Manou Sarmast مانو سرمست اسحاق انور
گفت‌وگو با خالق ترانه «نگرانت می‌شم» به بهانه انتشار کتاب جدید ترانه‌هایش در نمایشگاه کتاب
میثم یوسفی: احتمالاً امسال ترانه‌هایم در آلبوم تازه کاوه یغمایی منتشر می‌‌شود
موسیقی ما - میثم یوسفی، روزنامه‌نگار و ترانه‌سرا که پیش از این دو مجموعه کتاب به نام‌های «خاطرات منتشر نشده یک بازنده خوشحال» و «نگرانت می‌شم» از او منتشر شده بود، کتاب جدید مجموعه ترانه‌های خود را با نام «نهنگ دلتنگ»، همزمان با بیست و نهمین دوره نمایشگاه کتاب که از پانزدهم اردیبهشت‌ماه آغاز شده، در اختیار علاقه‌مندان قرار داده است.

یوسفی پیش از این با خواننده‌هایی چون روزبه نعمت‌الهی در آلبوم «داروگ» و همچنین نیما مسیحا، رضا یزدانی، سیامک عباسی و... همکاری داشته و آخرین ترانه‌های منتشر شده از او هم متعلق به آلبوم جدید کامران تفتی است که به عنوان مدیر هنری و ترانه‌سرا با او همکاری داشته است.

به این بهانه گفت‌وگویی با این ترانه‌سرا انجام داده‌ایم که در آن علاوه بر کتاب جدید ترانه‌هایش، از همکاری‌اش در آلبوم جدید کاوه یغمایی، رضا صادقی و دیگر خوانندگان مطرح موسیقی ایران در سال جاری گفته است.
 
 
  • * از کتاب جدیدتان بگویید و اینکه شامل آثارتان در چه بازه زمانی است؟
مجموعه‌ی جدیدی از من توسط انتشارات نیماژ در نمایشگاه کتاب با عنوان «نهنگ دلتنگ» منتشر خواهد شد که نسبت به مجموعه ترانه قبلی‌ام، «نگرانت می‌شم» ترانه‌های معاصرتری را شامل می‌شود. کتاب قبلی شامل ترانه‌هایی بود که شاید بیشتر از 80 درصدشان قبل از انتشار مکتوب، به شکل شنیداری منتشر شده بودند. هرچند قسمت زیادی از ترانه‌های «نهنگ دلتنگ» هم ساخته و اجرا شده‌اند. در ابتدای این کتاب نوشته‌ام که تجربه‌های جدیدی در فرم و ساختار در ذهنم داشته‌ام که قسمت زیادی از آن هم کنار ملودی یا روی ملودی بوده، چون من اهمیت موسیقی را در ترانه بالا می‌دانم و در واقع، ترانه بدون موسیقی و بدون پیش‌بینی موسیقایی برای اجرا شدنش فقط یک اثر مکتوب است و اعتبار موسیقایی به عنوان ترانه ندارد.
 
  • * یعنی اهمیت موسیقی را در ترانه بیشتر از شاعرانگی‌اش می‌دانید؟
نه اینکه شاعرانگی اهمیت نداشته باشد. ترانه گونه‌ای ادبی است که مشروط به رسیدن به موسیقی، ترانه می‌شود. یعنی ادبیات شرط لازم است اما کافی نیست؛ همان‌طور که موسیقی شرط لازم است اما کافی نیست. یعنی باید کلمه‌ای در میان باشد تا خوانده شود. حالا ارزش‌گذاری ادبی این کلمات بعد از به موسیقی رسیدن‌شان خواهد بود. شاعرانگی، خیال، روایت و... هم اهمیت فراوانی در ارزش‌گذاری‌اش دارند. با این‌همه، من در سال‌های اخیر روایت و درام را حتی بیشتر از همه‌ی زیبایی‌های شاعرانه در ترانگی مهم می‌دانم. البته این موضوع کمی سلیقه‌ای است. چون من اهمیت درست نوشتنِ دستور زبان فارسی در ترانه را هم مهم‌تر از رعایت وزن و قافیه می‌دانم!
 
