.
چهارشنبه، ۲۲ شهریور ۱۳۹۶
خواننده: 
آهنگساز: 
ترانه‌سرا: 
تنظیم‌کننده: 
میکس و مستر: 
عکاس: 
حمید منتظری
طراح: 
بهار ایروانی
ناشر: 
plays 48905
با مجوز دفتر موسیقی ارشاد


دیدگاه‌ها

؟
سه شنبه 19 تیر 1397 - 19:10

عالی بود

پنجشنبه 11 مرداد 1397 - 00:16

خیلی عالی بود

چهارشنبه 24 مرداد 1397 - 11:21

بدک نیست

پنجشنبه 25 مرداد 1397 - 12:36

فرزاد فرخ دیشب ۲۴\۵ تو خندوانه این آهنگ رو اجرا کرد عالی بود فرزاد جان ♥

?
شنبه 3 شهریور 1397 - 17:51

عالی عالی عالی بود دمت گرم

چهارشنبه 14 شهریور 1397 - 14:10

صدای این خواننده خیلی خوبه منو به یاد کسی میندازه که سه سال رفته

جمعه 16 شهریور 1397 - 15:15

خوبه عزیزم

شنبه 17 شهریور 1397 - 23:15

عالی بود

یکشنبه 27 آبان 1397 - 15:10

عالییی بود قشنگ بود

یکشنبه 11 آذر 1397 - 02:48

واقعا عالي ورسا هست صداتون آقاي فرخ

سه شنبه 13 آذر 1397 - 21:38

این پسر حرف نداره.صداش رو عشقه.منو یاد داییم میندازه.

یکشنبه 7 بهمن 1397 - 02:55

عشقه صدات عالیه من عاشق صداتم احساسات تو صدات موج میزنه

یکشنبه 7 بهمن 1397 - 02:55

عشقه صدات عالیه من عاشق صداتم احساسات تو صدات موج میزنه

شنبه 13 بهمن 1397 - 23:23

بسيار بسيار عااااااالي بدرم هميشه اين اهنك را كوش مي دهد

پنجشنبه 18 بهمن 1397 - 00:53

عالی بود لطفا ترک بیشتر بدین

چهارشنبه 29 اسفند 1397 - 21:46

بد

افزودن یک دیدگاه جدید

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.
 
متن ترانه
به هوای تو من تو خیال خودم بی تو پرسه زدم
منو برد به همان شبی که به چشای تو زل می‌زدم
 
من به دنیای تو و این احساس ناب عادت کردم
بعد از آن شب سرد هر نگاه تو را عبادت کردم
 
آه که نبودت به من آتش جان زد
سوختم از این عشق که تو را بی‌وفا کرد
 
من شدم آن کس که رَوم پی مستی
قلب مرا تو شکستی
 
دل به تو دادم که غمم برهانی
نشوی تو همان کس که به درد بکشانی
کاش که شود باز که یه روز تو بیایی و بمانی
 
حال که دگر که مرا تو نخواهی
تو بگو چه کنم که هوایت برهد ز سَرم
تو ندانی که خود که تمام منی
تو همانی که من نتوانم از یاد ببرم
 
بعد از آن همه زخم که به جان من افتاد
تو به تسکین دل یار دگر بودی
من به جان بخریدم که بمیرم و اما
برسی به کسی که به آن دل داده بودی
دل داده بودی...

آه که نبودت به من آتش جان زد
سوختم از این عشق که تو را بی‌وفا کرد
من شدم آن کس که رَوم پی مستی
قلب مرا تو شکستی
 
دل به تو دادم که غمم برهانی
نشوی تو همان کس که به درد بکشانی
کاش که شود باز که یه روز تو بیایی و بمانی