کیت امرسن، نوازنده‌ی مطرح کی‌بورد در سن 71 سالگی درگذشت
گلوله در سر؛ خودکشی یا قتل
موسیقی ما - آن دسته از موزیسین‌های جوان دهه‌های 60 و 70 که توانستند از خطرات راک‌اند‌رول جان سالم به‌در ببرند، این روزها در 60 و 70 سالگی تک‌تک زندگی را بدرود می‌گویند. دیروز قرعه به‌نام کیت امرسن (Keith Emerson) افتاد. نوازنده‌ی کی‌بورد گروه پراگرسیوراک انگلیسی امرسن، لِیک اند پالمر (Emerson, Lake and Palmer)، معروف به ELP، شامگاه پنجشنبه، 10 مارس در 71 سالگی در سانتا مونیکا در لس‌انجلس درگذشت. پلیس در گزارش خود جای شلیک یک گلوله‌ای را در سر او تأیید کرده است. هرچند هنوز خودکشی به‌عنوان علت مرگ تأیید نشده اما به احتمال قوی خودکشی کرده است.
 
کارل پالمر، هم‌گروهی‌اش، پس از تأیید مرگ او در بیانیه‌ای اعلام کرد: «از شنیدن خبر درگذشت دوست خوبم و برادرم، کیت امرسن، عمیقاً اندوهگینم. کیت روحی مهربان داشت و عشقش به موسیقی و علاقه‌اش به اجرا به‌عنوان یک کی‌بوردیست برای سال‌ها بی‌همتا خواهد ماند». او در ادامه اضافه کرد: «او پیشرو و مبدعی بود که نبوغ موسیقایی‌اش همه را در دنیای راک، کلاسیک و جَز تحت تأثیر قرار داد».
 
کیت امرسن به‌دنبال کشف ارگ هاموند و سینتی‌سایزر موگ در نوجوانی به‌زودی به یکی از بزرگ‌ترین نوازنده‌های کی‌بورد نسل خود تبدیل شد. او در دورانی که در گروه‌های راک گیتاریست‌ها در خط مقدم صحنه خودنمایی می‌کردند با اجراهای پرشور و فریبنده‌اش تعریف جدیدی از ساز کی‌بورد ارائه کرد و در چارچوب گروهی سه نفره با تأثیر و بهره‌گیری از عناصر موسیقی کلاسیک و جَز آن را به‌عنوان سازی با پتانسیل‌های ویژه مطرح کرد تا جایی که بسیاری او را تکنیکی‌ترین نوازنده‌ی کی‌بورد راک پنداشته‌اند.
 
گروه ELP در سال 1970 در پی به‌هم پیوستن کیت امرسن از گروه نایس (Nice)، گرگ لِیک، گیتاریست گروه کینگ کریمسن (King Crimson) و کارل پالمر درامر گروه دنیای دیوانه‌ی آرتور براون (Crazy World of Arthur Brown) با هدف ارائه‌ی بهتر قابلیت‌هایشان در موسیقی شکل گرفت. این گروه به‌دنبال اجرایی در فستیوال Isle of Weight در ماه اوت 1970 قراردادی با کمپانی آتلانتیک رکوردز امضا کرد و آلبومی همنام گروه منتشر کرد. تا سال 1979 که گروه برای اولین بار از هم جدا شد هفت آلبوم استودیویی منتشر کرد که در این میان آلبوم Brain Salad Surgery در سال 1973 از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در اواسط دهه‌ی 80 امرسن و لیک دوباره دور هم جمع شدند اما به‌جای پالمر که درگیر پروژه‌های دیگری بود، کوزی پاول (Cozy Powell) درامر گروه رین‌بو، پشت درامز نشست که نتیجه‌ی آن آلبوم امرسن، لیک اند پاول در سال 1986 بود. اعضای گروه در سال 1991 دوباره دور هم جمع شدند و دو آلبوم در سال‌ها 92 و 94 منتشر کردند. پس از آن به‌دلیل بیماری امرسن و پالمر همکاری آنها متوقف شد. در سال‌های 96 و 98 امرسن و پالمر با یکدیگر تورهایی در غیاب لیک برگزار کردند. در سال 2010 امرسن، لیک و پالمر دوباره دور هم جمع شدند. در 25 ژوییه‌ی 2010 در اجرایی بزرگ در فستیوال های ولتیج در لندن چهلمین سالگرد تشکیل گروه را جشن گرفتند که این اجرا بعدتر در آلبومی زنده به‌نام های ولتیج (High Voltage) منتشر شد.
 
کیت امرسن از آغاز دهه‌ی 80 علاوه بر چندین آلبوم انفرادی به ساخت موسیقی متن، خصوصاً برای فیلم‌های ژانر وحشت پرداخت که از میان آنها می‌توان به فیلم‌های دوزخ (1980) از داریو آرجنتو، شاهین‌های شب (1981) با حضور سیلوستر استالون و فیلم ایتالیایی ترسناک صخره‌ی جنایت (1984) اشاره کرد. آخرین همکاری او با سینما فیلم گودزیلا: جنگ‌های پایانی در سال 2004 بود.
 
آخرین کنسرت او در ژوئن 2015 در سالن باربیکن لندن در کنار ارکستر بی‌بی‌سی در برنامه‌ی بزرگداشت رابرت موگ مخترع سینتی‌سایزر موگ صورت گرفت.
منبع: 
اختصاصی سایت موسیقی ما
تاریخ انتشار : شنبه 22 اسفند 1394 - 11:24

برچسب ها:

دیدگاه‌ها

R
64.62.219.145
شنبه 22 اسفند 1394 - 15:42

"آن دسته از موزیسین‌های جوان دهه‌های 60 و 70 که توانستند از خطرات راک‌اند‌رول جان سالم به‌در ببرند، "
منظورتون دقیقن چی بود؟ این یه تیکه رو نفهمیدم!

