حقايقى درباره The Weeknd؛ خواننده نامزد گرمى از زبان خودش
دوست دارم ظاهرم شبيه آدم هاى ولگرد باشد
موسیقی ما - مجله جی‌کیو با ابل تسفی (Abel Tesfaye) خواننده‌ی کانادایی که با نام هنری ویکند (The Weeknd) شهرت دارد گفت‌وگویی را ترتیب داده که در آن برای اولین بار حقایق بسیاری را از زبان این خواننده نامزد گرمی درباره خودش می‌شنویم. ویکند خواننده تازه نفس و جوان سبک آر اند بی در کنار خواندن به ترانه‌سرایی و تهیه‌کنندگی نیز می‌پردازد. او حرفه‌ی خود را از سال 2010 آغاز کرد اما توانست در سال میلادی که رو به پایان آن هستیم، با حضور در جدول پرفروش‌ترین‌های جهان بارها نام خود را در صدر رسانه‌های مهم بنشاند و آلبوم آخرش با نام «زیبایی در پس دیوانگی» توانست موفقیت‌های بزرگى همچون چند نامزدی برای جایزه گرمی کسب کند.

البته او در سال 2012 در یکی از تک‌آهنگ‌های ویز خلیفا (Wiz Khalifa) رپر امریکایی همکاری کرده بود و این قطعه نامزد دریافت جایزه گرمی در شاخه بهترین همکاری رپ شده بود اما نتوانست جایزه را دریافت كند.

ویکند تا پیش از آنکه با تک‌آهنگ‌های جدیدش به نام «Earned It» توجه جدول‌های فروش را به خود جلب کند، به‌واسطه‌ی سه «میک‌تیپ» شناخته می‌شد که هر سه آثاری تیره و تاریک بودند. او  همانطور که در این گفت‌وگو خواهید خواند موسیقی‌اش را با فیلم‌های ترسناکی که محدودیت سنی R-Rated دارند مقایسه می‌کند، اما اگر خوب دقت کنید می‌بینید که باید جزو محدودیت‌های NC-17 قرار بگیرد.

اگر برایتان عجیب است که یک خواننده ترانه‌های ترسناک با مارتین – کسی که قطعه I Want It That Way را برای بک‌استریت بویز تهیه کرده است – همکاری کرده و نتیجه آلبوم «زیبایی در پس دیوانگی» بوده، شاید بهتر است به احساستان اطمینان کنید و به فکر تجدید نظر نباشید. چراكه یکی ایده‌آل گرایی نرم و لطیف موسیقی پاپ را با خود آورده و دیگری روی گوشه‌های کثیف و آلوده‌ی این فضا نور انداخته است. این جا در سومین گفت‌وگویی که ویکند تا به حال انجام داده، با او درباره خجالتی بودنش در رسانه‌ها، مبارزه‌ِ اد شیرن و مجموعه‌ی جدید کانیا وست از آدیداس صحبت کرده‌ایم.
 
***
  • در سال 2013 یک بار به مجله کامپلکس گفتی که دوست نداری مصاحبه ‌کنی چون «حرفی برای گفتن نداری» و اینکه «حوصله‌سربر ترین آدمی هستی که می‌شود با او حرف زد» آیا هنوز هم همین حس را داری؟ چرا تا به حال از اینکه درباره خودت و موسیقی‌ات صحبت کنی اجتناب کردی؟
فکر می‌کنم به این خاطر همیشه از سوال فراری هستم که معذبم می‌کند. طبیعتم همیشه همینطور بوده یعنی از اینکه زیر ذره‌بین قرار بگیرم معذب می‌شوم. احتمالا اینکه گفتم حرف جالبی برای زدن ندارم از روی غریزه بوده، یعنی داشتم از جواب دادن طفره می‌رفتم. فکر کنم حالا کمی بهتر شدم.
 
  • آیا قصد داری از این به بعد شفاف‌تر باشی؟
بله یک مقدار. من عاشق تجربه‌های جدیدم.
 
  • در ترانه‌های میکس‌تیپ‌هایت صداقت شوکه‌ کننده‌ای به چشم می‌خورد. آیا می‌توانی الان هم که صدایت مدام از رسانه‌ها شنیده می‌شود به همان اندازه صادق باشی؟
تمام موسیقی من صادقانه است. من همیشه درباره آنچه اطرافم هست می‌نویسم كه بعضی وقت‌ها خیلی روشن است و بعضی وقت‌ها تیره و سیاه. در آلبوم جدیدم یاد گرفتم چطور توازن این دو را حفظ کنم و صدایم را تربیت کردم.
 
