غلامرضا رضایی خواننده موسیقی سنتی
بداهه خوان و بداهه نواز مانند دو کشتی گیر هموزن می توانند با هم آفرینش کنن
غلامرضا رضایی از جمله خواننده هایی است که دوست دارد بدون حاشیه و سروصدا کار آوازی اش را انجام دهد و به دور از هیاهوی رسانه ای شاگردانش را تربیت کند و فعالیت های صحنه ای و اجرایی خود را ادامه دهد. تمرین صداسازی،آشنایی با ردیف های موسیقی، دوره مقدماتی آواز، دوره عالی، آشنایی با شعر و تلفیق آن با موسیقی، رعایت حس و حال اشعار در خواندن آواز، پرهیز از تقلید در دوره های آموزشی،با حوصله و سختگیر بودن و... از جمله ویژگی های شخصیتی رضایی در کلاس درس است. این هنرمند که در پرونده کاری خود آلبوم «آسمانه» به آهنگسازی مجید درخشانی و آلبوم «اوسنه» به آهنگسازی مزدا انصاری را به ثبت رسانده ردیف آوازی عبدالله دوامی و شیوه اقبال آذر را از استادانی چون نصرالله ناصح پور و کریم صالح عظیمی فراگرفته و صداسازی و آشنایی با شیوه طاهرزاده را نیز از استاد شجریان آموخته است. او معتقد است اصولا هنرجو قرار نیست از صدا تقلید کند بلکه باید از تکنیک ها و روش خوانندگی و تلفیق شعر در دوران اولیه هنرجویی تقلید کند....

یکی از ویژگی های کلاس های تدریس شما وجود شاگردانی است که هیچ کدام مانند هم نمی خوانند، در این کلاس از سبک صدای قمرالملوک وزیری تا خواننده های«گل ها» شنیده می شود. این تنوع را چگونه امکانپذیر ساختید؟
این اتفاق برای هنرجو در دوره صداسازی اتفاق می افتد بدون اینکه خود بداند. از هنرجو می خواهم تکنیک را تقلید و اجرا کند نه جنس صدا را! هر انسانی صدای خودش را دارد و این صدا مانند اثر انگشت شبیه هیچ کس نیست. آنگاه بر اساس آناتومی سر و اندام خود صدادهی اش استخراج می شود. آنچه ما مراقبیم این است که نسبت به لحن زیبا شناخت و آگاهی پیدا کند و شاخص های زیبایی را در صدای خود با تمرین تعبیه کند، در واقع هنرجو قرار نیست از صدا تقلید کند بلکه باید از تکنیک ها و روش خوانندگی و تلفیق شعر در دوران اولیه هنرجویی تقلید شود.

اگر بخواهیم یک دوره آوازی را بررسی کنیم در کدام دوره ما تنوع آوازی بیشتر داشتیم و چرا این تنوع اتفاق افتاد؟
دهه ۴۰و۵۰ از نظر سبک خوانندگی و تنوع سبک در اوج قرار داشت. بزرگانی چون بنان، ادیب، قوامی، تاج، محمودی خوانساری و در نهایت استاد شجریان و جناب گلپایگانی و... دلیل این تنوع هم به نظر من حمایت از موسیقی و تنوع ارکستر ها بود. ارکستر ها با سلایق مختلف از خوانندگان استفاده می کردند و این فضای باز کمک می کرد مردم صداهای مختلف را بشنوند و تجربه و انتخاب کنند.

یک اصل دور مانده از موسیقی ایرانی، بداهه خوانی و بداهه نوازی است. برای رسیدن به این رویه چه دوره هایی را باید طی کرد و چرا امروزه بداهه خوانی و بداهه نوازی کمتر مورد استفاده قرار می گیرد؟
برای بداهه خوانی و بداهه نوازی نیاز است که هنرمند سواد و مهارت کامل و لازم را داشته، شیوه های مختلف را تجربه کرده و شناخت کافی و لازم را از کار خود داشته باشد. آنگاه بداهه خوان و بداهه نواز مانند دو کشتی گیر هموزن می توانند با هم آفرینش کنند.

به هر حال گریزی از تکنولوژی نیست و قبلا شاید کسی صدای شش دانگ مناسب خوانندگی داشت اما امروزه با پیشرفت وسایل صدابرداری نیاز به این حجم و وسعت صدا نیست و شاید خوب خواندن و درست خواندن اولویت باشد. نظر شما در این زمینه چیست؟
صدای شش دانگ در هر صورت لازم است و با آمدن تکنولوژی اساس موسیقی تغییر نمی کند و اصول علمی موسیقی ثابت است. آنچه درخوانندگی رخ داد عدم ضرورت در استفاده از حجم بالای صدا و فشار به صدا است. با ظهور تکنولوژی دیگر لازم نیست از حجم اضافی صدا استفاده شود اما حداقل دو اکتاوی که خواننده باید بخواند هنوز پا برجاست.

