کنسرت آنلاین نوروزخانه تیوانوا موسیقی ما سعدالله نصیری موسیقی کردی کروه ژوانا
 
کاشکی - محمد معتمدی و میدیا فرج نژاد
نگاهی به موسیقی فیلم‌های سی‌و‌هشتمین جشنواره فیلم فجر - روز سوم
صدای خشن قهرمانان خسته
http://dl.musicema.com/upload/Image/somaie-ghazizadeh2.jpg
[ نسیم قاضی‌زاده - روزنامه‌نگار ]


روز سوم جشنواره روز سازهای زهی و موسیقی‌های ارکسترال بود. مهران قائدی‌پور برای «کشتارگاه»، سحر سخایی برای «من می‌ترسم» و مسعود سخاوت‌دوست برای «شنای پروانه» موسیقی نوشته بودند. سه فیلمی که در هر سه آنها فضاهای خشن و مردانه موج می‌زد و همین فضا روی موسیقی متن‌های روز سوم تاثیر گذاشته بودند.
 
  • کشتارگاه؛ شمشیر روی سیم‌ها
همچنان‌که از نامش برمی‌آید، «کشتارگاه» فضایی مردانه دارد. مهران قائدی‌پور آهنگسازی که نامش را کمتر در سینمای ایران شنیده‌ایم، برای آخرین اثر عباس امینی، یک موسیقی افکتیو نوشته که به فراخور حال و هوای تصاویر روی آنها آمده است. او برای فضاسازی بیشتر از سازهای زهی استفاده کرده و برای نمایش پنهان‌کاری‌ها و عذاب وجدانی که شخصیت‌های فیلم با خود حمل می‌کنند، از صدای سوت‌مانند و تیز آرشه‌کشی‌ها بهره جسته است. انگار شمشیری روی آرشه‌ها کشیده شده است. این صدای عریانِ آرشه‌ها، بی‌شباهت به صدای ممتد ذهن در مواجهه با سوال‌های بی‌جواب نیست. از این حیث آهنگساز سراغ موسیقی‌ای رفته که بی‌شباهت به موسیقی فیلم‌های ژانر وحشت و شاید آثاری مثل برنارد هرمان نیست.
 
این فضای رعب‌آلود، گاه با تک‌مضراب‌های یک ساز بازنمایی شده و گاه با موسیقی صداهای محیطی. یکی از بهترین سکانس‌ها برای این مساله، صحنه غذاخوردن خانواده عبد (حسن پورشیرازی) و حضور امیر (امیرحسین فتحی) سر سفره و صدای برخورد قاشق‌ها و چنگال‌ها در ترکیب با صدای ویولن‌هایی که به پیشواز حادثه می‌روند.
 
این ترکیب صدای محیط با موسیقی، خودش اتفاق خلاقانه‌ای را رقم زده که به سنت موسیقی متن این قیلم تبدیل شده است. موسیقی ارکسترالی که با صدای بع بع گوسفندها می‌آید و صدای عودی که نماینده حضور اسرا (باران کوثری) و خویشاوندان عرب‌زبان اوست.
 
حجم موسیقی «کشتارگاه» بالا است و در کنار صدای فیلم کارکرد اصلی‌اش، افزایش خشونت و رنگ‌آمیزی صوتی با موسیقی است.
 
  • من می‌ترسم؛ شهر بی آوا
«من می‌ترسم» موسیقی چندانی ندارد. سحر سخایی را که باید تنها آهنگساز فعلی خانم در سینمای ایران دانست، ساخت موسیقی آن را عهده‌دار بوده است. بهنام بهزادی که از خوش‌سلیقه‌ترین فیلم‌سازان در انتخاب آهنگساز است و سابقه همکاری با آهنگسازان خوب را دارد، چند سالی است که فیلم‌هایش کمتر از همیشه از موسیقی بهره گرفته است. در «من می‌ترسم» فیلم بیش از موسیقی، صدای شهر را همراه خود دارد. شهری که صداها در آن جای آواها را گرفته‌اند وقتی هم که می‌آیند همراهی‌شان با  سازهای کوبه‌ای است.
 