یکشنبه 23 اسفند 1394 - 18:46
یک کاربر سایت موسیقی ما

منظورش اون کسانی ئه که مثل جیمی هندریکس و جنیس و بقیه در همون زمانها به دلیل اوردوز یا تصادف جوانمرگ نشدند و الان به سنین پیری رسیده اند.

89.70.104.74
محمد علی
151.246.250.117
دوشنبه 26 مهر 1395 - 12:34

بسمه تعالی
سلام علیکم-
بسیاری از آهنگ های ارائه شده در سایت مزبورتان ، دارای مفاهیم ضاله و مناسب مجالس لهو ولعب و عیش مترفین و منافی عفت و حیای اسلامی می باشد..لذا بایسته است این گونه آهنگ ها و آواهایی را که افراد بی قید و بند آنرا دوره می کنند (و همین شاخصه ی محکمی است که علمای ربانی برای درک غناآلود بودن یک اثر موسیقیایی ، عنوان می کنند) و با نصوص روایی وقرآنی در تضاد کامل است و ملغمه های فحشای ویرانگر روح ایمانی را به خورد افراد می دهد، خود و دیگران را مبری کرده و بدانید این امر از کبائر الهی است که لازم است به صورت سطحی از کنار این ملغمه های فساد و فحشا عبور نکنید.دیگر مورد منکراتی لینک کازینوی شرط بندی فوتبال می باشد.

وا اسلاماه که عده ای با دریدگی و وقاحت و شناعت طبع در حال فرمولیزه کردن کفریات و استهجانات اخلاقی خود می باشند.فی المثل آهنگی از فرد معلوم الحال محسن چاووشی بنام (خداحافظ تلخ )رونمائی شده که در آن مضامین شهوانی و ضد اسلامی و ضلالت امیز به وضوح به چشم می خورد بدون شک این یک مغازله ی شهوانی بوده که در بیتی با کمال پستی معروض داشته که( هر کسی در دل من جای خودش را دارد / جا نشین تو در این سینه خداوند نشد) که معنای این بیت اینست که من سیاه چاله ی قلب خود را کاملا برای توی معشوق مهیا کرده ام و حتی محبت الهی را مفروغ گرفته تا در قلب من مثل تویی لانه کند و به زعم باطل شاعر، بین محبت الهی و محبت معشوقه تفکیک حاصل نموده و به صراحت بیان می کند قلب من اجازه ی ورود محبت الهی را نمی دهد تا بلکه پذیرای تو باشد.درست است در عمل بسیاری این مسلک باطل را عملیاتی می کنند ولی اینکه عمل شرک آلود و نحس آدمی تبدیل به یک شعار شده و مبدل به شعر و آهنگ شود این منکر اساسی است مثلا خیلی ها چشم ناپاک دارند ولی بدتر از آن اینست که انسان با انشاد شعر و موسیقی به این رویه ی ناپاک خود افتخار کرده و آنرا علنی کند و با تبختر اذعان کند که من با این عمل نافرمانی حضرت احدیت متعال را رقم می زنم که دیگر اینجا نمود عمل طرف یک نمود الحادی است نه یک نمود صرفا معصیت.

و بدانید حقیقتا این عملکرد واهی، فبح منکرات اخلاقی را شکسته و از طرفی اباحه گری اخلاقی و اعتقادی را ترویج می کنند همان رویه ی باطل شیطانی که در قرآن مجید مذمت شده و رهیافت آنرا انکار معاد و سایر اعتقدات صحیحه می داند.(
بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ ﴿٥﴾ يَسْأَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ: بلکه انسان مي خواهد [با دست و پا زدن در شک و ترديد] فرارويش را [از اعتقاد به قيامت که بازدارنده اي قوي است] باز کند [تا براي ارتکاب هر گناهي آزاد باشد!] ( 5 ) [با حالتي آميخته با ترديد] مي پرسد: روز قيامت چه وقت است؟

