن را در روال درستی قرارداد. من به هیچ‌عنوان ارزش‌گذاری نکردم و اتفاقاً فکر می‌کنم جوان‌های با استعداد ما، سرمایه موسیقی کشور هستند و با عشق و علاقه مشغول فعالیت هستند؛ اما حضور آنها در جشنواره موسیقی فجر چه کارکردی داشته است؟‌ این بخش جزء حاشیه‌های جشنواره بود و در متن اتفاق دیگری رخ می‌داد. این جوان‌ها هم در حاشیه چیزهایی می‌نواختند. بنابراین این را باید در جایی قرار داد که خودش متن باشد. جشنواره موسیقی کلاسیک، راهکاری برای اجرای «نسلی دیگر» در جشنواره بود و سال آینده هم بخش رقابتی به آن اضافه می‌شود. بخش خصوصی هم وارد این بحث شد و من از همین الان می‌گویم که این جشنواره در آینده یکی از مهم‌ترین رخدادهای موسیقی کشور ما خواهد شد. علاوه بر آن باید ارتباط معناداری بین جشنواره‌ها برقرار کنیم و «فجر» جشنواره‌ی جشنواره‌ها باشد.
 
  • * اما اگر قرار باشد بخش‌های نواحی، جوان و دیگران جدا شوند، از جشنواره‌ی موسیقی فجر یک شیر بی‌یال و دم باقی نخواهد ماند؟
به هیچ‌وجه. شما از هر کدام از این بخش‌ها، چهره‌های برجسته را در جشنواره‌ موسیقی دارید، اما جشنواره بخشی نمی‌شود.
 
  • * اما به نظر می‌رسد که این اقبال عمومی از طرف اساتید کم شده است. سال گذشته چند چهره شاخص وجود داشتند که آنها هم به خاطر حاشیه‌هایی اعلام کردند که دیگر در جشنواره حضور نخواهند داشت.
برای اینکه این اتفاق، اتفاق جذابی نبوده است. جشنواره باید ویژگی‌هایی داشته باشد که خود چهره‌ها برای حضور در آن تمایل داشته باشند. هدف ما هم از سال گذشته همین بوده است؛ اما این اتفاقی نیست که بتواند یک‌باره رخ دهد. ضمن اینکه ما در زمینه موسیقی ایرانی با معضلاتی جدی روبه‌رو هستیم. ما در این بخش فقیر هستیم.
 
  • * حضور گروه‌های ایرانی امسال کم نیست؟
اصرار داشتیم که نام‌های تکراری نباشد. ببینید ما در زمینه موسیقی ایرانی چند گروه داریم که فعال و شناخته شده هستند؟ بعد، شما چند سال می‌توانید از حضور این افراد در موسیقی استفاده کنید؟ رسانه‌ها، ماهواره‌ و شبکه‌های مجازی ذائقه‌ای را برای مردم درست کرده‌اند که موسیقی ایرانی نیست. مهم‌ترین رکن موسیقی، رسانه است که معرفی، تبلیغ و ترویج می‌کند؛ عین هر چیز دیگری. در پوشاک، تغذیه و همه چیز همین است. حالا اتفاق خوبی در این زمینه رخ نداده و از این سبک موسیقی حمایت نشده است. آنچه افراد را در این عرصه نگاه داشته، تنها عشق است. تمام کسانی که به این موسیقی روی می‌آورند، چیزی جز عشق را دارند؟ نپرداختن به مساله‌ی کپی‌رایت هم واقعاً ویران‌گر است. اقتصاد موسیقی در این سال‌‌ها به خاطر مساله‌ی کپی‌رایت ضربه‌های زیادی خورده و همه اینها باعث شده که ما هر روز فقیرتر از گذشته شویم.
 
  • * چطور می‌شود به این جشنواره هویت داد؟ می‌شود با یک میلیارد بودجه این اقدام‌ها را انجام داد؟‌ حاشیه‌ها هم به اندازه‌‌ای زیاد است که بخش خصوصی هم تمایل یا حتی جرات ورود پیدا نمی‌‌کند.
بودجه مهم است؛ اما ساز و کار هم اهمیت دارد. من فکر می‌کنم این راهکار می‌تواند ما را به آن هدف برساند. این ویترین، باید فی‌النفسه جذابیت داشته باشد؛ آن وقت می‌تواند بستر معرفی نسل‌های بعد هم باشد. در حال حاضر مثلاً ما فستیوال «کن» را داریم که به کسی پولی نمی‌دهد؛ اما همه برای حضور در آن سر و دست می‌شکنند. یک آدم گمنام با حضور در این فستیوال، می‌تواند دیده شود و آینده کاری خود را تضمین کند.
 
