.
plays 18054
موسیقی ما - در همان روزهایی که سرو کله‌ی این ویروسِ بدیمن تازه به زندگی مردمان این سرزمین باز شده بود، موسیقی ایران یکی از بزرگ‌ترین چهره‌های خود را از دست داد. «هوشنگ ظریف» که بی‌شک یکی از بزرگ‌ترین و نام‌دارترین نوازندگانِ موسیقی ایران بود؛‌ از دنیا رفت بی‌آنکه مراسمی در شان‌ش برگزار شود؛ اما مرد مهربان و خوش‌پوشِ موسیقی ایران، همان شکلی از دنیا رفت که زندگی کرد؛ همان‌اندازه آرام و بی‌سروصدا. لابد استاد تارنواز همین مرگِ بی‌هیاهو را آرزو می‌کرد؛ اما اسفند ماه 1393، نشست پژوهشی و آموزشی موسیقی دستگاهی ایران با عنوان «آوای دوست»، درباره‌ی ساز تار برگزار شد که «هوشنگ ظریف» در آن سخنرانی داشت.

او درباره‌ی فراگیری این ساز می‌گوید: «هفت یا هشت سال داشتم که از رادیو صدای ساز لطف‌الله مجد را می‌شنیدم و از این ساز خوشم آمد. زنده‌یاد خالقی که در سال ۱۳۲۸ هنرستان موسیقی را تأسیس کردند، دانش‌آموزان را از پنجم ابتدایی ثبت نام می‌کردند. من هم زمانی که کلاس چهارم را تمام کردم در سال پنجم به هنرستان رفتم و ایشان از من درباره ساز مورد علاقه‌ام سوال کردند و من هم پاسخ دادم که ساز تار را بسیار دوست دارم؛ به همین دلیل او مرا به کلاس استاد «موسی معروفی» فرستادند. پس از آن در دورن لیسانس در خدمت استاد علی اکبرخان شهنازی قرار گرفتم.»

استادِ تارنواز می‌گوید: «کلاس دهم متوسطه که بودم به اندازه‌ای این ساز را دوست داشتم و تمرین می‌کردم که به صورت بداهه نیز آن را می‌نواختم و هر کسی که از خارج از کشور به هنرستان می‌‌آمد، آقای خالقی به من می‌گفتند برای‌شان ساز بزنم. همان زمان قطعات استاد «وزیری» را نیز می‌نواختم. یادم می‌آید که آقای «پرویز منصوری» یکی از اساتیدِ‌ هنرستان، یک‌بار که من در کلاسی مشغولِ نواختنِ آثار آقای وزیری بودند، گفتند که گمان کرده که استاد وزیری مشغولِ نواختن است که به طور قطع نشان از محبتِ ایشان دارد.»

او در ادامه‌ی این نشست پژوهشی توضیح می‌دهد: «در آن زمان یک نفر از کشور فرانسه به هنرستان آمد که ضبط کوچکی هم همراه داشت و از من خواست قطعه‌ای را بنوازم تا آن را ضبط کند. بعد از مدتی به فرانسه که رفته بودم پشت یک مغازه یک صفحه سی و سه دور با تصویر زنده‌یادان استاد کسایی و بهاری را دیدم که عکس من نیز پایین‌تر از آنان بود. این صفحه را خریدم و وقتی گوش کردم متوجه شدم همانی است که آن فرد فرانسوی از من خواسته بود برایش بنوازم.»

او در این فیلم اشاره می‌کنند که همیشه تدریس را دوست داشته و هم‌چنان به این کار برای هنرجویانی که پیشرفته‌تر از دیگران هستند، مشغول است. خودش می‌گوید شصت‌ش حالا آرتروز دارد و کمتر می‌نوازد.

اما بخشِ مهمی از صحبت‌های این استاد برجسته درباره‌ی ردیف است و می‌گوید: «ردیف الفبای موسیقی ماست. یادم می‌آید که در دوره‌ای اساتید جمع شده بودند تا تصمیم بگیرند کدام ردیف را چاپ کنند که من پیشنهاد جمع‌آوری ردیف موسی‌خان را دادم که ایشان نزدیک 30 سال برای گردآوری آن تلاش کرده بودند و همه گفتند این مفیدترین ردیف است. البته من خودم ردیف دوره‌ی عالی شهنازی را هم پیش این استاد برجسته کار کردم.»‌

او به گروه‌نوازی‌های‌ش اشاره می‌کند که طی چند دهه با اساتید مختف از جمله استاد «فرامرز پایور» انجام دادند و با همان شیرینی خاص خود می‌گوید: «ما در تمام دنیا جز دو کشورِ زامبیا و گامبیا به اجرای برنامه پرداختیم.»

«هوشنگ ظریف» همچنین به این مساله اشاره دارد که «تار» مادر سازهای ایرانی است و نمی‌شود موسیقی ایران را به شکلِ عمیق فراگرفت بی‌آنکه «ردیف» را دانست: «شما نمی‌توانید بداهه‌نوازی درستی انجام دهید تا ردیف را به طور کامل نشناسید. به همین خاطر است که وقتی یک استاد نوازندگی بداهه‌نوازی می‌کند، متوجه می‌شوید که در چه دستگاه و آوازی می‌نوازد و اصلا به همین خاطر است که بداهه‌های‌ش این‌چنین به دل می‌نشیند.»‌


افزودن یک دیدگاه جدید

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.