سوره : القيامة آیه : 6 و7
شایان ذکر است در شرع مقدس اسلام برای انسانها از طرف خالق حکیمشان که به تمامی ضمایر و استعدادها و قابلیتهای ایشان احاطه دارد یک سری دستورات تشریعی وضع شده تا بلکه انسانها قیمت بهشتی خود را از کف نداده و بلکه صرفا به بهشت آفرین بفروشند که مطمئنا عمل به تکالیف الهی انسان را لائق کمالاتی می کند که همه ی موجودات به این مقامات فوزیه غبطه می خورند.یکی از این تکالیف این است که مؤمنین از آهنگهای مبتذل و مخرب صفای روحانی انسان برحذر باشند.لذا از طرف ائمه هدی(ع) مشخصه هایی برای شناخت آهنگهای مبتذل بیان شده است که از مشخصه های اصلی غنا یکی مطابق بودن آن لحن یا موسیقی با لحون اهل فسق و باطل می باشد مثل موسیقی رپ (مثلا همانطوری که لحن قرائت قرآن و ادعیه ی معصومین و روضه و مرثیه در بین مسلمین یک سری لحون متعارف بین امت اسلامی است و خاص جماعت مسلمانان می باشد برخی از الحان مختص فلان گروه باطل می باشد) دیگر اینکه محتوای موسیقی مشتمل اباطیل و اکاذیب و مضامین شهوانی و سایر ملهیات باشد یا احساسات شیطانی آدمی را به تهییج اندازد.و یکی از دیگر از شاخصه های مهم برای درک غنا و لهوی بودن یک اثر این است که مترفین و اهل مجالس لهو و لعب آن اثررا( که می تواند کنسرت یا هر مجلس کذایی باشد) احاطه می کنند یا افرادی با وضعیت زننده دور آن جمع می شوند.مخلص کلام اینکه با این قبیل شاخص ها پی می بریم که بسیاری از آهنگهایی که با تسامح مهر مجاز خورده هیچ وجهه ی جوازی از نظر اسلام ناب محمدی (ص)نمی توان برای آن ملحوظ داشت. باشد.مثلا مضامین اشعار آوازی بسیاری از موسیقی ها دارای ابتذالات سکسی و شهوانی و بعضا مفاهیم ضاله بوده(مثل:دختر بندر خوشگل و دلبر ♥ دلو میبری کشون کشون اینور و اونور…) و یا نوع فیگور گرفتن و تصاویر خوانندگان مصداق تشبه به کفار و اهل باطل می باشد و دیگر اینکه قریب به اتفاق این آهنگ ها و آوازها وفقیت کامل با الحان اهل فساق و کفاردارد(چرا که لحون آنها به سبک و سیاق لحون لس آنجلسی و شیطان پرست ها می باشد) لذا هر چند این قبیل فعالیتها مجوز وزارت ارشاد و ممیزان نهاد های مربوطه را داشته باشد لکن این به معنای جواز شرعی آن موسیقی کذایی نمی باشد.

و در آخر شما را به خشیت در برابر اوامر عالیه ی الهی دعوت نموده وازنشر و تسهیل مبادی فساد و فحشاء بجد بر حذر داشته لذا بایسته است به چارچوبهای مدون در نظام مقدس اسلامی پایبند بوده و از این گناه دخیل درسرنوشتتان ،خود و دیگران را رهایی بخشید.و مبادا اینکه به سهولت خود را در دام کبائر محرمه بیاندازید که تاوان دنیوی و اخروی آن بسی سخت و سهمگین خواهد بود و نور فطرت و عظمت روحانی آدمی را مضمحل می کند و مستحضر باشید خرید و فروش محصولات منهی عنه حرام و معملات آن نیز باطل بوده و مال اکتسابی اینچنینی حکم أکل مال بالباطل داشته و این ثمن سحت و غیر قابل تصرف می باشد و گناه مال غصبی نیز بر دوشتان سنگینی می کند.
:(قَوْله تَعَالَى : { مَنْ يَشْفَع شَفَاعَة حَسَنَة يَكُنْ لَهُ نَصِيب مِنْهَا وَمَنْ يَشْفَع شَفَاعَةسَيِّئَة يَكُنْ لَهُ كِفْل مِنْهَا
هر كس وساطت پسنديده‏ اى (در هر امر خيرى در نزد خدا يا مخلوق) انجام دهد او را بهره‏ اى از آن (پاداشى در دنيا يا آخرت) خواهد بود، و هر كس وساطت ناروايى (در هر امر باطلى يا در حق شخص ناشايسته ‏اى) انجام دهد او را نيز نصيبى از (گناه و وبال) آن خواهد بود، و خداوند همواره بر هر چيزى توانا و نگهبان است

نگاه اجمالی بر بیانات و استفتائات مقام معظم رهبری در باره موسیقی

* آنچه مطرح است ، این است که از قول امام (ره) نقل شد: ایشان در مورد بعضی از آهنگهایی که حتی با ساز همراه بود فرمودند این مقدار اشکالی ندارد... چنین استنباط کردیم که نظر امام بر این است که: ساز به طور مطلق حرام نیست و ترانه هم همین طور. یعنی ترانه ای که محتوای درستی دارد و با یک ساز ملایمی همراه است، این اشکالی ندارد. اما اگر یک ساز جلفی بود و محتوای نادرستی هم داشت، هر کدامش موجب حرمت می شود.
( بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای واحد فرهنگی روزنامه جمهوری اسلامی - 1360/11/26)

* من در باب موسیقی، فقط یک کلمه به شما بگویم: ببینید، آن موسیقی‌یی که انسان را غافل می‌کند و داخل خلسه‌ی شهوانی می‌برد، حرام است؛ چه موسیقی ایرانی باشد، چه موسیقی فرنگی باشد، چه موسیقی هندی باشد، چه موسیقی عربی باشد؛ فرقی ندارد. آن چیزی که در اسلام ممنوع است، این است؛ حالا شما ببینید چگونه چنین موسیقی‌یی به‌وجود می‌آید ... غافل شدن از خدا که می‌گویند، معنایش این است؛ یعنی انسان ناگهان از همه‌ی ارزشهای الهی غافل بشود. بنابراین، موسیقی‌یی که انسان را از خدا غافل کند، موسیقی بدی است.
(بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای گروه ادب و هنر صدای جمهوری اسلامی ایران‌ - 1370/12/5)