  • * اما انگار اینجا برعکس است. یعنی از کسی که در گذشته دیده شده، برای حضور در این رخداد دعوت می‌کنند.
 ما باید این برزخ را طی کنیم. سال گذشته تلاش کردیم که این تابو شکسته شود. خیلی‌ها از حضور در جشنواره امتناع می‌کردند و ما تمام هم و غم خودمان را گذاشتیم تا همه حضور داشته باشند. این هم‌گرایی به تدریج رخ می‌دهد و من به تنهایی نمی‌توانم کاری کنم. هر کسی که ایده‌ای دارد و فکر می‌کند می‌شود کاری کرد که این اتفاق جذاب‌تر شود، باید از آن بهره برد. حضور در این جشنواره، برای خود من بسیار پرضرر بود؛ اما فکر می‌کنم الان بستری مهیا است و حالا که دولت گوش شنوایی دارد، ما باید از این فضا استفاده کنیم و این را نجات دهیم. چون ظرفیت منحصر به فردی در این کشور است که از آن هیچ استفاده‌ای نشده است.
منبع: 
اختصاصی موسیقی ما
تاریخ انتشار : جمعه 17 دی 1395 - 17:27

دیدگاه‌ها

شنبه 18 دی 1395 - 13:53

کلا گویا یکی از راهکارهای ایشان در اثبات موفق بودنشان سند زدن ایده‌های دیگران به نام خودشان است که با توجه به رسانه‌ها‌ که به راحتی در اختیار دارند با نادیده گرفتن منتقدان یا ناچیز شمردن ایشان در پیش گرفته‌اند. به جز این نمونه که ایشان موضوع نبود اساسنامه و آیین نامه جشنواره را با توجه به تذکرات پیشین و کنونی منتقدان که حتا به صراحت در نامه اخیر منتقدان هم به آن اشاره شده، طوری بیان کرده اند که گویا نظر خودشان بوده و هست شما را ارجاع می دهم به چند نمونه دیگر در خلال این مصاحبه و پیش از آن چه در جریان جشنواره و چه انتخابات خانه موسیقی:
در انتخابات گذشته خانه موسیقی پس از پیشنهاد منتقدان مبنی بر انتخاب هیاتی ناظر بر کل فرآیند انتخاب که در جلسه با مدیران ارشد وزارت ارشاد عنوان شد، با درج خبری بر روی سایت خانه اعلام کردند که طی نامه‌ای به ارشاد خواستار حضوری هیاتی ناظر شده‌اند. گویی این ایده ایشان بوده و هیچ اشاره‌ای به اینکه منتقدانی وجود دارند و طراح این ایده دیگرانی بوده‌اند نکرده‌اند و البته با این کار هیات مرضی الطرفین را به هیاتی از ارشاد که همه می‌دانیم از خودشان بود و نظارت بر کل انتخابات را به نظارتی فرمالیته بر جلسات رای گیری فرو کاستند.
در همین ارتباط است اینکه نه تنها ایشان سعی داشتند خیلی اتفاقات را مثل حضور گروه‌های مطرح در جشنواره و یا حتا کم کردن درصد سایت‌های بلیت فروشی به 4 درصد در طی گزارش مالیشان که می‌دانیم پیش از این هم سابقه داشته در جشنواره فجر برای اولین بار به نام خودشان ثبت کنند بلکه در تصمیم‌گیری‌های کلان هم از ضمیر من استفاده می‌کنند کما اینکه در همین مصاحبه عنوان کرده‌اند: «سال گذشته با توجه به حاشیه‌های به وجود آمده، ترجیح من این بود که به صورت شخصی مدیریت را برعهده داشته باشم و به همین خاطر خانه موسیقی وارد این رویداد نشد؛ هر چند که از پتانسیل آنجا استفاده کردیم.» در حالی که بازگشت به اخبار آن زمان و گفته‌های معاونت هنری وزارت ارشاد ظاهرا چیز دیگری را نشان می‌دهد، چیزی که گویا نه در حافظه مدیر جشنواره مانده و نه در حافظه معاونت هنری. شاید هم مانده و بواسطه تکیه ایشان از ضعف حافظه عمومی جامعه است که این تناقض‌ها اتفاق می‌افتد!

افزودن یک دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.