  • * با توجه به حجم بالای انتشار کتاب‌های ترانه و حساسیتی که برانگیخته شده، نظر شما در این باره چیست؟
البته این فقط شامل کتاب‌های ترانه نمی‌شود و در کل، شاعر بودن کار آسانی شده است! البته قبلاً هم همین‌طور بود و همیشه در این سرزمین چیزی که زیاد است، شاعر است. گذشته از این، وضعیت نشر در این سرزمین سال‌ها است به یک شوخی بزرگ تبدیل شده. مثلاً من باید خوشحال باشم اگر یک مجموعه از من با هزار و خورده‌ای تیراژ به چاپ دوم برسد. آن هم در سرزمین هشتاد میلیون نفری که ادعای اصلی‌اش داشتن فرهنگ و ادبیات است! در این میان کتاب‌سازی توسط تازه‌کارهایی که اصول اولیه نوشتن را نیاموخته‌اند هم ضربه‌ای بر پیکر بی‌جان کتاب است. چون اگر یک نفر قصد خرید کتاب داشته باشد و در مواجهه اولش با این آثار روبرو شود، حتماً عطای کتاب‌خوانی را به لقایش می‌بخشد. البته فکر می‌کنم در سال‌های اخیر ترانه‌سراهایی مثل یغما گلرویی، روزبه بمانی، حسین صفا، مونا برزویی، افشین یدالهی و... با کتاب‌هایشان به اقتصاد این جریان کمک کرده‌اند و حداقل ترانه به کتاب‌خوانی کمک کرده است. اما اگر شهرت این عزیزان نبود و نباشد، وضعیت کتاب‌ها چه می‌شود؟ از یکی از ناشران شنیدم که مجموعه‌ای از یکی از مهم‌ترین سپیدسراهای کشورمان در سال گذشته منتشر شده بود و هزار نسخه چاپ اولش هم در نمایشگاه به اتمام نرسید.
یک زمان خاطرم هست که انتشاراتی‌ها آن‌قدر اعتبار داشتند که مثلاً ما می‌رفتیم جدیدترین مجموعه‌های منتشر شده در چندین انتشاراتی را بدون نگاه کردن به اسم پدیدآورنده‌اش تهیه می‌کردیم. تیراژ کتاب‌ها بالای ده‌هزار بود و بارها تجدید چاپ می‌شدند. اما شاید سیاست‌های بسیار اشتباه و ممیزی‌های فراوان در کنار فشارهای اقتصادی که ناشران و خانواده‌ها تحمل می‌کنند، باعث شد این وضعیت برای کتاب و کتاب‌خوانی حادث شود. باید اعتراف کنم که نه از انتشار «نهنگ دلتنگ» شادم و نه از انتشار دو کتاب قبلی‌ام. بدون تعارف و اغراق می‌گویم؛ هربار که اثری از من منتشر می‌شود، مدتی بعد از انتشارش افسرده‌ام. با توجه به آثار هنری فراوانی که در جهان و هستی تولید شده یا می‌شود و در کنارش با توجه به حجم مصرف‌گرایی و از بین رفتن مفهمومِ هنر و هنرمند در این سرزمین، آثار ما، یک شوخی بزرگ است. من شخصاً نه بلدم به زبان همه مردم حرف بزنم و نه آثارم تأثیری در جهان و خلقت خواهد گذاشت. برای همین فقط خوشحالی مقطعی خودم و اطرافیانم می‌ماند که آن هم بعد از مدتی تبدیل به ناامیدی می‌شود.
 
  • * شما اخیراً در آلبوم «عکس زمستونی تهران» که با صدای کامران تفتی منتشر شد، سمت مدیر هنری داشتید و اکثر ترانه‌هایش را هم سروده‌اید. کمی در مورد این آلبوم و شکل‌گیری و انتشارش توضیح دهید.
باور کنید همان حالی را که در بالا گفتم، بعد از این آلبوم هم داشتم. اما از این‌ها که بگذریم، آلبوم «عکس زمستونی تهران» در نهایت ماحصل قسمت زیادی از دغدغه‌های من و تیم تولیدش بود که سال‌ها به آن فکر می‌کردیم؛ اما صدایی که به شکل کامل در اختیار این ایده‌ها باشد را پیدا نمی‌کردیم. تیرماه سال 94 بود که آیدا مصباحی پیشنهاد همکاری با کامران تفتی را به من داد. کامران قبل از آن هم چندبار سراغ ترانه را از من گرفته بود اما هیچ‌وقت عملی نشده بود. حضور آیدا در کنار این پروژه و دوستی قدیمی‌ای که باهم داشتیم، من را امیدوار کرد که بتوانیم کاری نزدیک به ایده‌آل‌هایمان تولید کنیم. حدود سه ماه پیش‌تولید کارها، طراحی ذهنی کلیت آلبوم و انتخاب چند نمونه از اتودهایی که من قبل‌تر با سه آهنگساز عزیز انجام داده بودم، طول کشید تا از شهریورماه وارد ضبط آن‌ها و رسیدن به فرم ووکال و موسیقی مطلوب برای کامران تفتی بشویم.

