.

تبلیغ بالای قطعه

.
15 مهر 1396
رنگ بارون
تیتراژ برنامه تلویزیونی «حب الحسین»
خواننده: 
آهنگساز: 
ترانه‌سرا: 
تنظیم‌کننده: 
تهیه‌کننده: 
پویان هدایتی، فاطمه کریمی
طراح: 
هادی کریمی، حسین نیک روان
plays 29082
با مجوز دفتر موسیقی صداوسیما

دیدگاه‌ها

seyedhfatemehosseini
172.1.192.103
شنبه 15 مهر 1396 - 11:42

به به عالی بود

hamid.beny
28.227.208.139
شنبه 15 مهر 1396 - 12:51

حمید رضا برقعی استااااااد گران بهااااااا خوشا ب سعادت اقای صادقی از اشعار این عزیز استفاده کرده

kingofblack___officail
215.106.229.232
شنبه 15 مهر 1396 - 12:51

سلطان موسیقی ایران

arezoo_kariimi
232.220.165.8
شنبه 15 مهر 1396 - 13:14

عشق❤ بی نظیر مثل همیشه? سلطان بی رقیب

mehdiebrahimi_official
186.182.150.179
شنبه 15 مهر 1396 - 15:34

عااااالی بود

kourosh.fazli
215.1.250.245
شنبه 15 مهر 1396 - 15:34

فوق العاده بود

ehsan_hajbashi
211.75.43.246
شنبه 15 مهر 1396 - 15:34

چندسالیه به گمانم‌فقط شعرو تغییر میدن بد نیست کمی‌ هم‌تنوع در آهنگسازی و ریتم

diplomacy__1
200.201.116.241
شنبه 15 مهر 1396 - 15:34

فقط رضا صادقی...........بی نظیره

danialsn
177.156.23.172
شنبه 15 مهر 1396 - 17:23

بسه دیگه تا کی یکنواختی تمام آهنگ هاش شبیه هم شده بدون هیچ تنوعی

مهدی
2.182.191.78
شنبه 15 مهر 1396 - 22:24

رضا صادقی عالی

_r_h_7669
138.4.83.16
یکشنبه 16 مهر 1396 - 08:49

مثل همیشه بی نظیر عالللللی

شینا
5.212.114.143
چهارشنبه 19 مهر 1396 - 23:18

خوب

وحید رونق
37.255.247.1
جمعه 21 مهر 1396 - 23:01

عالی بود عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
یه دنیا عاشقتمممممممممممممممممم
و آفرین به این شاعر عزیز

علی الوندی
5.119.241.236
پنجشنبه 2 آذر 1396 - 14:35

ممنون...خیییییلی حق بوداااااا

افزودن یک دیدگاه جدید

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.
 
متن ترانه

از در خونه می‌زنم بیرون
یه صدایی منو صدا کرده
اون صدایی که رنگ بارونه
منو با گریه آشنا کرده

اون صدا دستمو گرفت آروم
منو تو موج پرچما گم کرد
بین آغوش پرچما وقتی
گریه کردم خدا تبسم کرد

اون صدا تو لباس سقایی
دل بی‌تابمو تصرف کرد
توی یک کاسه‌ی طلایی‌رنگ
آسمونو به من تعارف کرد

اون صدا نوحه‌ی عزاداراست
اون صدا طبل و سِنج و شیپوره
خوب می‌فهمه اوج این دردو
هر غریبی که از وطن دوره

اون صدا رفت و تعزیه‌خون شد
تک و تنها میون میدون موند
یه نفر با لباسی از آتیش
خیمه‌ی بچه‌ها رو می سوزوند

روی زانوم نشستم آهسته
اون صدا روضه‌خون دریا شد
گفت بارونو تشنه‌لب کشتند
کَفَنِش رنگ خاک صحرا شد