یادداشتی در خصوص انتشار آلبوم «شمس جان» اثر عماد توحیدی
رازآلود و سیال

[ سحر طاعتی - روزنامه نگار ]

آلبوم «شمس جان» بر بنیاد حکایت «پادشاه و کنیزک» از دفتر نخست مثنوی معنوی مولانا با موسیقی عماد توحیدی، در روزهای پایانی اسفند ماه گذشته توسط مرکز موسیقی حوزه هنری منتشر شد. در گذشته و در آلبوم‌های فراوانی اشعار مولانا محملی برای ساخت آثار موسیقایی متعدد بوده‌اند و آهنگسازان و خوانندگان بسیاری با اشعار دیوان شمس و مثنوی معنوی قطعاتی را اجرا و ضبط کرده‌اند، آنچه که به‌عنوان تفاوت رویکرد بهره‌گیری از شعر مولانا در «شمس جان قابل تشخیص و توجه است تلاش بر سفر ذهنی آهنگساز به جهان معنایی مولانا با بیانی تازه است و نه صرفاً انتخاب شعری برای ملودی گذاشتن بر روی آن و ساخت اثری باری به هر جهت. جغرافیای موسیقایی مدنظر سازنده نیز به وسعت خاورمیانه و تجمیع سنت‌های موسیقایی اقوام ایرانی و ترک و کرد و عرب در منطقه آناتولی و آسیای صغیر است که چهارراه تلاقی فرهنگ‌های متنوع است.عماد توحیدی در همان دقایق ابتدایی آلبوم، با دلبستگی‌های همیشگی‌اش به استفاده از سازهای کوبه‌ای مخاطب خویش را با فضایی رازآلود و سیال روبرو می‌کند و هشت قطعه را در فضاهایی رویاگونه و مه آلود و در یک توالی همگون و خاص با ذهن شنونده آشنا می‌سازد.

موسیقی شمس جان در هیچ‌کدام از قطعات متانت و فخامت خود را از دست نمی‌دهد و درگیر قال و هیاهوهای ساختگی و القای شور و حال ریاکارانه و دکان‌دارانه نمی‌شود و در عین طی روالی پخته و آرام، پرتپش و درونگرا دارد. از بزنگاه‌های موثر و درخشان موسیقی و ظرایف و دقایق آن می‌توان به برخی موارد در تالیف موسیقایی «عماد توحیدی» اشاره کرد: شروع منطقی و زمینه ساز حکایت در شرح دیدار پادشاه و کنیزک و انعقاد قراردادی حسی و موسیقایی با مخاطب در مورد نوع و رنگ یک موسیقی خاص که قرار است مخاطب خود را به فضایی خیالی در قرن هفتم برد؛ موسیقی به‌خواب رفتن پادشاه در مسجد در پی زاری فراوان به درگاه خداوند و پس از آن دیدار شورانگیز و وجدآور او با پیری خردمند که در خواب وعده آمدنش را دریافته بود؛ قطعه سه که نقش مستقلی در بین قطعات به لحاظ خط سیر روایی داستان دارد و آهنگساز با هوشیاری نشانه‌های صوتی و جملات ملودیک مستقلی را با اشاره به گوشه نهفت دستگاه نوا به همراه آواهای نیایشگاه‌های مسیحی (بدلیل اشاره به نام عیسی "ع" در شعر) برای آن طراحی کرده است؛ میزبانی پادشاه از طبیب در قطعه چهارم تنها با نوای یک ساز که خلوت موسیقی فضای جلوت بار قطعه بعدی را متعادل می‌کند، فضای ذکرگونه قطعه پنجم که با صدای دفها قوامی پرشور دارد و در این بخش حکایت، مولانا به مرتبت مراد معنوی خود "شمس" می‌پردازد. آواز «روح الارواح» در مایه «بیات ترک» که نام گوشه و مایه نیز اشاره‌ای رندانه به شمس تبریزی دارد، از ذوق سازنده نشان دارد؛ خلوت ساختن خانه به امر حکیم و معاینه کنیزک و دریافت علت زاری در قطعه شش که ناله‌های کنیزک و مضراب‌های عود در مایه دشتی در طول قطعه بیانگر حال و نبض اوست. تند شدن نبض بیمار بعد از فاش شدن رازش با ورود سازهای کوبه‌ای و طراحی آوازی در گوشه «عشاق» که نام آن نیز وصف‌الحال کنیزک است شنیدنی است؛ فرستادن شاه، کسانی را در پی زرگر به سمرقند و تزویج او با کنیزک و سپس مسمومیت  او با معجون زهرآلود و آوای دردآور او در هنگامه آخر و رها گشتن کنیزک از عشق مجازی در قطعه هفتم با صدای مدام طبل و برخی سازهای کوبه‌ای یادآور شکل گیری توطئه ای مرموز و همچنین یادآور بانگ طبل رحیل است.

آهنگساز آگاهانه ملودی وصال کنیزک و زرگر را با دو خواننده ضبط کرده و همان ملودی در زمان رستگاری کنیزک از عشق مجازی تنها با یک صدا به‌گوش می‌رسد و فارغ شدن او از همنوایی مرد زرگر را متجلی می‌سازد. پایان وزین و موثر حکایت در قطعه هشتم با تکرار مصراع «دور دور افتاده‌ای بنگر تو نیک» و صداهایی که به‌تدریج دور می‌شوند، فرجامی ادامه دار و پرسش برانگیز در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند و این همان ایجاد چالشی برای مخاطب است که مولانا در این داستان در پی طرح آن است.