بهنام جلیلیان -که همان‌طور که در نشست خبری هم گفتم، گنج زندگی من است- بهترین انتخاب برای طراحی موسیقایی آلبوم بود و از مراحل فنی به کار اضافه شد و در واقع همه وجودش را برای این آلبوم گذاشت. حسین غیاثی، رامین عبداللهی، سعید رضایی، نسیم کیانی، آرش پاکزاد و برادران نوخیز دیگر عزیزانی بودند که بیشترین انرژی را برای آلبوم گذاشتند و همچنین دوستان نوازنده‌ی درجه یکی که اسم‌شان در کاورها آمده و ممنون همه‌شان هستم. مهم‌ترین ویژگی موسیقایی کامران تفتی، یونیک بودن صدایش است و مهم‌ترین ویژگی‌اش در همکاری‌مان اعتمادی بود که به من و مجموعه‌ی ما داشت. ما چند اتود از کارهای قبلی کامران را هم در مدت زمان پیش‌تولید جلو بردیم اما در نهایت با توجه به اعتماد و اصرار آیدا مصباحی برای یک طراحی جدید، همه‌ی کارهای قبلی کامران که در اندازه‌ی یک آلبوم کامل بود، کنار گذاشته شد و قدم به قدم آلبوم «عکس زمستونی تهران» را طراحی و تولید کردیم. خوشحالم که قسمت مهمی از قلب‌مان را در این آلبوم پیش روی مخاطبان جدی موسیقی باز کردیم.
 
  • * در زمستان سال گذشته قطعه‌ی «آشتی» با ترانه‌ی شما و صدای سیامک عباسی منتشر شد که تجربه‌ی متفاوتی در کارنامه این هنرمند بود. لطفاً در مورد آن اثر هم توضیح دهید؟
این قطعه هم یکی از کارهایی بود که با دوستان آهنگسازم اتود کرده بودیم. شب اولی که سعید رضایی اتودش را برایم فرستاد، اولین کسی که صدایش را روی ترانه شنیدم، سیامک بود. خاطرم هست چند روز بعد از آن با سیامک جلسه‌ای داشتیم و -اگر اشتباه نکنم- امید جامع عزیز هم کنارمان بود. بعد از اینکه همه حرف‌ها را زدیم، بدون توضیح، کار را برایش پخش کردم و نظرش را پرسیدم. سیامک منقلب شد و گفت این چه کاری است؟ دوباره پخش کن. دوباره و دوباره و دوباره! نزدیک به ده بار همان اتود را با صدای سعید شنیدیم و سیامک گفت اگر این کار را به کس دیگری بدهید، رفاقت‌مان از بین می‌رود. چون یکی دو قطعه از کارهای آلبوم کامران را هم دوست داشت اما قسمتش نشده بود. گفتم برای خواندن این‌ها چه کسی بهتر از تو؟

این فرم روایت و نوشتار همان چیزی است که در سال‌های اخیر بیشتر از هر ترانه‌ای نوشته و می‌نویسم و من را از تجربه کردن راضی می‌کند. اهمیت انتشار این مدل آثار هم شنیده شدن‌شان با صدایی مؤلف، صاحب‌سبک و پرطرفدار است، چون اگر چنین نباشد، به محاق می‌رود. خوشحالم که برای «آشتی» اتفاقِ درستی که باید، افتاد. البته جز این قطعه، ما حدود دو سال است که به همراه سیامک عباسی و کاوه یغمایی مشغول تولید یک آلبوم هستیم. ترانه‌ها را من گفته‌ام و یکی دو کار هم نوشته‌ی خود سیامک است. ملودی‌ها را سیامک ساخته و هادی سالاری هم در قسمت ملودی‌سازی در کنارش بوده. هادی از بااستعدادترین موزیسین‌هایی است که دیده‌ام اما نمی‌دانم چرا این‌همه کم‌کار و منزوی است. تنظیم‌ همه قطعات و مدیریت ضبط‌شان با بهترین نوازنده‌های بین‌المللی هم برعهده کاوه یغمایی است. امیدوارم حداقل به زودی یکی از قطعاتش آماده انتشار شود، چون با توجه به وضعیت نامشخص سیامک و کاوه شاید انتشار آن‌ها به شکل آلبوم، به عمر قد ندهد!
 
