pavarotti
جیغ‌های لوچیانو پاواروتی

موسیقی ما - لوچیانو پاواروتی یک‌بار با قاطعیت احساس عمیقش را چنین بیان کرد: «من فکر می‌کنم وقتی یک زندگی صرف موسیقی می‌شود، آن زندگی به زیبایی سپری شده است. این چیزی است که من زندگی‌ام را به خاطرش وقف کرده‌ام.»

وی پس از یک عمر جهانگردی از نوع موسیقایی، سرانجام در همانجایی دفن شد که به دنیا آمده بود. مردمی شدن هنر اپرا به واقع مدیون فعالیت‌های بی‌وقفه اوست. هنرمندی که بی‌گمان ایتالیا بدون وی چیزی کم داشت.

چهارم سپتامبر سالروز درگذشت این خواننده بود. او در سال 1935 در شهر «مادنا»ی ایتالیا چشم به جهان گشود. در بدو تولد با صدای بلندی جیغ می‌کشید، به‌طوری‌که دکترش با تعجب گفت: «چه صدای کوچولوی پرقدرتی!» بی‌آنکه بداند او در آینده بزرگ‌ترین خواننده تِنُور جهان خواهد شد.

در چهار سالگی لوچیانو روی میز آشپزخانه می‌رفت و آوازهای کودکانه سر می‌داد؛ فامیل او از این کارش بسیار لذت می‌بردند. نخستین مخاطبانش پدر، مادر، مادربزرگ و عمه‌اش بودند. پدرش نانوا بود، اما صدای زیبایی داشت و در گروه کر «روسینی» شهر مادنا آواز می‌خواند. مادرش آدلا، کارگر کارخانه‌ دخانیات بود و لوچیانو معمولا وقتش‌ را با مادربزرگ می‌گذراند.

پس از پایان دوره‌ آموزگاری، لوچیانو بین مربیگری ژیمناستیک و یادگیری آواز، دومی را انتخاب کرد، اگرچه می‌دانست خوانندگی تنور، شغلی سخت و تعهدآور است. او ضمن همکاری با پدرش، به‌عنوان خواننده‌ گروه کر، توجه‌اش به کلاس درس استاد آریجیو پائولا جلب شد. سه سال بعد با مهاجرت استادش به ژاپن، معلوماتش را نزد استاد اتور کامپوگالینی تکمیل کرد. سال 1955 همراه با گروه کر روسینی (یکی از بهترین گروه‌های کر جهان در آن زمان) به ولز مسافرت کرد.

آواز پرهیجان لوچیانو در کنار پدرش فرناندو با استقبال عمومی روبه‌رو شد، هرچند درخشش اصلی او در سال 1961 روی داد که منجر به کسب جایزه‌ بین‌المللی «آچلی پِری» شد. زندگی پربار پاواروتی فقط منحصر به اپراخانه‌ها نبود، برای مثال سالن‌های کنسرت، صحنه‌های نمایش، میادین شهر، استادیوم‌ها و پارک‌ها محلی برای هنرنمایی او بودند. این روند از سال 1973 در نیویورک آغاز و پس از آن در سال 1975 در میلان ایتالیا تکرار شد.

پاواروتی در همین سال کنسرت بزرگی را در پارک «دروازه طلایی» سان‌فرانسیسکو ترتیب ‌داد، به‌طوری‌که سیل جمعیت از ابتدای صبح به این محل هجوم آوردند. سال 1977 نیز در مرکز موسیقی «بلازوم» کلیولند، جمعیت انبوهی را به استادیوم ‌کشاند. سال 1980 پارک مرکزی نیویورک میزبان پاواروتی و 200هزار نفر مخاطب بود. سال 1984 در باغ میدان «مادیسون» نیویورک برای 20هزار نفر آواز خواند و سال 1985 نیز هزاران نفر با اجتماع در «پیازا گراند» شهر مادنا، هموطن مشهور خود را تحسین کردند.

در مجموع، اجراهای فضای باز او با موفقیت زیادی روبه‌رو ‌شدند. کم‌کم کنسرت‌های پر سروصدای پاواروتی توجه شخصیت‌های مهم جهان را به خود جلب ‌کرد، یعنی علاوه بر مردم عادی، پادشاهان، رئیس‌جمهورها، سیاستمداران، شخصیت‌های علمی و فرهنگی و پاپ‌ها نیز به جمع مخاطبان او ‌پیوستند.

سال 1981 او در حضور رونالد ریگان، رییس‌جمهور آمریکا و همسرش نانسی ریگان، ‌آواز خواند. در سال 1982 آلبرت سابین، ‌برنده‌ جایزه نوبل، ‌توجه‌اش به کنسرت او در دانشگاه پزشکی جلب ‌شد. پرنس چارلز و پرنسس دایانا هم از میهمانان ویژه‌ او در اجرای «کاونت گاردن» لندن بودند.

لوچیانو پاواروتی بیست و پنجمین سالگرد زندگی حرفه‌ای‌اش را با اجرای اپرای «بوهم» در زادگاه‌اش، مادنا، جشن گرفت. در این اجرا یک خواننده جوان که پیش از این برنده جایزه‌ «مسابقه بین‌المللی پاواروتی» شده بود، او را همراهی کرد. چند ماه پس از غروب به یادماندنی مادنا، همین برنامه در پکن چین تکرار شد.

دهه‌های 80 و 90 میلادی برای پاواروتی درخشش زیادی به همراه داشت. سال 1990 با پیوستن به «جو کاریراس» و «پلاسیدو دومینگو» مثلث تنور را تشکیل داد. کنسرت آن‌ها همزمان با جام جهانی فوتبال درخشش زیادی داشت و باعث خشنودی ستاره‌های سه‌گانه‌ آواز شد، به‌طوری‌که آنها تصمیم گرفتند در جام جهانی بعدی همین تجربه را تکرار کنند و سرانجام در سال 1994 در لس‌آنجلس به وعده‌شان عمل کردند. این اجراهای وسوسه‌برانگیز، توجه آنها را باز هم به جام‌جهانی بعدی معطوف کرد.

سال 1998 در پاریس در حالی برنامه اجرا کردند که برای جام جهانی 2002 هم نقشه می‌کشیدند. این اقدام پاواروتی و دو یار همراهش از آن جهت جالب است که هنگام برگزاری مسابقات جام‌جهانی فوتبال، جلب توجه افکار عمومی به مسایلی غیر از فوتبال، مانند موسیقی، شهامت، مهارت و شهرت تلاش زیادی می‌طلبد.

لوچیانو پاواروتی در آستانه‌ هزاره‌ سوم میلادی با 40سال تجربه‌ خوانندگی، همچنان در اوج بود. اجرای بیست‌و‌شش اپرای مختلف طی چهار دهه در اپراخانه‌های مشهور ایتالیا و جهان، تنها بخشی از ثروت هنری او بود. 331 کنسرت و 315 رسیتال به همراه اجرای مکرر اپراها؛ در مجموع 1266 برنامه عمومی و بزرگ را در کارنامه او ثبت کرده که آنها را در بیش از 60 کشور جهان اجرا کرد.

منبع: شرق

تاریخ انتشار : چهارشنبه 30 شهریور 1390 - 00:00

دیدگاه‌ها

یزدانی
127.0.0.1
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 19:05

"ایتالیاییه دوست داشتنی" یادت گرامی و روانت شاد..

افزودن یک دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.