کنسرت آنلاین نوروزخانه تیوانوا موسیقی ما تیوا ناصر وحدتی موسیقی گیلان گوره گیل
 
کاشکی - محمد معتمدی و میدیا فرج نژاد
آهنگساز : كارتر بِرول
در بروژ (2008)
آهنگساز : كارتر بِرول
خونِ خام

نويد غضنفري: موتيفِ پيانويِ غمگنانه و دريغ انگيزي كه كارتر برول براي « در بروژ» (مارتين مك دانا، 2008) نوشته، از همان نماهاي عنوان بندي شروع فيلم خودنمايي مي كند. اگر چه ملودي، بسيار كوتاه و گريزپا است اما برول- آهنگ ساز پاي ثابت برادران كوئن- با موتيف هاي ميني مالي كه خلق كرده، بارها ثابت كرده كه همين قطعه هاي اغواگر و كوتاه او، روي تماشاگران تأثيري مضاعف مي گذارد. « در بروژ» با تصاويري از مجسمه هاي قرون وسطايي شهر كهن و اروپايي بروژ آغاز مي شود و قطعه اي كه برول براي پيانو الكتريك ساخته و تنظيم كرده ( و آن را براي شنيدن توي اين صفحه گذاشته ايم ) فضاي سرد و گوتيكِ حاكم بر نماها را دو چندان مي كند. اين ملودي ويران كننده را از برول مي شنويم و با سرعت نور به فضاي اولين ساخته كوئن ها - « خونِ خام/ Blood Simple» - و تمِ حسرت بارانه اي كه توي آن برول اتفاقا براي پيانو ( در اولين ساخته اش و اولين هم كاري با كوئن ها) نوشته، پرتاب مي شويم.
كمي بيش تر كه اين دو تم كوتاه ساخته برول را توي ذهن مان مرور كنيم و هر چه بيش تر تلاش كنيم ساختار و فرم ساده اما به دست نيامدني آن قطعات را به خاطر بسپاريم، بي شك به نكات قابل توجهي هم خواهيم رسيد. مثلا اين كه چقدر كمدي تلخ و سياه هر دو فيلم- «در بروژ» و « خون خام»- درآمده، يا اين كه در داستان « خون خام» هم شخصيتي وجود دارد به اسم ري ( به معني نور و اشعه آفتاب، با بازي جان گتز) كه تنها روزنه اميد و رستگاري اَبي ( فرانسيس مك دورماند) است و دست آخر هم همان روزنه كوچك از بين مي رود و جايش را به روزنه هايي مي دهد كه آن قاتل رواني (ام. امت والش) با گلوله هاي اسلحه اش، براي ابي روي ديوار باقي مي گذارد. از اين طرف توي « در بروژ» هم شخصيتي داريم به اسم ري ( كالين فارل) كه اميد به رستگاري دارد اما آن قدر ترش رو و عصبي مزاج است كه تمام روزنه هاي اميد از ميان مي روند. ري حتي قدر گلوله نوراني كنار دست اش - گنگستر دنيا ديده همراهش، كن (برندن گليسن)- را هم نمي داند تا از تجربه هاي او بهره مند بشود. به همين خاطر در شهر بروژ از سوي رييس عصبي مزاج شان (رف فاينس) بايد مكافات پس بدهد، اصلا اين طوري به داستان نگاه نكنيد كه ري به خاطر ستاندن جان آن پسرك معصوم دارد مجازات مي شود، گناه او لذت نبردن از زيبايي ها و چشم اندازهاي اطراف اش است.
تاریخ انتشار : سه شنبه 7 آبان 1387 - 00:00

افزودن یک دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.