برای یک خواننده خوب بودن چه شرایطی لازم است؟
اول موضوعی که باید در یک خواننده یا هر هنرمندی وجود داشته باشد تفکر است. تا بینش و تفکر لازم نباشد هنرمند ماندگار نخواهد بود. راز خلاقیت و آفرینش کسب تفکر است و پس از آن فراگیری تکنیک ها و مهارت های لازم برای به دست آوردن از ابزار لازم هنری خواهد بود. توجه به جامعه و خواست جامعه و اینکه حتی هنرمند می تواند برای جامعه مسیر تعیین کند.

بیان احساسی آوازی دقیق از شعر یکی از ویژگی های خواندن شماست،چگونه به این روش و سبک و سیاق رسیدید؟
شناخت ادبیات اصلی ترین کار یک خواننده است. در واقع صدا وسیله ای در خدمت شعر و ادبیات است. خواننده باید شعر و ادبیات را بخوبی بشناسد تا صدای خودش نیز مورد قبول قرار گیرد. این ضرورت باعث شد با بزرگان شعر و ادبیات هم نفس باشم و بیاموزم و این هم نفسی مرا بسیار آموخت. اصولا آنچه از شعر انتخاب می کنم در مفهوم تجربه کرده ام و بعد به زبان جاری می کنم.

نبود نگرش جمعی یکی از مشکلات موسیقیدانان در سال های اخیر است که به دلیل نداشتن این نگرش بسیاری از مشکلات نظیر لغو خودسرانه کنسرت ها یا برخورد سلیقه ای با یک هنرمند را پیش آورده است، به نظر شما در این زمینه چه باید کرد؟
اینکه اهالی موسیقی واحد نیستند خوب و کاملا طبیعی است. این اتفاق در همه جای دنیا و در همه رشته های هنری اتفاق می افتد و نشانه تکثر فکری و سلیقه است. لغو کنسرت ها هیچ ربطی به تشکل و نگرش واحد ندارد. تکلیف موسیقی روشن نیست و تا زمانی که سلیقه ای برخورد شود همین خواهد بود. مگر می شود در کشوری با یک مدیریت واحد و منسجم بتوان در یک شهر موسیقی اجرا کرد و در شهر دیگر نتوان!؟ پس تکلیف موسیقی روشن نیست.

توقع شما از خانه موسیقی به عنوان مجموعه ای که کارش حمایت از موسیقیدانان است چیست و این مجموعه در ایفای کارش تا چه میزان موفق بوده است؟
بازهم به جواب سوال قبل بر می گردیم، تکلیف موسیقی روشن نیست! حال چه توقعی می شود از یک تشکل موسیقایی داشت؟ تا زمانی که تکلیف موسیقی مشخص نشود هر تشکل موسیقایی با هر نوع مدیریت فقط می تواند کار خدماتی و صنفی انجام دهد؛ البته می توان در ارائه خدمات بسیار بهتر از این بود.

به عنوان مثال صدا و سیما چگونه می تواند به ارتقاء سلیقه عمومی یاری رساند؟
تکلیف موسیقی در صدا و سیما مشخص نیست و تا زمانی که سیاستگذاری ها در مورد موسیقی روشن نباشد اوضاع همین خواهد بود.

بی تردید صدا و سیما می تواند نقش بسیار سازنده ای داشته باشد اما متاسفانه گویا نمی تواند و نمی شود در حالی که صدا و سیما می تواند بهتر از این برای ترویج موسیقی اصیل ایرانی موثر باشد. آنچه باعث آسیب جدی در روش مدیریت بخش موسیقی صدا وسیما شده نوع نگاه مناسبتی به موسیقی و به خدمت گرفتن مجریان خاص موسیقی است. هنرمندان متفکر و مستقل در این بخش به خدمت گرفته نمی شوند و اگر هم این اتفاق بیفتد کوتاه مدت و به صورت فصلی است و چون شرایط برای همه هموار نیست، بدون شک نوعی خاص از موسیقی و تفکر موسیقایی می تواند در آنجا فعالیت داشته باشد درغیر این صورت رسانه بزرگی چون صدا و سیما باید با توجه به سلایق مردم گوش و ذهن مخاطب خود را با موسیقی اصیل ایرانی بیشتر آشنا کند.به نظر من در حال حاضر این سازمان آنچنان که باید به موسیقی اصیل ایرانی در شان ۷۰ میلیون ایرانی توجه نمی کند و بهتر است نظر مدیران سازمان نیز در این زمینه بررسی شود.
تاریخ انتشار : چهارشنبه 11 تیر 1399 - 11:13

افزودن یک دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.