* آن چیزی که انسان را از حقایق عالم غافل می‌کند و به عالم توهمات و خیالات می‌برد، یا به شهوات می‌کشاند، لهو و حرام است. موسیقی‌یی که وقتی برای دختر و پسر جوان، یا حتّی غیر جوان نواخته بشود، یا عرضه بشود، یا خوانده بشود و او را به ملاهی و مناهی و فساد و شهوات بکشاند و از آن نزاهت مطلوب اسلام خارج کند، حرام است؛ این می‌تواند موسیقی سنتی باشد، می‌تواند موسیقی غربی باشد، می‌تواند موسیقی محلی - یا به قول شماها موسیقی مقامی - باشد؛ فرقی نمی‌کند؛ هر موسیقی‌یی که این‌طوری باشد، مصداق بارز حرام است. آن موسیقی‌یی که این خصوصیات را ندارد، حلال است؛ مثلاً خواننده‌ی خوب و خوش‌صدایی، شعر خوش‌مضمونی را می‌خواند و نوازنده‌یی هم می‌نوازد و آن مضمون شعر، شنونده را به سمت حقایق اسلامی و الهی و عرفانی و حقایق زندگی - ولو خارج از مسائل عرفانی و الهی باشد - نزدیک می‌کند؛ این قطعاً اشکال ندارد و حرام نیست.
(بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای گروه ادب و هنر صدای جمهوری اسلامی ایران‌ - 1370/12/5)

* مردم ما به شعرهای اخلاقی محتاج اند؛ شعرهای صائب و مثل شعرهای سبک هندی از جمله، اشعار واعظ قزوینی. این شعرها، هم از لحاظ رتبه شعری بالاست.این شعر می تواند یک آهنگ را که می توانست آهنگ حرام باشد، حلال کند.
(بیانات رهبر معظم انقلاب در بازدید از صدا و سیمای جمهوری اسلامی - 1371/9/17)

* موسیقی به معنای یک هنر، چیز با ارزشی ست.اما همچنان که یک شعر بد، مردود است –ولو یک هنر است –یک موسیقی گناه آلود و گناه آموز مردود است –ولو این هنر است –یک موسیقی گناه آلود و گناه آموز نیز، هم حرام و هم مردود است؛ ولو اینکه یک هنر هم باشد. این را حمل نکنند بر ضدیت با هنر؛ که «آقا؛ فلان با هنر مخالف است» ما با گناه مخالفیم. چرا با هنر مخالف باشیم؟ تا گفته می شود « فلان موسیقی حرام است» می گویند: «آه اینها باز هم آخوند بازی و شیخ بازی در آوردند. مقدس بازی در آورند.» نه آقا موسیقیِ خوب چیز خوبی است. مگر ندیدید جلو چشم امام آلات موسیقی بردند و بنا کردند زدن و خواندن. امام هم مثل کوه نشستند و نگاه کردند .
(بیانات رهبر معظم انقلاب در بازدید از صدا و سیمای جمهوری اسلامی - 1371/9/17)

* از پخش موسیقی مبتذل و لهوی به ویژه آن چه در این رشته ی هنر فاقد هویت ملی و اصالت ایرانی است پرهیز شود. موسیقی ابزاری است که می تواند حرام و می تواند حلال باشد. نوع حلال آن به درستی شناسایی و برابر نظرات روشنگر امام راحل (طاب ثراه) در معرض استفاده قرارگیرد و در این باره بیشتر از هنر اصیل ایرانی که با ساخت روحی و عاطفی مردم ما همخوان و همنوا است به کار گرفته شود.
(حکم انتصاب آقای علی لاریجانی به سمت رئیس سازمان صدا و سیما و عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی1372/11/24)

*....ای کاش آقای دکتر معین می بود که من این حرف را می خواهم بزنم. در باب اسلامی شدن دانشگاهها همینطور که به من گزارش رسیده به نظرم ۷۲جلسه تشکیل شد. از آقای دکتر معین باید سوال کنیم که این مصوبات چند تاش و چگونه در دانشگاهها اجرا شد. من به ایشون گفتم، من اعتراض دارم. یه چیزهایش عکس شده. یعنی الان در دانشگاه های کشور ترویج موسیقی میشه. نباید بشه.ترویج موسیقی یک کاریست بر خلاف مذاق اسلام.درسته که هر نوع موسیقی حرام نیست. اما ترویج موسیقی به این معنی نیست که میروند یک نوع موسیقی که حرام نیست را می گردند با دقت پیدا می کنند اون را تعلیم می دهند و ترویج می کنند. این نیست، بلکه درست عکس این است. در موارد بسیاری عکس اینه...
(بیانات رهبر معظم انقلاب دردیدار با رئیس و اعضای شورای انقلاب فرهنگی 1373/4/22)

* آن موسیقی که منادیان دین و شرع همیشه در دوره های گذشته با آن مقابله می کردند و می گفتند حرام است، همان موسیقی سنتی ایرانی خودمان است که به شکل حرامی در دربارهای سلاطین، در نزد افراد بی بند و بار، در نزد افرادی که به شهوات تمایل داشتند و خوض در شهوات می کردند، اجرا می شده؛ این همان موسیقی حرام است.
(بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای جامعه ی مدرسین در کتابخانه مدرسه فیضیه - 1374/9/8)