عماد توحیدی در مورد انگیزه ساخت این اثر در جایی گفته: «نخستین دیدار از آرامگاه مولانا تجربه‌ای غریب و آشنا بود. نفیر نی...بوی عود معابد...سوسوی نور قندیل‌ها...چشمانم را بستم و اندیشیدم دیوارها و ستون‌ها و سنگ‌های آرامگاه در طول این سده‌ها شاهد چه اتفاقاتی بوده‌اند و چه صداهایی را شنیده اند؟ گمانم این بود شاید روزی رسد که صداهای اسرار آمیز محبوس در دل این دیوارها را استخراج کرد و شنید... در خیالم شبکه‌ای از اصوات مبهم و تنیده در هم شکل گرفت. لختی بعد صداها روشن‌تر و واضح‌تر شدند و بیش از همه تکه تکه ابیات مثنوی در گوش جانم شنیده می‌شد. شاید فضای آرامگاه به من آموخت که صداها را تفکیک و منشاء هر کدام را ارزیابی کنم. گاهی مکث‌ها زیاد بود و نگران می‌شدم که مبادا رشته صداها بریده شده و ناگاه بافته صوتی دوباره جان می‌گرفت و این جزر و مد همهمه و اصوات چون موج می‌آمد و می‌رفت... نسخه خطی مثنوی معنوی در صندوقی شیشه‌ای در گوشه آرامگاه باز بود و حکایت نخست دفتر اول...همانجا جرقه کار در ذهن و دلم خورد...»

حکایت پادشاه و کنیزک به گواهی برخی از اهالی ادبیات و مولانا پژوهان از برجسته‌ترین حکایت‌های مثنوی است و جدای از سیر دراماتیک جذاب آن سرشار از معانی و مفاهیم ویژه عرفانی است. این داستان نخستین سخن مولانا بعد از تمثیل نی نامه در آغاز دفتر اول مثنوی است.مولانا این داستان را «نقد حال» خود می‌داند و با این بیت حکایت را آغاز می‌کند: «بشنوید ای دوستان این داستان/خود حقیقت نقد حال ماست آن» بسیاری از ابیات و مصرع‌های این حکایت در فرهنگ گفتاری و نوشتاری زبان فارسی مشهور است و بنا به اقتضا مورد کاربرد قرار می‌گیرند. از آن جمله می‌توان به کار از کار خیزد در جهان، آفتاب آمد دلیل آفتاب، چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت،  عشق اسطرلاب اسرار خداست،  با کریمان کارها دشوار نیست، این جهان کوه است و فعل ما ندا و ...اشاره کرد و این خود نشان دهنده اقبال این حکایت در ذهن و زبان مخاطبان شعر فارسی است.

تلاش آهنگساز برای متجلی ساختن ژرفا و ناپیدا کرانگی و همچنین موّاج و مهابت انگیز بودن معنای اشعار قابل تشخیص است. اولویت او روایت روشن و شفاف حکایت توسط راوی است و موسیقی به‌عنوان جریانی دلپذیر و اسرارآمیز در پس زمینه خواندن اشعار بدون رُخ نمایی در کار فضاسازی است و در بزنگاه‌های خاص، مقوّی انتقال احساس اشخاص و رویدادهاست. آشنایی توحیدی با ادبیات و تجربیات ااو در ساخت موسیقی تئاتر و فیلم و آلبوم‌های شعر خوانی ازدحام سکوت با صدای بهروز رضوی و در بهار تو را صدا کردم با شعر و صدای احمدرضا احمدی و همچنین درک او از فراز و فرودهای روایت و نمایش در صورتی ایماژگونه و خیال انگیز، ساختار اثر را سر و شکل داده است. او نام اثر را از این بیت حکایت برگرفته است:  شمس جان کو خارج آمد از اثیر/ نبودش در ذهن و در خارج نظیر . انتخاب درست راوی عبدالجبار کاکایی و اجرای حس مدار او همراه با صحیح خوانی و تاکیدات بجا و ریتم مناسب و متناسب در خواندن بخش های مختلف حکایت از عوامل تاثیر گذار بر مخاطب اثر است. کاکایی سال‌هاست که جدا از فعالیت در عرصه شعر و ترانه به تدریس و تفسیر آثار مولانا می‌پردازد و این آشنایی خود در اجرای او نمودی عیان یافته است. برگزیدن خواننده اثر نیز هوشمندانه است و عماد توحیدی با توجه به پیشینه هنری داوود آزاد و سبک و سیاق و شیوه آوازخوانی خاص او، اجرای آوازها و تصانیف طراحی شده را به او سپرده است. «داوود آزاد» با فهم صحیح اشعار و اجرای گرم و شنیدنی ابیات، همگون با فضای ویژه اثر عمل کرده و در همراهی و همدلی مخاطب با شعر مولانا، نقشی موفق ایفا می‌کند. آلبوم شمس جان نمونه‌ای فاخر از جریان جدی و معناگرای موسیقی ایرانیست که در غوغاسالاری مادی گرای فاقد بینش هنری و ادبی اکثر تولیدات موسیقایی روز، مومنانه ساز خود را میزند و مصرّانه راه خود را میرود. ناشر اثر مرکز موسیقی حوزه هنری است که متولی آن میلاد عرفان پور از شاعران خوش قریحه و شاخص است. این مرکز از دیرباز در تولیدات خود به کیفیت کلام و ارزش‌های ادبی آثار تولیدی خود اهتمامی ویژه داشته و پرواضح انتشار این آلبوم در راستای توجه به این شاخصه انجام گرفته است. گرافیک اثر و طراحی جلد زیبای آلبوم نیز از نکات قابل اشاره است که در کیفیت و استاندارد بین المللی تولید آثار موسیقایی وزین ارائه شده است.
منبع: 
سایت موسیقی ما
تاریخ انتشار : سه شنبه 12 فروردین 1399 - 20:42

افزودن یک دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.