آموزش پیشرفته میکس و مسترینگ
گفت وگو با مترجم کتاب «سلفژ،تئوری موسیقی،تربیت شنوایی،ریتم و دیکته» درباره شعف سیستم آموزش موسیقی کشور
سینا جعفری‌کیا: نبود موزیسین های درجه یک در مسند استادی مهم‌ترین مشکل ماست
موسیقی ما - چندی پیش کتاب آموزشی «سلفژ،تئوری موسیقی،تربیت شنوایی،ریتم و دیکته» نوشته پرفسور «مارتا آ.گتزو» با ترجمه سینا جعفری کیا در بازار موسیقی منتشر شد. این کتاب که یکی از مهم‌ترین منابع آموزشی موسیقی در دنیاست و در حال حاضر در بسیاری از کنسرواتوارها و دانشگاه‌های معتبر موسیقی دنیا آموزش داشته می‌شود، پایه‌ای ترین مباحث را به صورت دقیق از سطح مقدماتی تا پیشرفته به هنرجو آموزش می‌دهد. این اثر برای اولین بار در دسترس هنرجویان و دانشجویان موسیقی کشورمان قرار گرفته است. با توجه به جایگاه این کتاب در بخش آموزش موسیقی کشور با «سینا جعفری‌کیا» مترجم این کتاب در خصوص تاریخچه تئوری و سلفژ، ضعف‌های آموزش موسیقی در کشور و همچنین  ضرورت ترجمه چنین کتابی و ... گفت‌وگو کرده‌ایم.

با توجه به اینکه کتابی که ترجمه کردید درباره سلفژ و تئوری موسیقی است و از آنجایی که اطلاعات خیلی دقیقی در زمینه تاریخچه این دو موضوع وجود ندارد لطفا در این خصوص توضیحاتی دهید؟

تاریخچه آموزش تئوری موسیقی و سلفژ به سال 1235 خورشیدی برمی‌گردد که هم‌زمان است با ورود دو تن از کارشناسان موزیک نظام از طرف دولت فرانسه به نام بوسکه و رویون؛ اما متاسفانه در بسیاری از کتب موسیقی در ارتباط با تاریخ موسیقی ایران ، ورود الفبای موسیقی و آموزش سازهای غربی در ایران را از زحمات لومر به حساب می‌آورند و او را آغازگر سیستم نوین آموزش موسیقی در ایران معرفی کردند که این یک اشتباه تاریخی است؛ چرا که لومر 12 سال بعد از بوسکه و رویون وارد ایران و مشغول فعالیت در موزیک نظام شد. آلفرد لومر موسیقی دان فرانسوی که دیپلم هارمونی‌اش را از کنسرواتور پاریس دریافت کرده، دو کتاب در زمینه تئوری موسیقی و هارمونی نوشته و تالیف کرده که هر دو توسط مزین الدوله ترجمه و در سال 1263 در دارالفنون چاپ شده و از آن تاریخ به بعد این دو کتاب به عنوان منبع اصلی در کلاس‌های موسیقی نظام مورد استفاده قرار گرفته ولی قبل از آن مدرک و سندی در دست نیست که بتوان پی برد اساتید در کلاس از چه منابعی برای هنرجویانشان بهره می‌بردند؛ البته می توان حدس زد هر استاد جزوه ای در اختیار شاگردان می‌گذاشته و از همان هم آزمون به عمل می‌آورده است.
 طبق آنچه که در کتب تاریخی نقل شده، آموزش تئوری و سلفژ از سال‌های اول تحصیل در مفاد آموزشی وجود داشته که این امر تا امروز هم به قوت خود باقی مانده است و از سال‌هایی که  هنرستال عالی و ملی موسیقی نیز آغاز به فعالیت کردند، کتب مختلفی همچون سلفژ رودولف، سلفژ پوتزولی و سلفژ بکارت از کشورهای فرانسه، ایتالیا و اتریش مورد استفاده اساتید قرار گرفته که  اساتید زیادی نیز آموزش این دو مقوله را برعهده داشتند که از آن جمله می‌توان به مصطفی کسروی، فریدون فرزانه ، یوسف یوسف زاده، مصطفی کمال پورتراب، افلیا پرتو، اسماعیل تهرانی  و مرتضی دلشب اشاره کرد که اکثر اساتید نام آور تاریخ موسیقی ما فارغ التحصیل کلاس همین اساتید بودند. البته در این بین نیز اساتیدی بودند که خود دست به تالیف کتب آموزشی تئوری و سلفژ زدند که از آن جمله می توان به ضیا مختاری،پاتماگریان ،علی نقی وزیری، روح الله خالقی، حمید زاهدی، عزیز شعبانی، احمد فروتن راد و مصطفی کمال پورتراب اشاره کرد.
 