* هیچ ویژگی غرب، مرا مبهوت و مجذوب نمی کند. در عین حال، ویژگی های مثبت غرب را از روی محاسبه، تأیید می کنم. یکی از آن ویژگی ها، مقوله موسیقی است. درست است که در غرب، موسیقی های منحط وجود دارد اما در همان نقطه از جهان، از دیر باز موسیقی های آموزنده و معنا دار هم بوده است؛ موسیقی ای که برای گوش سپردن به آن، انسان عارف واقف خردمند، می تواند بلیت تهیه کند، در سالن اجرای کنسرت بنشیند و ساعتی، از آن لذت ببرد. در غرب موسیقی هایی که گاهی یک ملت را نجات داده و گاهی یک مجموعه فکری را به سمت صحیح هدایت کرده، کم نبوده است. غرب برخوردار از چنین ویژگی ای نیز بوده و هست.
در شرق [که قبلا] راجع به آن گفتم متأسفانه موسیقی از چنین اعتبار و جایگاهی برخوردار نبوده است. موسیقی در این جا عبارت از آهنگ ها و آلات و ادوات لهو بوده؛ که فقها از آن به موسیقی لهوی حرام تعبیر کرده اند. فرض بفرمایید فلان خلیفه، شب دچار بی خوابی می شده است. موسیقی دان ها همراه با کنیزکان مغنی، بایستی می آمدند تا اسباب طرب او را فراهم کنند.
(بیانات رهبر معظم انقلاب در بازدید از صدا و سیما و در جمع اهالی موسیقی - 1375/5/9)

* درخواست من از شما آقايان موسيقي دان ها و افرادي که در اين زمينه بسيار مهم صاحب نظر و هنر هستيد، اين است که احساس مسئوليت کنيد و موسيقي را نجات دهيد. البته من دلم نمي خواهد مفاهيم با هم مخلوط شود. بعضي از موسيقي دان هاي سنتي اصيل و ريشه دار، گاهي مي گويند که موسيقي قبل از انقلاب دچار ابتذال شده بود؛ ولي در دوران انقلاب الحمدا... آن ابتذال از بين رفت. من اين را نمي خواهم بگويم. از ديد يک متخصص، همان است که موسيقي دچار ابتذال شده بود. خوشبختانه، به خاطر محدوديت هاي قهري انقلاب، آن ابتذال ها از پيکر موسيقي فرو ريخت. من تقسيم ديگر را مي خواهم مطرح کنم. چون تنها به اين که آن ابتذال ها از بين برود، قانع نيستم. بلکه مي گويم: در همين موسيقي غير مبتذل سنتي عالمانه هم شما وظيفه داريد جهت گيری درست ايجاد کنيد.
(بیانات رهبر معظم انقلاب در بازدید از صدا و سیما و در جمع اهالی موسیقی - 1375/5/9)

* توقع من از شما، هدف دار کردن موسيقي است. من اين توقع را هم از آقايان آهنگ ساز و موسيقي دان دارم.اگر شما توانستيد اين کار را بکنيد، بدانيد خشتي را خواهيد گذاشت که نه براي تمدن ايران اسلامي، بلکه براي کل جهان محفوف به همان سياستي که قبلاً عرض کردم، مبارک خواهد بود.
(بیانات رهبر معظم انقلاب در بازدید از صدا و سیما و در جمع اهالی موسیقی - 1375/5/9)

* من دعوت به غم انگيز بودن و بي ذوقي نمي کنم؛بلکه دعوت من، به متعالي شدن و پديده موسيقي را از ابتلائات مادي بشر بيرون کشيدن و فراتر آوردن است. اميدوارم به اين دعوت، جواب مثبت داده شود و موسيقي را به سمت متعالي شدن سوق دهيد. اگر شما هم اقدام نکنيد بالاخره گروهي مي آيند و به اين روش تکاملي عمل مي کنند. به هر حال، بشر در زندگي ناگزير از تکامل است.
(بیانات رهبر معظم انقلاب در بازدید از صدا و سیما و در جمع اهالی موسیقی - 1375/5/9)

* در زمينه موسيقي، بايد آثاري پديد آورد که براي ملت ها و انسان هاي صاحب انديشه و خردمند، راه گشا باشد. والا اينکه هر آدم بي سر و پا و هر لات عرق خور از موسيقي التذاذي ببرد و خيال کند ويژه او ساخته شده است، ارزش و اهميت ندارد. موسيقي اي ارزشمند است که انسان هاي خردمند و صاحب انديشه و افرادي که يک حرکت و تشخيص شان گاهي دنيايي را تکان مي دهد، از آن بهره ببرند و استفاده کنند.
(بیانات رهبر معظم انقلاب در بازدید از صدا و سیما و در جمع اهالی موسیقی - 1375/5/9)

* توجهي که بعد از پيروزي انقلاب اسلامي بايستي از طرف دست اندرکاران موسيقي نسبت به موسيقي صورت مي گرفت، نگرفت. البته اين بدان معنا نيست که کارها خوب انجام نشده است. مسلماً شده است که ما اينجا مي نشينيم و به کار شما گوش مي سپاريم. بنده آدمي نيستم که اگر موسيقي حرام نواخته شد بنشينم و به آن گوش بسپارم. آن چه در اين مقوله، حرام بوده هنوز هم حرام است. در برخورد با حرام هم جاي ملاحظه نيست و من هم به عنوان فرد متشرع که ملاکم فقه است، ملاحظه کاري نمي کنم ... به هر حال از اين به بعد مي گويم که خواننده ها و نوازنده هاي ما، مردمان متديني هستند که در مقوله موسيقي اصول را ملاحظه مي کنند. رعايت اصول از جانب آنها موجب شده که نوارهاي موسيقي تا حدودي از حال و هواي گذشته، خارج شود.
(بیانات رهبر معظم انقلاب در بازدید از صدا و سیما و در جمع اهالی موسیقی - 1375/5/9)

