به بهانه برگزاري نخستين دوره جايزه استاد همايون خرم
بوسه تحسین بر دستان فرزند قدردان پدر

[ سید ابوالحسن مختاباد - روزنامه‌نگار و پژوهشگر موسیقی]

آغاز: هر فردی آرزو دارد که از او به نیکی یاد کنند، به‌خصوص که این فرد «پدر» باشد و علاوه بر آن پدری با جایگاهی ویژه و برجسته در میان مردم و افکار عمومی. پدران فرزندان خود را تربیت می‌کنند و می‌بالانند و انتظار دارند بعد از وفات و کوچ‌شان از دیار فانی، از او و کارهایی که کرده و نکرده یادی بکنند. فرزندان اما همه این‌گونه نیستند؛ برخی حتی بعد چند روز از فوت پدر نگذشته همه‌چیز او را به فراموشی می‌سپارند و حتی راضی نیستند که اسناد و یادداشت‌های به‌جای‌مانده و منتشر نشده او را به آرشیو و مرجعی بسپارند تا دیگران از آنها استفاده کنند. برخی دیگر چند روز و حتی تا سالگرد آن مرحوم یا مرحومه شکیبایی -و به قول خودشان خودخوری- می‌کنند تا آب‌ها از آسیاب بیفتد و دست به کاری زنند که به قول خودشان غصه سر آید و در نهایت، برخی دیگر کجدار و مریز سالگرد و مراسمی برای او تمهید می‌کنند. در این میان، هستند فرزندانی و دوستانی که چنین نیستند و جانانه پی دوستی و ارتباط پدری و فرزندی ایستاده‌اند و سعی می‌کنند از هر وسیله‌ای بهره ببرند برای ذکر خیر و یادی از پدر یا قوم و خویش مرحوم‌شان.
 
***
 
میانه: در چند سال گذشته و به‌خصوص در میان اهل موسیقی، هنرمندان بزرگی دار فانی را وداع گفتند. استاد فرامرز پایور، استاد حسن کسایی، استاد جلیل شهناز، استاد پرویز مشکاتیان، استاد محمدرضا لطفی و... پیش از این گروه هم استادان مرحومی چون تجویدی، بیژن ترقی، اسماعیل نواب‌صفا و... دار فانی را وداع گفتند. فرزندان برخی از این افراد در حیات آن بزرگواران نیز کارهای مثبتی کردند که شاید کارهایی که روی ردیف مرحوم کسایی توسط فرزندان‌شان انجام شد و یا کارهایی که برای استاد شهناز در جشنواره اخیرالثبت اصفهان در نظر گرفته شد، از جمله آنها بود.

اگرچه به نظر می‌رسید که فرزندان مرحوم کسایی می‌توانستند با بهره‌گیری از تیمی مجرب‌تر کتاب خواندنی‌تری از این مرد بزرگ و سرزنده ثبت و ضبط کنند، اما متأسفانه به دلیل نگاه یک‌جانبه نگرانه‌ای که بر مصاحبه با آن مرحوم حاکم بود، در عمل جز یکی از فرزندان استاد کسایی دیگران امکان دسترسی به ایشان را نداشتند و در صورت انجام یک مصاحبه حرفه‌ای -به دلیل بیان و ذهن شیرین و بذله‌گوی استاد- می‌توانست کتابی خواندنی و ماندنی را برای اهالی موسیقی به یادگار بگذارد، اما آنچه بر جای ماند که از سوی «نشر نی» هم منتشر شد، کتابی نه در حد نام استاد کسایی است. یاد شعری از مولانا افتادم که خود استاد کسایی در دیداری که اواسط دهه هفتاد در تهران با ایشان داشتیم برایم خواند:

نی که مرد نایی اندر نای کرد
در خور نای است و نی در خورد مرد

و انصافاً این کتاب در خور نام و شأن استادی چنین نبود و نیست. به یاد دارم که آقای «فرهاد دفتری» که فیلم مستند استاد کسایی را تهیه کردند (راستی بر سر این فیلم چه آمد؟!)، به من گفتند بیش از 20 ساعت گفت‌وگو با استاد دارند که امیدوارم بتوانند وقتی بگذارند و این مجموعه را تنظیم و منتشر کنند.

برای نمونه فرزندان مرحوم «بدیع‌زاده» با گرد آوردن کتاب خاطرات ایشان و سپردن به فردی مطلع چون آقای «میرعلینقی»، کتابی مناسب و خواندنی از خاطرات آن مرد بزرگ فراهم کردند و انتشار دادند. یا فرزند مرحوم روح‌الله خالقی (گلنوش) نیز با بازنوازی برخی از آثار پدر و در اختیار گذاشتن برخی دست‌نوشته‌های ایشان کتابی را به نام پدرشان از سوی «انتشارات ماهور» (تحت عنوان کتاب «ای ایران») به بازار موسیقی عرضه کردند.

در مقابل اما برخی دیگر از بزرگان چون مرحوم مشکاتیان و یا استاد پایور این بختیاری را نداشتند که یاد و نام‌شان آنچنان که شایسته است، قدر بینند. به گمانم هنوز آن مجسمه‌ای که هیچ شباهتی به استاد مشکاتیان ندارد، در گوشه مزار عطار در نیشابور برقرار باشد. مکانی که قرار بود فرهنگسرایی بزرگ شود و اکنون مشخص نیست که چه سرنوشتی بر سر آن قول و قرارها آمد و چرا فرزندان مرحوم مشکاتیان به افکار عمومی گزارشی نمی‌دهند که آن‌همه اثری که از ایشان برجای مانده، به چه سرنوشتی دچار شده و چرا منتشر نمی‌شود. بر سر آثار مرحوم پایور که متأسفانه بسی مشکلات بیشتر باریدن گرفت که خود قصه جداگانه‌ای دارد و شاید به زودی آن را قلمی کنم.

 
***
 
انجام: در این میانه اما، فرزند مرحوم «همایون خرم» کاری کارستان صورت داد. او بهترین شیوه را برای پاسداشت نام پدر بزرگوارش انتخاب کرد و آن برپایی جایزه‌ای است به نام ایشان. رصد پی‌گیری‌های ایشان و رایزنی‌هایی که با اهل موسیقی داشتند و مدیریت این مجموعه و بهره‌گیری از مشاوران خوب در نهایت سنگ بنای جایزه‌ای را گذاشت که اگر در سال‌های آینده تداوم یابد، قطع به یقین برکاتی از ان نصیب موسیقی و فرهنگ ایران خواهد شد. بر چنین بنیادی است که باید بر دستان این فرزند برومند بوسه تحسین زد که هم یادکرد خوبی از پدر بزرگوارشان به عمل آورد و هم آن که عرق شرم بر پیشانی فرزندان و اقوام بزرگانی دیگر نشاند که تنها از نام پدران‌شان ارتزاق می‌کنند و بس.
منبع: 
اختصاصی سایت موسیقی ما
تاریخ انتشار : یکشنبه 28 دی 1393 - 13:25

افزودن یک دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.