این یک کتاب کاملا آموزشی است و از آنجایی که شما هم در دانشگاه و هم هنرستان موسیقی و هم آموزشگاه تدریس می‌کنید، چه ضعف‌هایی را در زمینه آموزش موسیقی کشور می‌بینید؛ چرا که خودتان فارغ التحصیل همین سیستم آموزشی بوده‌اید؟
 
به عقیده من مهم‌ترین مشکل آموزش موسیقی نبود طرح درس جامع برای تمام مقاطع است. برای من همیشه جای سوال بوده که با وجود نیروی جوان تحصیل کرده و دنیا دیده چرا هنوز برای در‌س‌های مختلف طرح درس دقیق وجود ندارد که نسبت به همان هنرجو و یا دانشجو مورد ارزیابی قرار گیرد. برای نمونه در آزمون کنکور سراسری کارشناسی یا ارشد سوالات نسبتا سختی در مورد سازشناسی و هارمونی و ... مطرح می‌شود؛ اما از ترم اول همان مقطع همین دروس دوباره از ابتدا آن هم بعضا از روی منابع کهنه تدریس می‌شود و چندین واحد درسی را به خودشان اختصاص می‌دهد و در آزمون ترم‌های 1 تا 4 دوباره سوالات  از همین دو مقوله است. این خود جای سوال دارد که اگر در کنکور مطرح شده و داوطلب کنکور را پشت سرگذاشته پس بر این دروس تسلط دارد و اگر نیاز شما دانشجوی بیسواد است؛ پس چرا در کنکور از این مطالب سوال طرح می کنید. پس بایستی گفت که هنوز جامعه موسیقی تکلیفش با خودش مشخص نیست!
من خود شخصا از سال اولی که به عنوان استاد وارد هنرستان موسیقی شدم طرح درس خودم را ارائه دادم و با تمام وجود مشکلات طبق همان هم پیش رفتم. از نظر من ایراد بعدی نبود سیستم است. درست است که هنر دنیای رنگین کمان است و همه سلیقه ها را در خودش دارد اما در حوزه تحصیل باید یک وحدت رویه بین تمام دروس وجود داشته باشد .ما در موسیقی شاهد این هستیم که هنرجو یا دانشجو مثلا هارمونی را به شیوه روسی ، کنترپوان را به شیوه آلمانی و سلفژ و تئوری را به شیوه امریکایی یاد می گیرد و بعد برای ورود به دانشگاه موارد دیگری را آزمون می گیرند. اما در مورد کتاب بنده این نکته مهم است که کتاب دارای یک سیستم مشخصی است که از ابتدا شیوه و راه خودش را به استاد و هنرجو نشان می دهد و تکلیف هر دو را برای چند ترم مشخص می کند و هم استاد و هم هنرجو در راه درست و منطقی قرار می گیرند .همچنین با آموزش این کتاب قرار نیست به مکاتب دیگر به سبب نبود اطلاعات کافی سرک کشید چرا که کتاب کامل است.
 