  • * در سال 95 اثری از شما منتشر خواهد شد؟
آلبوم کاوه یغمایی بیشتر از دو سال است که میکس و مستر شده و آماده‌ی انتشار است اما هنوز مراحل قانونی‌اش به پایان نرسیده و امیدوارم بالاخره امسال به دست طرفدارانش برسد. چون ما برای آلبوم بعدی هم کارهای بسیاری را پیش برده‌ایم اما هر چه‌قدر که انتشار این آلبوم به تعویق بیفتد، کارهای بعدی هم عقب خواهند ماند. آلبوم روزبه نعمت‌الهی هم فکر کنم امسال منتشر شود که با توجه به حجم کارهای بسیاری که با هم داشته‌ایم، هنوز نمی‌دانم چند ترانه از من در این آلبوم قرار بگیرد. قطعه‌ی «شال» را هم که اخیراً به شکل متفاوتی از آنچه در آلبوم شنیده بودید، با موسیقی بهنام جلیلیان منتشر کردیم و خوشبختانه مورد استقبال طرفداران روزبه قرار گرفته است.

یک همکاری بسیار دلنشین با رضا صادقی عزیز داشته‌ام که طبق آخرین صحبتی که داشتیم، رضا می‌خواهد خیلی زود منتشرش کند. کار متفاوتی در کارنامه کاری من شده و اتودش را هر روز در ماشین گوش می‌کنم و با صدای رضا بغض می‌کنم، امیدوارم طرفداران رضا صادقی هم دوستش داشته باشند. چند تا کار هم تا به حال با علیرضا عصار عزیز انجام داده‌ایم که هنوز بعد از سه سال در حال کلنجار رفتن با کارها هستیم تا به بهترین شکل منتشر بشوند. بالاخره او از خواننده‌های مؤلف بعد از انقلاب است که شخصاً همیشه طرفدارش بوده‌ام و دوست دارم بهترین‌ها برای همکاری مشترک‌مان اتفاق بیفتد.

با چند خواننده جوان هم در حال همکاری هستم که به آینده‌شان بسیار امیدوارم. با مانی رهنما، رضا یزدانی و شهاب رمضان هم چند کار را انتخاب و اتود کرده‌ایم که هنوز به سر و شکل مشخصی نرسیده‌اند. یک آلبوم کودک هم با موسیقی و طراحی بهنام جلیلیان با یک سورپرایز ویژه در دست انتشار داریم که فکر کنم خردادماه منتشر شود. یکی از دغدغه‌های همیشه من کار کودک و خلأ آن در روزگار ما است و خوشحالم که با موسیقیِ درست و فهیم بهنام جلیلیان یک مجموعه خوب را روانه بازار خواهیم کرد. در حال نوشتن یک پرفورمنس موسیقایی هم هستم که سه سال نوشتنش طول کشیده و دو بار از صفر عوض شده است. قرار است با بهترین هنرمندهای این سرزمین کار را روی صحنه ببریم. مشغله بازیگرانی که قرار است نقش‌های اصلی‌اش را برعهده داشته باشند، زمان دقیق اجرایش را کمی تحت تأثیر قرار داده است. فکر می‌کنم تابستان امسال بالاخره نوبت اجرای این اثر هم برسد.
 
  • * سرانجامِ کار با محسن چاوشی چه شد؟
این سوال شاید بیشترین سوالی است که در دو سال اخیر از من پرسیده شده و قطعاً دلیلش هم محبوبیت و اهمیت محسن چاوشی در موسیقی این سرزمین است. من دو سال و نیم پیش دو ترانه در اختیار محسن عزیز گذاشتم که هر دو را ساخت و خواند ولی روی یکی از آن‌ها تمرکز و علاقه بیشتری داشت و قرار بود در «پاروی بی‌قایق» منتشر شود. حتی همکاری حسین غیاثی عزیزم هم بعد از این ترانه بود. وقتی که «تفتگ سرپُر» را نوشت و من ترانه را برای محسن عزیز بردم که کار من اتود شعر و ملودی‌اش تمام شده بود و قرار ما برای شنیدن آن اتود بود. اما در مرحله تنظیم، کار به چند نفر سپرده شد و تا جایی که من خبر دارم، محسن چاوشی به خاطر وسواس‌اش به فرم ایده‌آل‌اش در یک تنظیم راک ارکسترال نرسید. برای همین کار بیرون ماند و بعد از آن هم به خاطر مشغله‌ای که هر دو دچارش بودیم، ارتباط‌مان کمتر شد. اخیراً هم که چندبار باهم صحبت کرده‌ایم، بیشتر به حال و احوال یا صحبت در مورد ادبیات و مولانا و... گذشته و از این موضوع لذت برده‌ایم تا بخواهیم حرف کاری بزنم.