  • وقتی برای اولین بار صدایت شنیده شد بیشتر درباره رابطه و مواد مخدری که در تورنتو و اطرافت می‌دیدی می‌خواندی. حالا آن روابط و موضوع مواد مخدر چه تغییری کرده؟
تفاوتی نکرده. فقط من دیگری خیلی در تورنتو نیستم. برای مدت زیادی در لس‌آنجلس بوده‌ام. شاید همین پاسخ سوال شما باشد.
 
  • خیلی از مردم مستقیما به من گفته‌اند که موسیقی تو زیادی غیرعادی، تاریک و درباره مواد مخدر است و درباره روابط، زیادی بی‌پرده صحبت می‌کند. نسبت به این انتقادات چه حسی داری؟
حس خوبی دارم. اما زیادی دقیقا چه قدر است؟ بعضی مردم فیلم‌های ترسناک عادی را می‌پسندند و خیلی‌ها هم فیلم‌های ترسناکی را دوست دارند که محدودیت سنی دارد.
 
  • لطفا داستان یکی از لحظات تاثیرگذاری را که در نوشتن و تولید آلبومت پیش آمد برای ما تعریف کن. هرچیزی که اول به ذهنت می‌رسد خوب است.
من قطعه‌ای را با اد شیرن نوشتم که می‌شود گفت خیلی ناگهانی و بداهه بود. او به خاطر میزبانی مراسم ماچ میوزیک اوارد در تورنتو بود و من او – و تقریبا کل مراسم – را به یک مهمانی در منزلم دعوت کردم. مهمانی تا ساعت 5 صبح ادامه پیدا کرد اما تا روز بعدش هنوز چیزی ننوشته بودیم حتما می‌توانید تصور کنید آن شب چطور گذشت. اد حتی با ویک فلوکا (رپر امریکایی) در آشپزخانه من مبارزه آزاد کردند، جالب بود. آن شب خیلی خوش گذشت.
 
  • از یک لحظه‌ی خیلی حیاتی در استودیو هم لطفا برایمان تعریف کن، زمانی که در استودیو با مکس مارتین کار می‌کردی.
لحظات حیاتی و موفقیت‌آمیز در استودیو زیاد بود. ما در بازه زمانی یک ماه تعداد زیادی از قطعات را نوشتیم. برای من یک تجربه یادگیری بود. وقتی آدم با کسی مثل مکس مارتین کار می‌کند که مدت‌ها کارش این بوده خیلی نمی‌تواند کمک کند و بیشتر می‌تواند یاد بگیرد. استودیوی مکس قبلا خانه‌ی قدیمی مرلین مونرو بوده. در اتاق خواب او ایده‌ی ترانه‌ای به ذهن من رسید که «در شب» نام گرفت. لحظه‌ی فوق‌العاده‌ای بود. 
 
  • تو از آن روزها تا حالا خیلی مشهورتر شده‌ای. چه حسی داری؟ آیا این شهرت در مجموع برایت خوب بوده؟
جالب است. البته من فکر می‌کنم این موسیقی من است که مشهورتر شده نه خود من. عادت ندارم خیلی خودم را در معرض نمایش بگذارم، این چیزی بوده که همیشه می‌خواستم، دوست دارم موسیقی‌ام خودش حرف‌اش را بزند. البته جی‌کیو (GQ) را دوست دارم. خوشحالم که با هم همکاری کردیم.
 
  • در عکس‌های ما اینطور به نظر می‌رسد که با لباس‌های ایزی (برندی که کانیا وست برای آن طراحی می‌کند) خیلی راحتی و زود به آن‌ها عادت کرده‌ای. چه چیزی را در مورد آن دوست داری؟ چرا آن‌ها برای تو کار می‌کنند؟
به نظرم مخاطب ایزی دقیقا آدمی مثل من است. لباس‌های طرح استتار، ظاهر ارتشی، پوتین‌های مشکی، ظاهری شبیه آدم‌های لاابالی و ولگردها. این‌ها همه به من مربوط است. به داستان من مربوط است. از طرفی کانیا هم یکی از دوستان خوب من است وقتی او چیزی از من می‌خواهد نمی‌توانم نه بگویم. این حداقل کاری است که می‌توانم انجام دهم.
منبع: 
اختصاصي سایت موسيقي ما

گردآوری و ترجمه:

تاریخ انتشار : جمعه 4 دی 1394 - 15:28

برچسب ها:

افزودن یک دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.
Image CAPTCHA

Enter the characters shown in the image.