Musicema Awards جشن سالانه موسیقی ما
تجربه لذتبخش خوردن هندوانه با نمک!
گفتگوی ویژه سایت «موسیقی ما» با «کامران رسول زاده» و «آرون حسینی»، چهره هایی که قرار است بزودی یک اتفاق بزرگ جهانی را برای موسیقی ایران رقم بزنند :
تجربه لذتبخش خوردن هندوانه با نمک!
موسیقی ما – بهمن بابازاده، وحید لشگری: بهانه اصلی این گفتگو، انتشار قطعه «آی» با صدای «کامران رسول زاده»بود که همین باعث شد سراغش برویم و پای صحبت هایش بنشینیم. اما با توجه به فعالیت های اخیر این هنرمند و اینکه او امسال سرانجام توانست نخستین کنسرت اش را روی صحنه ببرد، تصمیم گرفتیم گفتگویی مفصل تر و جامع تر را با او داشته باشیم. همین باعث شد پیشنهاد حضور «آرون حسینی» (از جدیدترین استعدادهای تنظیم کشور) هم که دوستی و همکاری صمیمانه ای را هم با کامران رسول زاده دارد، بخواهیم در این گفتگو حاضر شود. بحث از گذشته‌ای نه چندان دور شروع شد و به فعالیت‌های اخیر رسید و سرانجام در انتهای بحث این دو هنرمند از همکاری‌های بزرگ جهانی خبر دادند که قطعا برای هر ایرانی باعث افتخاری بزرگ خواهد بود. این تنها گفتگوی منتشر شده از این دو چهره پر خبر این روزهای بازار موسیقی کشور است که در آن از این همکاری‌های جهانی پرده‌برداری شده است. تا انتهای این گفتگو را بخوانید:

  • کامران تو چرا بعد از اين همه فعاليت اين ور آبي و آن‌وري و با وجود بالا بودن كيفيت كارهایت نسبت به زمانِ خودش و حتی امروز، کمتر توانسته‌ای خودت را نشان بدهی؟ تو به هر حال سابقه و رزومه قوی‌ای داری اما هنوز خیلی‌ها نتوانسته‌اند به خوبی آنها را پیدا و درک کنند.
كامران: سوال خيلي خوبي را همين اول كار پرسيدي. اين سوال را تا به حال كسي از من نپرسيده بود. من آدم اخلاق گرايي هستم. در جامعه و عصري كه اخلاق بزرگترين اصل فراموش شده در بين آدم هاست، هنر، فرآیندی‌ست که منجر به فرهنگ‌سازی می‌شود و هنرمند به عنوان واسطه ی خلق آثار هنری، باید صاحب اخلاقِ انسانی باشد. وگرنه عرصه هنر به بازارِ دلالان و بی هنران تبدیل می‌شود. ورود من به موسيقي پاپ با شركتي بود كه خيلي معروف بود اما آلبوم مرا به درستی پخش نکرد و این شد که تمام زحماتم در آلبومی که "بی سرانجام" نام داشت در سال 87 بی‌سرانجام ماند. همان‌جا بود كه فهميدم دنياي موسيقي و ماركت موسيقي چقدر پيچيده است و رفتارها، رفتارهايي مافيايي است. من در مورد بازار صحبت مي‌كنم و صرفا منظورم بازار موسيقي است. مثلا وزارت ارشاد در همه اين سالها قوانين خود را داشته و جلو رفته. در برخي مواقع سختگیری‌هایی داشته ولي به هر حال چهارچوب، همان بوده كه همه مي‌دانيم. ما هم چون در اين كشور زندگي مي‌كنيم به اين قوانين هميشه احترام گذاشته‌ايم. بعد از ارشاد، به سد بزرگي می‌رسیم به نامِ شركت‌هاي موسيقي، كه آنها در شكل‌گرفتن و گل كردن يك اثر تاثير زيادي دارند.

  • يعني تو معتقدي شركت طرف حساب‌ات باعث شد تو ستاره نشوي؟
کم کاریِ شرکت های موسیقی و خلا اخلاق در اين حوزه باعث شد من به خلوت خودم پناه بياورم و دوري برگزينم. به هر حال من روحيات شاعري داشتم و با برخي رفتارها نمي‌توانستم کنار بیایم.