به همین دلیل، از سرنوشت آن ترانه خبر زیادی ندارم. این ترانه را به خاطر علاقه‌ای که به محسن چاوشی و هنرش دارم، در اختیار او گذاشته‌ام و هر دو هم اجرایش را دوست داشتیم؛ حتی دوستانی که آن اتود را شنیده‌اند هم گه‌گاهی سراغش را از من می‌گیرند. حتی شاید سیاست‌های کاری محسن طوری باشد که هیچ‌وقت نخواهد این ترانه را منتشر کند. به همین دلیل از سرانجام‌اش جز خود او هیچ‌کس باخبر نیست و من فقط می‌توانم آرزوی موفقیت برای دوست خوبم بکنم. چون بدون این ترانه و بدون همکاری با من هم ایشان هنرمند صاحب‌سبکی است که شعر و ترانه را به خوبی می‌شناسد و شاعر و ترانه‌سرای بسیار خوبی مثل حسین صفا را در کنارش دارد؛ پس چیز زیادی از جهان کم نخواهد شد. اکثر کارهایی که او می‌خواند، در سلیقه من است و به عنوان یک شنونده نهایت لذت را از شنیدن‌شان می‌برم. آن ترانه فعلاً در آرشیو من و در خدمت محسن چاوشی است تا وقتی که همدیگر را ببینیم و در مورد سرانجامش صحبت کنیم.
 
  • * و صحبت پایانی؟
چون بهانه اصلی این گفت‌وگو کتاب و ترانه بود، باز هم باید برای حال و روز کتاب در این روزها که مصادف با نمایشگاه کتاب تهران است، آرزوهای خوب بکنم. یک زمان دغدغه‌ی اصلی آن‌هایی که به هنر و ادبیات علاقه داشتند، دست به دست کردن کتاب و فیلم با هم بود. این روزها به جوان‌های بسیاری برمی‌خورم که نهایت آشنایی‌شان با نویسنده‌ها و شاعرها به گروه‌های تلگرامی خلاصه می‌شود. وضعیت آموزش هم که در این سرزمین به شکل غم‌انگیزی رها شده است. از علاقه‌مندان به ترانه می‌پرسم که شعرهای چه کسی را خوانده‌اید؟ نهایت اطلاعات و حافظه‌شان به شنیده‌هایشان از ترانه‌ها می‌رسد و مطالعه از زندگی‌شان به کلی حذف شده است. این بیانگر یک فاجعه بزرگ است که اگر هرچه زودتر فکری به حالش نشود، همه‌ی فرهنگ، هنر و تاریخ این سرزمین را با خود خواهد برد.
منبع: 
اختصاصی سایت موسیقی ما
تاریخ انتشار : شنبه 18 اردیبهشت 1395 - 17:42

برچسب ها:

دیدگاه‌ها

شنبه 18 اردیبهشت 1395 - 18:28

بسیار عالی.
امیدوارم به زودی همکاری های شما با کاوه یغمایی و محسن چاوشی رو بشنویم...

شنبه 18 اردیبهشت 1395 - 21:40

یکی از ترانه سراهایی که به شدت با اثارش به وجد میام میثم بوسفیه به اعتقاد من هیچ وقت هنرش رو به پول نفروخته وبه هر نحوی حاضر باهمکاری با هر کسی نشده،،با ترانه ساعت رضا یزدانی با اسمش اشنا شدم و دنبال کننده کارهاش شدم تا الان،،،،،همونجور که خودشون هم میگن بهنام جلیلیان در اثارشون به شدت تاثیر مثبت خاصی گذاشته،،برای بنده بدون شک میثم در کنار حسین صفا، روزبه بمانی،یغما گلروویی ودیگر ترانه سراهای تراز اول کشورمون قرار میگیره،،،با امید به پیشرفت روز افزون ایشون و انتظاربرای شنیدن ترانه های منتشر نشده میثم

دوشنبه 20 اردیبهشت 1395 - 01:26

مشتاق شنیدن نتیجه همکاری شما با محسن عزیز هستم ...

افزودن یک دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.