*توقع انقلاب از هنر و هنرمند ، مبتنی بر نگاه زیبا شناختی در زمینه ی هنر است؛ توقع زیادی هم نیست ... وقتی فیلم ، آهنگ ، تابلوی نقاشی، زندگی فلان انقلابی –مثلاً ژاندارک –یا سرباز فداکار فلان کشور را برای شما به تصویر می کشند، در دل و باطن وجدان خودتان نمی توانید کار او را تحسین نکنید. هزاران حادثه ی به مراتب با ارزش تر و بزرگتر از آنچه که در این اثر هنری نشان داده شده، در دوران هشت سال دفاع مقدس و در خود انقلاب، در خانه شما اتفاق افتاد ؛ آیا این زیبایی نیست؟ هنر می تواند از کنار این قضیه بی تفاوت بگذرد؟ توقع انقلاب این است و توقع زیاده خواهانه یی نیست. می گویند چرا زیبایی دیده نمی شود کسی که به این مقوله بی اعتناست، نمی خواهد این زیبایی را ببیند.
(بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با اصحاب فرهنگ و هنر - 1380/5/1)

***
متن کامل بيانات رهبر معظم انقلاب در بازديد از صدا و سيما و سخنراني در جمع اهالي موسيقي
(1375/5/9 )
آنان که در امر نوازندگی یا خوانندگی فعال بودند اظهار داشتند که طبق فطرت و ذوقی سلیم، نظم منطقی را در کار معمول می‌داشته، و قواعد را رعایت می‌کرده‌اند. هفت دستگاه اصلی موسیقی و دستگاه‌های فرعی آن، که تنها مربوط به موسیقی ایرانی نیست، بلکه در همه آهنگ‌های جهان وجود دارد، به گونه‌ای تکوین یافته که هر صدایی شما دربیاورید، در یکی از آن دستگاه‌ها هست. بدین ترتیب می‌توان نتیجه گرفت هنر موسیقی، تلفیقی از دانش، اندیشه و فطرت خدادادی است؛ که مظهر فطرت خدادادی، در درجه اول، حنجره انسان‌ها، و در درجه دوم، سازهایی است که به دست انسان‌ها ساخته شده است. پس می‌بینید که پایه، پایه الهی است. اولین نتیجه‌ای که می شود گرفت آن است که ما این هنر را، در راه خدا مصرف کنیم.
ما از دوران جوانی خودمان حرف‌های برخی از اهالی هنر را می‌شنیدیم که روشنفکر مآبانه و واقعاً بی­پایه و اساس، مبتنی به این نکته بود که «ما هنر را در راه فکر و پیش‌بینی و سیاست، به کار نمی‌بندیم». آنها که ادعاهایی چنین داشتند، هنرشان - اعم از شعر و دیگر فنون - بیش از سایرین در خدمت سیاست‌ها قرار می‌گرفت. قصد ورود به چنین بحث‌هایی را ندارم. اما می‌خواهم بگویم هر کاری که متکی به اراده انسان است، باید برای هدفی انجام گیرد. هرچه هدف متعالی‌تر باشد، آن کار یا هنر ارزشمندتر می‌شود. متأسفانه هدف موسیقی در شرق، در حد تعالی خود موسیقی نبوده است.
می دانید که من به طور طبیعی از جمله آدم های غرب ستیزم. چنان که هیچ ویژگی غرب، مرا مبهوت و مجذوب نمی کند. درعین حال،ویژگی های مثبت غرب را از روی محاسبه، تأیید می کنم. یکی از آن ویژگی ها، مقوله موسیقی است. درست است که در غرب، موسیقی رقص و لهو و سایر موسیقی‌های منحط وجود دارد، اما در همان نقطه از جهان، از دیرباز موسیقی‌های آموزنده و معنادار هم بوده است؛ موسیقی‌ای که برای گوش سپردن به آن، انسان عارف واقف خردمند، می‌تواند بلیت تهیه کند، در سالن اجرای کنسرت بنشیند و ساعتی از آن لذت ببرد. در غرب موسیقی‌هایی که گاهی یک ملت را نجات داده و گاهی یک مجموعه فکری را به سمت صحیحی هدایت کرده، کم نبوده است. غرب برخوردار از چنین ویژگی‌ای نیز بوده، و هست.
در شرقی که راجع به آن گفتم (یعنی در محدوده جغرافیایی مورد اشاره) متأسفانه موسیقی از چنین اعتبار و جایگاهی برخوردار نبوده است. موسیقی در اینجا عبارت از آهنگ‌ها و آلات و ادوات لهو بوده؛ که فقها از آن، به «موسیقی لهوی حرام» تعبیر کرده‌اند. فرض بفرمایید فلان خلیفه، شبی دچار بی‌خوابی می‌شده است.موسیقی­دان با آن خصوصیاتی که گفتم «اهل خرد و قریحه و ذوق است»، بایستی خود را می‌شکست، پای تخت خلیفه می‌نشست، تا خلیفه از حالت افسردگی که بیرون می‌آمد این وضعیت موسیقی در بارگاه خلفا و امرای عرب بود. عین همین قضیه، در مورد سلاطین ایران هم صدق می‌کند. پادشاهانی که اهل موسیقی لهو بوده و دربارهای موسیقی طلب داشته‌اند، کم نیستند. که از آن جمله می‌توان به دربار قاجار و پادشاهان آن سلسله اشاره کرد.
توجه می‌کنید که موسیقی در خدمت چه جریان­ها و کسانی بوده است؟ اینکه می‌بینید در کلمات فقها، موسیقی، مقوله‌ای حرام و ممنوع و دست نزدنی و نزدیک نشدنی است، به همین خاطر است.
توجهی که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بایستی از طرف دست اندرکاران موسیقی نسبت به موسیقی صورت می گرفت، نگرفت. البته این بدان معنا نیست که کارها خوب انجام نشده است. مسلماً شده است که ما اینجا می نشینیم و به کار شما گوش می سپاریم.بنده آدمی نیستم که اگر موسیقی حرام نواخته شد بنشینم و به آن گوش بسپارم. آن چه در این مقوله، حرام بوده هنوز هم حرام است.در برخورد با حرام هم جای ملاحظه نیست ومن هم به عنوان فرد متشرع که ملاکم فقه است، ملاحظه کاری نمی کنم.
