با مجوز ارشاد
متن ترانه
چشمانِ تو، آيينه آرامشم بود
دستانِ تو، تنها اميد و خواهشم بود
ديدي چه كردي با دلِ بيچاره ي من
بودن كنارِ تو، نيازِ سركشم بود
باور ندارم، تو خانه ام را، ويرانه كردي
بايد بگويي، از چه دلم را، ديوانه كردي
ديدي چه كردي، وقتي كه رفتي، با حال و روزم
با داغِ دوري، بايد بسازم، بايد بسوزم
سهمي ندارم از تو جز، اين خاطرات لعنتي
مي بخشمت اما بگو، جايي كه هستي، راحتي؟
ويرانِ ويراني دلم، دائم پريشاني دلم
ديگر به عشقِ هيچكس، تو دل نسوزاني دلم
دستانِ تو، تنها اميد و خواهشم بود
ديدي چه كردي با دلِ بيچاره ي من
بودن كنارِ تو، نيازِ سركشم بود
باور ندارم، تو خانه ام را، ويرانه كردي
بايد بگويي، از چه دلم را، ديوانه كردي
ديدي چه كردي، وقتي كه رفتي، با حال و روزم
با داغِ دوري، بايد بسازم، بايد بسوزم
سهمي ندارم از تو جز، اين خاطرات لعنتي
مي بخشمت اما بگو، جايي كه هستي، راحتي؟
ويرانِ ويراني دلم، دائم پريشاني دلم
ديگر به عشقِ هيچكس، تو دل نسوزاني دلم
دیدگاهها
ناز نفست مير هادي جان
استاد عالي بود
ناز نفست مير هادي جان
عالي بود
به نظرم اجرای هنرمندانه ای بود.از ادوات آوازی مناسب و به جا استفاده شده.کار ارزشمندی بود.امید به تداوم
صفحهها
افزودن یک دیدگاه جدید