Manou Sarmast مانو سرمست اسحاق انور
فرصتی که پاندمی اخیر به ناگزیر در اختیار ما گذاشته است
دغدغه‌های سال کرونا

[ آیدا امیری مقدم - مدرس و نوازنده دف ]

 
همیشه گفته شده که موسیقی شغل پایدار و قابل‌اعتمادی نیست و این روزها -بیش از هر زمان دیگری- مشخص شده که این حرف تا چه حد درست است. شاید برای آنها که موسیقی را به عنوان شغل دوم یا سوم در نظر گرفته بودند، کمتر این اتفاق رخ دهد، اما با هر اتفاقی و هر ماجرای فراگیری، پایه‌های زندگی هنرمندانی که زندگی‌شان را بر پایه موسیقی حرفه‌ای گذاشته‌اند، می‌لرزد. قبل‌ترها، بیش از همه، آنها که زندگی‌شان از راه آموزش می‌گذشت در معرض خطر بودند و حالا، همه‌ی هنرمندان این عرصه، از نوازندگان صحنه‌ای و آهنگسازان تا حتی خوانندگان را هم شامل شده است.
 
با وجود اقبال عمومی به موسیقی و گسترش آموزشگاه‌های موسیقی و...، آینده نامعلوم هنر و هنرمند در ايران یکی از آسیب‌های جدی به ثبات در این زمینه است و فراگیری کرونا، این ابهام را بیشتر و بیشتر کرده؛ در حالی که می‌تواند اینگونه نباشد.
 
به نظر نگارنده -که در سال‌های اخیر به آموزش موسیقی و در سه سال گذشته به برگزاری کنسرت مشغول بوده-  شرایط به وجود آمده به واسطه کرونا، می‌تواند فرصتی باشد برای آنکه مردم، این هنر را در اولويت زندگي‌شان قراد دهند.
 
همه ما طی گرفتاری‌های روزمره‌ی پیش از کرونا آرزو داشتیم که فرصت تمرین سازهای مورد علاقه و خواندن کتاب‌های خوانده‌نشده و دیدن فیلم و... را داشته باشیم و حالا این فرصت مهیا شده است. دیگر -متأسفانه و یا شاید در بعضی مواقع خوشبختانه- از آن رفت‌وآمد‌ها و دور هم نشستن‌های طولانی خبری نیست و هنر بهترین جایگزین آنهاست. ضمن اینکه پیچیدن صدای یک ساز در خانه، می‌تواند همراهی‌ها و همدلی‌های اهالی خانه را بیشتر کند.
 
این موضوع می‌تواند فرصتی برای مدیران فرهنگی هم باشد. يك اثر هنري، زيبا است و انسان زيبايي‌ها را دوست دارد و غالب مردم با شنيدن و ديدن يك اثر هنري، احساس لذت مي‌كنند و رفته‌رفته از هنجارهاي اجتماعي مانند خشم، اعتياد و... دور مي‌ماند و بنابراین، به وسيله هنر و هنرمند می‌توان از درصد ناهنجاری‌هاي اجتماعي کاست.
 
این شکل معمولی و عادی ماجرا است. در شکل‌های دیگر و در شرایط خاص کرونایی، خانواده‌ها ساعت‌ها در کنار یکدیگرند و ممکن است تنش‌هایی بین آنها به وجود بیاید که متمرکز شدن روی آموزش موسیقی، می‌تواند وقت آنها را به بهترین نحو پر کند. مردم بايد تأثيرات هنر را روي زندگي لمس كنند و در آن صورت است که این هنر به آنها آرامش خواهد داد.
 
همه اینها فرصت‌هایی است که هنرمند می‌تواند به وجود بیاورد؛ در صورتی که خودش هم آن فراغت و حال خوب بدون استرس را داشته باشد. هنرمند هرچه دغدغه فكري‌اش بيشتر باشد، آثاري كه از او توليد مي‌شود، بي‌حس‌تر است. ذهن هنرمند بايد رها باشد. هنرمند نبايد دغدغه معاش روزانه را داشته باشد و با رهایی و ذهن آرام به کار هنری یا آموزش‌اش بپردازد؛ اما صد حیف و افسوس که این روزها، این شرایط آرام برای هنرمندان و به‌ویژه هنرمندان موسیقی وجود ندارد. معضل بيكاري در بین هنرمندان موسیقی ايران جدی است.
 
متأسفانه در شرايط اين روزها، حالِ موسيقي ايران، نوازندگان، خوانندگان، مدرسين، تهيه‌كنندگان و کلیه دست‌اندرکاران موسیقی اصلاً خوب نيست و نياز به حمايت دارند. مردم بايد از موسيقي حمايت كنند و اگر موسيقي مخاطبي نداشته باشد، از بين مي‌رود. این حمایت یک رابطه برنده-برنده است. قبل از فراگیری كرونا، هنرمندان دغدغه مجوز و اجرای كنسرت و اخذ مجوز آموزش و... داشتند و الان بعضي‌ها دغدغه گذراندن زندگي روزمره‌شان را دارند. كرونا یک تهديد جدي براي هنر موسيقي است و اميدوارم هنرمندان این شرایط را طاقت بياورند. این موضوع نیازمند مدیریت اصولی و اقلاً تبلیغات رسانه‌ها و به‌ویژه تلویزیون است. لطفاً اشتغال ایجاد شده از طریق بخش‌های مختلف مارکت موسیقی را جدی بگیرید و برای آن برنامه بریزید.
 
اميدواريم كه در شرايط پس از كرونا، مسئولين همكاري لازم را با گروه‌هاي موسيقي -از جمله دادن مجوز و شرايط مناسب براي اجرا و مناسب بودن قيمت سالن‌ها و...- داشته باشند و هنرمندان را در اين روزهاي سخت كرونايي ياري كنند.
منبع: 
اختصاصی سایت «موسیقی ما»
تاریخ انتشار : پنجشنبه 24 مهر 1399 - 15:46

افزودن یک دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.