علی اكبر مرادی
يادداشتي از علي اكبر مرادی:
كوتاهي كنيم شاهد آخرين نسل فعالان موسيقي نواحي خواهيم بود
موسیقی ما -  علي اكبر مرادي موسيقيدان و استاد تنبور نوازي كشورمان طي يادداشتي  به خطراتي كه موسيقي ايران و به خصوص موسيقي نواحي را در معرض نابودي قرار داده ،پرداخته است كه در ادامه مي خوانيد:

ايران مجموعه اي از خلق هاي مختلف مانند ترك، لر، كرد، خراساني، سيستاني، عرب، تركمن و ساير خلق ها است كه هر يك داراي زبان و موسيقي و شاخص هاي فرهنگي ديگري هستند. اين شاخصه هاي فرهنگي در طول زمان توسط مردم حفظ شده و امروز هويت ملي ما را شكل داده اند. در گذشته با توجه به اينكه وسايل ارتباط جمعي وجود نداشت، حفظ اين شاخصه هاي فرهنگي كار سختي نبود و شايد تا حدود نيم قرن پيش به واسطه همين عدم پيشرفت، هويت ملي و شاخصه هاي آن به شكل خالص تري در ذهن مردم باقي مي ماند.

 اما با اين شريطي كه امروزه در زمينه پيشرفت وسايل ارتباط جمعي و حضور گسترده اين وسايل در زندگي مردم به وجود آمده شاخصه هاي فرهنگي ما به شدت تحت تاثير داده هاي آنها است.

يكي از اين شاخصه هاي مهم فرهنگي، موسيقي است كه طي ساليان دراز در تمام شئون زندگي مردم حضور داشته؛ از مراسم مختلف مذهبي گرفته تا عزا و عروسي و كار و ساير موارد، موسيقي و به خصوص موسيقي نواحي حضور داشته و بخش مهمي از هويت ملي امروز مردم ما را مي سازد.

اما با تمام اين تفاسير، هرگز بحث موسيقي ايران و موسيقي نواحي، در قالب يك برنامه مدون حمايتي و مهم قرار نگرفت تا چشم اندازي مناسب در طول زماني مشخص داشته باشد. از اين رو در هر دوره اي هر مسئولي بنا به تشخيص خود موضوع را پيگيري كرد.

زماني كه بحث برگزاري جشنواره هاي موسيقي در حوزه موسيقي نواحي شكل گرفت تا چند دوره اول شاهد برگزاري جشنواره هايي به دبيري محمدرضا درويشي بوديم كه رفته رفته جايگاه خودش را در موسيقي كشورمان پيدا كرد. در اين جشنواره ها سعي شده بود تا از نوازندگان و فعالان مسن موسيقي نواحي دعوت شوند تا ضمن شناخت آنها، آواها و نغمه هايي كه اين افراد در سينه دارند ضبط شده و به نسل بعد منتقل شود.

بعدها به طور مشخص برگزاري خود جشنواره موسيقي نواحي آغاز شد كه آن نيز فضايي را براي حضور نسل جوان تر موسيقي نواحي در جشنواره ها فراهم كرد و ثمرات زيادي داشت.

اما همانطور كه اشاره شد اين رويكرد در قالب برنامه اي مدون و طولاني مدت ادامه پيدا نكرد و تحت تاثير تغييرات مديريتي اثر خود را از دست داد.

ما وقتي برنامه اي مدون براي كل موسيقي ايران نداريم و به نوعي نيز جلوي موسيقي خودي را مي گيريم نتيجه آن مي شود كه جوان ايراني به راحت ترين شكل ممكن نياز شنيداري خود را از طريق ماهواره ها و ساير وسايل ارتباط جمعي تامين مي كند و آرام آرام، بخش مهمي از هويت ملي او كه وابسته به فرهنگ موسيقايي ايراني است به چيز ديگري تغيير پيدا مي كند.

امروزه حتي وقتي راديو يا تلويزيون خودمان را روشن مي كنيم بيش از سه چهارم برنامه هاي اين رسانه ها آميخته با موسيقي هايي است كه هيچ تناسبي با فرهنگ ما ندارد؛ و جوان ايراني نيز آنچه را مي بيند يا مي شنود در اثر تكرار مي پذيرد.

در چنين شرايطي بايد اين سئوال را مطرح كرد كه«پيامدهاي اين بي توجهي به موسيقي نواحي چه خواهد بود؟»

امروز متاسفم كه بگويم حدود چهار پنجم گنجينه موسيقي نواحي ما ديگر وجود ندارد و يا اگر هم نمونه هايي از آنها در دست هست مربوط به ضبط هايي مي شود كه طي چند دهه اخير انجام شده است. براي مثال وقتي صحبت از نغمه«چمري» كه مربوط به مراسم عزاداري است مي شود امروزه ديگر به ندرت شاهداجراي چنين نغمه اي در عزاداري ها مردم كرد زبان هستيم. در نقطه مقابل، اجراي موسيقي شاد كردي نيز تنها به استفاده از يك سينتي سايرز در كنار خواننده خلاصه شده است؛ حتي جوان هايي كه سازهاي بومي مناطق مختلف را مي نوازند امروزه تمام تلاش شان اين شده اجرايشان را به اجراهايي كه از ماهواره ها و رسانه هاي ديگر مي بينند، نزديك كنند.

در واقع اين همان تغيير فرهنگي است كه آرام آرام اتفاق افتاده و بدون اينكه زمينه جايگزيني نسل قبلي موسيقي نواحي فراهم شود با كوتاهي هايي كه شده باعث عقب نشيني فرهنگي خودمان شده ايم. در حالي كه فرهنگ مان نه تنها نبايد عقب نشيني كند بلكه قابلت هاي صادر شدن به كشورهاي دنيا را دارد. من به شخصه معتقدم غني ترين موسيقي دنيا را داريم و آنچه امروز بر سر آن آمده در شان اش نبوده است.

اين نكته را بايد همواره به ياد داشته باشيم، خلقي كه موسيقي ندارد يكي از شاخصه هاي فرهنگي و هويتي اش را كم دارد.

متاسفانه با شتابي كه در تغيير فرهنگ شنيداري و موسيقايي جوان هاي كشورمان به وجود آمده، گمان مي رود نسل حاضر موسيقي نواحي ايران آخرين نسل از فعالان اين عرصه باشند و اين اتفاقي بسيار تكان دهنده در زمينه صدمه ديدن هويت ملي مان خواهد بود.

همچنين بايد يادمان باشد كشورهايي مانند فليپين در دنيا وجود دارند كه در اثر كوتاهي هايشان، تك تك المان هاي فرهنگي شان را از دست داده اند و امروزه حتي به زبان انگليسي صحبت مي كنند.

هر يك از ما و به ويژه دست اندركاران فرهنگي كشورمان وظيفه داريم به شاخص هاي فرهنگي كشورمان كه امروز در خطر تغيير و نابودي هستند بيش از گذشته توجه كنيم و براي زنده نگه داشتن هويت ملي مان برنامه اي مدون داشته باشيم. در اين ميان موسيقي ايران و به خصوص بخش موسيقي نواحي بيش از هر شاخصه فرهنگي ديگري در معرض نابودي است و بايد تا دير نشده فكري براي آن كرد.
منبع: 
پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران
تاریخ انتشار : دوشنبه 6 خرداد 1392 - 01:59

افزودن یک دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.