حرف من با موسیقی‌دان‌ها این است که موسیقی را به سمت معنا و هدف‌های متعالی ببرید؛ هدف‌هایی فراتر از هدف عیاشی؛ فلان عاشق کذایی که بهمان معشوقه کذایی‌تر را دوست می‌داشته، و چون مورد بی اعتنایی وی قرار گرفته و دلش شکسته است، می‌خواهد پای فلان ساز بنشیند، و در اثر آهنگ و ترانه سوزناک، اشکی از ره فراق بریزد چنین هدفی در استعمال موسیقی ارزشمند نیست.
چه ارزشی دارد که به خواهش دل یک نفر بسازند و بخوانند و بنوازند، و آن اندیشه ریاضی و محاسبه علمی و منطقی را - که اعتبار موسیقی است - چنین خوار و ذلیل کنند؟ ارزش و هدف و تعالی در موسیقی، این نیست. موسیقی متعالی، موسیقی‌ای است که برای هدف متعالی باشد. اگر چنین باشد، آن وقت می‌شود موسیقی را پاک و مقدس نامید.
موسیقی را باید به سمت هدف متعالی بکشانید. این را هم فراموش نکنید که کلام از محسنات موسیقی ماست. اصلاً نقطه قوت در موسیقی فارسی و عربی، وجود کلام به صورت اغلبی است. یعنی غالباً چنین بوده که موسیقی با کلام همراه می شده است. مسلماً کلام بر جهت گیری کار مجموعه شما تأثیر می گذارد. به تعبیر دیگر در بعضی اوقات، کلام که با آهنگ نواخته شده همراه است، وجه هدایتگر دارد و این وجه در معنای عرفانی، اخلاقی، اجتماعی یاسیاسی کلام نهفته است. آن وقت است که می توان گفت: کلام هدایت گر، موسیقی را دارای جهت متعالی می کند. یک وقت است که آهنگ را با کلامی گمراه کننده همراه می کنید. فرض بفرمایید کلام، مبین سوز و گداز یک عاشق کاملاً جسمانی و مادی برای معشوقه خود است. سوز و گداز کذا هم به خاطراین است که عاشق به معشوقه دست پیدا کند و شب را با او تا صبح بگذراند هیچ هدف دیگر ندارد و صد در صد هدف مادی است. مسلماً کلام که برای این مقصود گفته شود، حرام است. این هنر شماست که بگردد و شعر های خوب را پیدا کند. البته شعرهای حافظ و سعدی هم، همیشه عرفانی نیست.
چه بسا شعر جسمانی و مادی هم دارند. شعر را پیدا کنید و کلامی را بیابید که حقیقتاً معنای عرفانی یا اخلاقی داشته باشد؛ مثل خیل از غزل ها ی صائب و بعضی از شعرای سبک هندی، که از جنبه اخلاقی خوب و قابل قبولی برخوردار است. کلام هایی چنین را روی آهنگ های خود بگذارید، تا آثار پسندیده ای به وجود بیاورید.
درخواست من از شما آقایان موسیقی دان ها و افرادی که در این زمینه بسیار مهم صاحب نظر و هنر هستید، این است که احساس مسئولیت کنید و موسیقی را نجات دهید. البته من دلم نمی خواهد مفاهیم با هم مخلوط شود.بعضی از موسیقی دان های سنتی اصیل و ریشه دار، گاهی می گویند که موسیقی قبل از انقلاب دچار ابتذال شده بود؛ ولی در دوران انقلاب الحمدا... آن ابتذال از بین رفت. من این را نمی خواهم بگویم. از دید یک متخصص، همان است که موسیقی دچار ابتذال شده بود. خوشبختانه، به خاطر محدودیت های قهری انقلاب، آن ابتذال ها از پیکر موسیقی فرو ریخت. من تقسیم دیگر را می خواهم مطرح کنم. چون تنها به این که آن ابتذال ها از بین برود، قانع نیستم. بلکه می گویم: در همین موسیقی غیر مبتذل سنتی عالمانه هم شما وظیفه دارید جهت گیری درست ایجاد کنید.
بعضی از موسیقی­دان‌های سنتی اصیل و ریشه‌دار، گاهی می‌گویند که «موسیقی قبل از انقلاب دچار ابتذال شده بود؛ ولی در دوران انقلاب الحمدالله، آن ابتذال از بین رفت». من این را نمی‌خواهم بگویم. من تقسیم دیگری را می‌خواهم مطرح کنم. چون تنها به اینکه آن ابتذال‌ها از بین برود، قانع نیستم. بلکه می‌گویم در همین موسیقی غیرمبتذل سنتی عالمانه هم، شما وظیفه دارید جهت‌گیری درست ایجاد کنید. توقع من از شما، هدف­دارکردن موسیقی است.
به دنبال مسائلی چنین، در وادی موسیقی باشید. موسیقی باید در این جهت برود و صدا و سیما، موظف‌ترین و مسئول‌ترین مرکز برای این کار است. اینکه از صدا و سیما اسم می‌برم، بدین معنا نیست که وزارت ارشاد را فراموش کنیم. وزارت ارشاد هم جزو موظف‌ترین­هاست. اما شما جزو متعهدترین و موظف‌ترین­ها هستید. پس، به سراغ این کار بروید.
به یاد دارم در زمان گذشته که ما مشغول مبارزه بودیم یک وقت بحث از موسیقی و سمفونی های بتهون پیش آمد. از برخی مطلعین شنیدم که شور «علی اف» در جنگ جهانی، باعث نجات شوروی، شده بود. از همین آهنگ شور موسیقی شما، آهنگساز و نوازنده ای در شوروی، قطعه ای ساخته که ملت را تکان داده است. من اگر چه «علی اف» را نمی شناسم و شور او را نشنیده ام اما می دانم «شور» چیست و می دانم که انسانی با قریحه می تواند با یک آهنگ ملتی را منقلب کند و تکان دهد.
*********************************