به نظر شما ضعف های موجود در کدام بخش ها پررنگ‌تر است؟ نوازندگی؟ خوانندگی یا آهنگسازی؟

در زمینه آهنگسازی به لطف وجود اساتید تحصیل کرده و با سابقه، طی سال‌های اخیر تکان خورده و ما شاهد هنرنمایی دانشجویان این اساتید در سطح بین المللی هستیم .در زمینه نوازندگی ایرادات را در دو جنبه مختلف می توانیم تقسیم بندی کنیم. نبود موزیسین های درجه یک در مسند استادی و نبود یا استفاده نکردن از منابع روز و حرفه‌ای که در سطح دنیا استفاده می‌شود. متاسفانه بسیاری از نوازندگان حرفه ای یا روی صحنه هستند یا در استودیو مشغول ضبط و یا به طور خصوصی تدریس می کنند و زمانی برای تدریس در هنرستان و یا دانشگاه نمی‌گذارند . از سویی دیگر در آموزش برخی سازها همچون ویلن یا پیانو همچنان از روش های منسوخ شده دنیا استفاده می‌شود و بدتر اینکه خیلی از اساتید فرق متد را با رپرتوار اجرایی آن ساز نمی دانند و به طور کامل شناخت عمیقی به موسیقی کلاسیک ندارند .
در زمینه خوانندگی نیز بزرگترین ایرادی که می‌شود گرفت نبود رشته تحصیلی آن در هنرستان و دانشگاه است و هر خواننده برای رسیدن به جایگاه مناسبت، خودش تلاش می‌کند؛ از سوی دیگر ما کتب آموزشی و معلم های زیادی هم در زمینه آواز نداریم و بسیاری به صورت خصوصی در منزل تدریس می‌کنند.  
 
به عنوان یک مدرس که دغدغه ترجمه کتابی در این حوزه آموزش را داشته اید چه راهکارهایی برای بهتر شدن سیستم آموزشی کشور دارید؟
 
باید شوراهای تخصصی متشکل از افراد تحصیل کرده و با ذهنی به روز شده به دور از تعصب و دگم بودن در انتخاب منابع آموزشی شکل گیرند و  برای یک مدت طولانی و یا کوتاه برای به اثبات رساندن حقانیت‌شان، پیشکسوت و پس کسوت بودن را کنار بگذاریم و دنبال افراد خبره و با تجربه باشیم و این شوراها را در زمینه های مختلف تشکیل دهیم و در این شوراها علاوه بر اعلام نظراتشان ، بایستی زمانی را برای قیاس کشورمان در عرصه موسیقی با دیگر  کشورهای مترقی بگذارند و متد مشخصی را برای آموزش معرفی کنند که همه با پذیرش این متد روشهای مشخصی را برای آموزش ارائه دهند.
از سویی دیگر وزارت‌خانه‌ها و یا دانشگاه‌ها باید بودجه ای را به ترجمه و چاپ منابع روز و درجه یک اختصاص دهند نه اینکه دانشگاه هزینه ترجمه و چاپ کتبی را تامین کند که در خود آن کشور صاحب گتاب کمترین کاربردی را ندارد .
به نظر من در کنار تشکیل شورا با اساتید فن و معرفی منابع روز و مدون باید بستری برای دعوت از اساتید و پرفسورهای برجسته از دانشگاه‌های مختلف دنیا فراهم شود چرا که با نگاهی به تاریخ موسیقی مان می‌بینیم که استادانی چون ، حسین دهلوی، مصطفی پورتراب و علیرضا مشایخی همگی استاد واحدی بنام توماس کریستین داوید داشتند. ایشان به دعوت دانشگاه تهران از وین آمدند و شروع به فعالیت در دانشگاه کردند و در دوره های مختلف شاهد تاثیرگذاری بسیار ایشان بودیم به طوری که می توان تاثیر حضور داوید را روی تصنیف اپرای خسرو شیرین حسین دهلوی دید که استاد تحت نظر داوید این اثر را ساختند و یا وقتی داوید به ایران آمد اپرای آتوسا را بر اساس یک داستان ایرانی نوشت بر این اساس می توان گفت که دعوت یک استاد نه تنها در زمینه آموزش بلکه در زمینه تولیدات آثار هنری به ما کمک می کند
 
ما در کشورمان طی سالیان گذشته بیش از ده‌ها کتاب در زمینه سلفژ و تئوری موسیقی داشتیم که تا به امروز مورد استفاده برای تدریس قرار گرفته اند بر این اساس چه لزومی برای ترجمه کتاب «سلفژ،تئوری موسیقی،تربیت شنوایی،ریتم و دیکته» داشتید؟
 