نبض شهر پر حادثه و پر از موتوری‌های دنبال‌کننده را کوبه‌ای نمایندگی می‌کنند. بعد از یک آرامش ناگهانی که با رفتن دختر می‌آید، صدای تار و عود بار دیگر همراه با شاعر داستان می‌مانند و قصه‌شان را در شهری که هزاران قصه دردناک و ناگفته دارد تعقیب می‌کنند.
 
  • شنای پروانه؛ صدای تنهایی‌های حجت
از مسعود سخاوت دوست موسیقی‌های خوب کم نشنیده‌ایم. با اینکه او جزو نسل جدید آهنگسازان سینما محسوب می‌شود اما طی همین سال‌ها فعالیت چشمگیر و البته گوش‌نوازی داشته است. او برای اولین فیلم سینمایی محمد کارت موسیقی‌ای سر و شکل‌دار نوشته که برای اجرایش از سازهای ارکستر به همراه سازهای خود ساخته و صداهای خلاقانه بهره گرفته است. شنای پروانه که از ابتدا فضایی خشن و پر از زد و خورد را در پیش می‌گیرد، نیازمند موسیقی‌ای است که بتواند در کنار این صداها نقش خودش را ایفا کند و ضمنا آزاردهنده نباشد. سخاوت‌دوست از پس این کار خوب برآمده. برای حجم بالای فاجعه با قتل پروانه و زندانی شدن هاشم، موسیقی با هرم صدا وارد می‌شود و بعد سازهای ارکستر بزرگ به آن اضافه می‌شود. در این بین از آواهای زنانه هم به بهانه مرگ پروانه(طناز طباطبایی) استفاده می‌کند که البته تا حدود زیادی کلیشه‌ای است.
 
در این حجم بالای بازی صدا و موسیقی، آهنگساز موسیقی گل‌درشتی ننوشته  و موسیقی متن همان جایی است که باید باشد. نشانه‌گذاری‌های صوتی‌اش درست است و به شکلی کلاسیک مقاصد فیلمساز برآورده شده است.
 
در آخرین فیلم محمد کارت می‌شود ردپاهای تاثیرپذیری از سینمای را دید، اما در موسیقی این فیلم این ردپاها کمی پررنگ‌تر است. آهنگساز عامدانه سراغ یکی از تم‌های اصلی فیلم «بابل» به آهنگسازی گوستاوو سانتااولایا رفته و با همان تکنیک از آن بهره گرفته است. از مهم‌ترین لحظات این همانندی می‌توان به سکانس گاراژ با حضور مصیب و حجت و قطعه معروف «آسمان آبی، پرواز بی‌پایان» (Bibo No Aozora) اشاره کرد. اما این بهره‌گیری انگار صرف یادآوری آن حال و هوا، آن سردرگمی، و آن وصل بودن داستان‌ها به هم است. فضای اصلی موسیقی بر موسیقی فیوژن بنا شده که گاه به فراخور قصه اکشن می‌شود و از افکت‌های صوتی بیشتری مثل اصطکاک ورقه‌های آهن روی هم استفاده می‌کند. در چنین فضایی موسیقی صحنه به صحنه دیزاین شده و برای شخصیت‌ها هم پرسوناژ موسیقایی لحاظ شده. تنهایی‌های شخصیت حجت با بازی جواد عزتی و رنجی که هر لحظه بیشتر و بیشتر می‌شود با پیانو و سازهای زهی نشان داده می‌شود و چرخش‌هایی که در سازهای زهی می‌آید، انگار صدای آشفته و ناکوک ذهن حجت است.
 
لحظات پایانی فیلم اما قطعات بهتری را روی خود دارد که به نظر می‌رسد با برنامه‌ریزی و تلاش بر تاثیرگذاری بیشتر و همراهی مخاطب تا بیرون درهای سالن سینما انجام شده. سکانس دستگیری مصیب و گم شدن صدای موسیقی در صدای دهل و سرنا و وصل آن به تم کامل اصلی که در صحنه آخر و زمان صرف شام رخ می‌دهد از جمله اینها است.
منبع: 
موسیقی ما
تاریخ انتشار : سه شنبه 15 بهمن 1398 - 15:39

افزودن یک دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.