* س: مقصود از موسیقی و غنا چیست ؟
ج:غنا یعنی ترجیع صدا به نحوی که مناسب با مجالس لهو باشد که از گناهان بوده و بر خواننده و شنونده حرام است. ولی موسیقی، نواختن آلات آن است که اگر به نحو معمول در مجالس لهو و گناه باشد، هم بر نوازنده و هم بر شنونده حرام است. و اگر به آن نحو نباشد، فی نفسه جائز است و اشکال ندارد.
(دفتر مقام معظم رهبری - استفتائات فقهی در مورد موسیقی)

* س: آیا آموختن موسیقی به خصوص سنتور جایز است ؟ ترغیب و تشویق دیگران به آن چه حکمی دارد ؟
ج:به کار گیری آلات موسیقی برای نواختن موسیقی غیر لهوی، اگر برای اجرای سرودهای انقلابی یا دینی و یا برای اجرای برنامه های فرهنگی مفید و برنامه های دیگر با غرض عقلائی مباح باشد، اشکال ندارد به شرط اینکه مستلزم مفاسد دیگری نباشد و همچنین آموختن و یاد دادن نوازندگی برای امر فوق فی نفسه اشکال ندارد.
(دفتر مقام معظم رهبری - استفتائات فقهی در مورد موسیقی)

* س: ملاک تمیز موسیقی حلال از حرام چیست؟ و آیا موسیقی کلاسیک « حلال» است ، بسیار مناسب است که معیار آن را بیان فرمایید؟
ج:هر نوع موسیقی که به نظر عرف موسیقی لهوی و مطرب که مناسب با مجالس عیش و نوش است ، موسیقی حرام محسوب می شود و فرقی نمی کند که موسیقی کلاسیک باشد یا غیر کلاسیک. تشخیص موضوع هم موکول به نظر عرفی مکلف است و اگر موسیقی این گونه نباشد به خودی خود اشکال ندارد.
(دفتر مقام معظم رهبری - استفتائات فقهی در مورد موسیقی)تفتائات

* س: گوش‌دادن به نوارهایی که توسط سازمان تبلیغات اسلامی و یا مؤسسه اسلامی دیگر مجاز اعلام شده‏اند، چه حکمی دارد؟ و استفاده از آلات موسیقی مثل کمان، وِیولون و نَی چه حکمی دارد؟
ج: جواز گوش‌دادن به نوارها منوط به تشخیص خود مکلّف است که اگر تشخیص دهد مشتمل بر غنا و موسیقی لهوی و مضل عن سبیل الله مناسب با مجالس عیش و نوش و خوش‏گذرانی و همچنین مطالب باطل نیست، گوش‌دادن به آن اشکال ندارد بنا بر این تجویز آن توسط سازمان تبلیغات اسلامی و یا هر مؤسسه اسلامی دیگر به تنهایی دلیل شرعی برای مباح بودن آن نیست و بکارگیری آلات موسیقی در موسیقی لهوی مطرب و مناسب با مجالس لهو و گناه جایز نمی‏باشد، ولی استفاده حلال از آنها برای اهداف عقلایی اشکال ندارد و تشخیص مصادیق هم موکول به نظر خود مکلّف است.
(دفتر مقام معظم رهبری - استفتائات فقهی در مورد موسیقی)

*س موسیقی که از رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی پخش می‏شود، چه حکمی دارد؟ آیا این گفته که حضرت امام(قدّس سره) موسیقی را به‌طور مطلق حلال اعلام کرده‏اند، صحیح است؟
ج: نسبت حلال دانستن موسیقی به‌طور مطلق به راحل عظیم الشأن حضرت امام خمینی(قدّس سرّه) کذب و افتراء است. امام(قدّس سرّه) معتقد به حرمت موسیقی مناسب با مجالس معصیت بودند و نظر ما هم همین است، ولی اختلاف در دیدگاهها از تشخیص موضوع نشأت می‏گیرد زیرا تشخیص موضوع موکول به نظر خود مکلّف است. گاهی نظر نوازنده با نظر شنونده تفاوت پیدا می‏کند که در این صورت موسیقی که به تشخیص مکلّف لهو و مناسب با مجالس گناه است بر او گوش‌دادن به آن حرام می‏باشد و امّا صداهای مشکوک محکوم به حلیّت هستند و پخش از رادیو و تلویزیون به تنهایی دلیل شرعی بر مباح و حلال بودن آنها محسوب نمی‏شود.
(دفتر مقام معظم رهبری - استفتائات فقهی در مورد موسیقی)

محمد علی دستگردی
09134135059

افزودن یک دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.