بنده سال‌ها دنبال کتابی بودم که تمام سیستم های موسیقی از جمله تونال، کروماتیک، مدال، مدهای معاصر، اتونال و ... را در خودش جای داده باشد. متاسفانه کتابی هم در این زمینه در ایران وجود نداشت و در خارج از کشور نیز همین یک کتاب «سلفژ،تئوری موسیقی،تربیت شنوایی،ریتم و دیکته» موجود بود. نبود کتب های مختلف در این زمینه مهمترین انگیزه برای من جهت ترجمه کتاب بود.
یکی از نکات حائز اهمیت این کتاب سیر حرکت مباحث تئوری و سلفژ با یکدیگر است و هیچ کدام از یکدیکر پیشی نمی‌گیرند. همچنین تمام مباحث تئوری به شکل عملی هم به هنرجو آموزش داده می‌شود و کار از او می‌خواهد. از آنجایی که کتاب یک روند صفر تا صدی دارد و هر دو تئوری سنتی و معاصر را در دل خود جای داده مناسب استفاده در تمامی مقاطع هم هست از سویی وقتی  که سیر تکامل موسیقی را در این کتاب شاهدیم می تواند به عنوان  یک منبع مهم در کلاس تاریخ موسیقی مورد استفاده قرار گیرد.
 
سیستم آموزشی این کتاب امریکایی است و قطعا نویسنده بر اساس داشته های آموزشی کشور خودش دست به نوشتار زده این سیستم چه قدر می تواند درکل دنیا خصوص کشور ما مورد بهره وری قرار گیرد؟

این کتاب سفرهای موفقیت آمیزی به نقاط مختلف دنیا داشته و به زبان ایتالیایی ،آلمانی و حتی کره ای ترجمه شده و خروجی‌های خوبی هم داشته به طوری که در سایت آمازون نظرات مثبتی از سوی کاربران ارائه شده و حتی برخی اساتید برجسته نیز در همین سایت اعلام کرده اند که این کتاب را به دانشجویانشان درس می دهند. از آنجایی که این کتاب در همه جای دنیا سابقه خوبی داشته و اکثر اساتید فن هم راضی بودند پس چرا نباید در کشور ما مورد استفاده قرار گیرد؟‌ این کتاب تازه منتشر شده و نیازمند زمان است تا خروجی های این مکتب را شاهد باشیم و من معتقدم فقط نمی توان با تدریس یک استاد نتیجه لازم را گرفت .البته در گذشته هم سابقه داشته برخی استادان در مقابل نشر کتابهای جدید واکنش های مثبتی را نشان ندهند و همچنان همان کتب قدیمی یا تالیفات خودشان را تدریس کنند. به طور کلی در باره میزان بهره وری از این کتاب باید بگویم که  مطمئنا می‌تواند مثمر الثمر باشد و نتایج مثبتی داشته باشد .
 
در آینده تصمیم به ترجمه دیگر کتب آموزشی دارید و درباره دیگر فعالیت‌هایتان بگویید؟
 
26 دی ماه 1397 در کنسرت ارکستر ملی و در افتتاح جشنواره موسیقی فجر به رهبری آقاوردی پاشایف رهبر ارکستر ملی آذربایجان -باکو 10 اثر به آهنگسازی و تنظیم من اجرا شد و در حال حاضر مشغول کار بر روی کتاب کار همین کتاب تازه منتشر شده‌ام هستم که به نوعی مکمل کتاب است که امیدوارم سال آینده چاپ شود در عین حال هم مشغول ترجمه کتابی در زمینه هارمونی هستم که  فکر می کنم سال 99چاپ شود . در کنار این ترجمه نیز مشغول تنظیم قطعاتی برای خوانندگان مختلف هم هستم و قصد دارم در سال آینده کنسرتی از آثار خودم را برگزار کنم .
 
 
 
 
تاریخ انتشار : چهارشنبه 22 اسفند 1397 - 12:46

افزودن یک دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.