  • منظورت كمپاني هاي آن دوره بود يا چيز خاصي در ذهن‌ ات است؟
ببين آن زمان مثلا مسئول فلان كمپاني مي‌دانست كه كار من خوب است. ولي آلبوم من را منتشر نمي‌كرد و در عوض آلبوم‌هايي را وارد بازار مي کرد كه خواننده‌ی آن شناخته شده باشد. حتی با اینکه آلبوم را با هزینه‌ی شخصیِ خودم تهیه کرده بودم باز هم خوب بودنِ آلبوم نتوانست آنها را مجاب کند که از من حمایت کنند و حتی آلبوم را به درستی پخش نکردند.البته این سرنوشتِ خیلی ازخواننده های با استعدادِ آن دوره بود که رفتار شرکت ها آنها سرخورده کرد. گاهی فکر می‌کنم شاید كار من در آن دوره خوب درك نمي‌شد. مثلا قطعه «درخت» را من در سال 82 ساخته بودم. از همان زمان هم در پي انتشارش بودم. ولي هيچ كسي حاضر نمي‌شد وارد بازي شود. اين قطعه امسال مجددا با زحمتی که خودِ تو در رسانه‌ها کشیدی به طور صحیح منتشر شد و واكنش‌ها را هم همه ديديم. اين قطعه محصول سال 82 من است. متوجه حرف من هستي؟ یعنی اگر همان سال‌ها این مسیر صحیح برای من هموار می‌شد همه چیز فرق می‌کرد.

  • پس اعتقاد داري جلو بودن از ماركت روز بازار موسيقي كشور در ابتداي عمر هنري‌ات به تو ضربه زده؟
این نظر لطفِ تو به آثار من هست ولی من اين طور فکر نمی‌کنم. ببين كاري را كه من در آن سال‌ها ساخته بودم، به عنوان مثال همین كار «درخت»، چون نمي‌دانستم چطور آنرا عرضه كنم، به چشم نمی‌آمد. همان قطعه «تو كه چشمات خيلي قشنگه» كه جزو پربيننده‌ترين قطعات موسيقي پاپ ايران است را من در سال 85 ساخته بودم ولي دلم نمي‌آمد خودم آنرا اجرا كنم. چون پيش خودم فكر مي‌كردم كه مني كه قطعه فاخري مثل «درخت» را در رزومه‌ام دارم، چرا بايد با اين قبيل آثار سعي كنم خودم را به همه بشناسانم. شاید قطعه‌ی «همين امشب مي‌ميرم» که ملودی آن برای دوست خوبم، "مورات ککیلی" هست و ترانه فارسی‌اش را برای اولین بار من نوشتم و كاورِ آن را خودم با جلب رضایت کمپانی ترکِ صاحبِ اثر، به زبان فارسی خواندم، باعث شد کمی دیده شوم. تازه آن هم بعد از اینکه یک خواننده در یک مسابقه‌ی خوانندگیِ پر بیننده آن را خواند وادعا کرد که مالِ خودش است!! که من از طریق دوستانم باخبر شدم. ترانه‌ی این کاور را هم در سال 82 در دوران دانشجويي نوشته بودم! پس می بینی که اگر یک کمپانی از من حمایتِ درستی می کرد هم خودش ذینفع بود هم من اینهمه سال پشتِ جریانهای مافیایی منزوی نمی شدم.

  • «تو كه چشمات خيلي قشنگه» باعث شد خواننده آن شهرتي فراوان را در بين همه فارسي زبانان به دست بياورد. قطعه‌اي كه تو آنرا سروده و ساخته بودي و حاضر نشدي با صداي خودت بيرون بيايد. حالا از تصميم بابت ارائه ی آن با صدای خوانندی دیگر پشيمان نيستي؟
نه به هيچ وجه. چون به يك عده خيلي زيادي ثابت شد كه اگر كار من ديده شود، مخاطبِ میلیونی پيدا مي‌كند. ما رسانه‌اي براي ارائه آثار نداريم. ولي اين كار به محض منتشر شدن به يك باره فراگير شد چون رسانه جادو مي‌كند. «تو كه چشمات خيلي قشنگه» خيلي «كامران رسول زاده» است. چون همه آن پكيج، انتخابِ من بوده. ترانه و ملودي و ريتم را خود من انتخاب كرده‌ام و كسي به من نگفته بود كه ريتم «رِگه» براي اين اثر مناسب است.

  • اين اثر اگر با صداي تو و بدون انتشار در رسانه هاي تصويري منتشر ميشد، باز هم همين اتفاق برايش مي افتاد؟
فكر نمي‌كنم.

  • چرا؟
من به عنوان يك آهنگساز شناخت خوبي از جنس صداها و بکار گیریِ آن ها در جاهاي مناسب دارم. انتخابم درست بود و بابت اين انتخاب هم خوشحالم. من چيزي را از دست نداده ام.

  • آرون، از تو به عنوان نابغه نسل جديد موسيقي ايران نام برده مي شود. كسي كه در سكوت كامل و در شهری دور افتاده شروع به كار كرده و حالا بزرگترين كمپاني هاي جهاني براي تصاحب اش در حال رقابت اند. تو شايد خيلي خوب بتواني به اين سوال من پاسخ بدهي. چرا برخي چهره هاي موسيقي كشور با ميزان كمي از سواد موسيقي، به قول معروف آثارشان همه گير مي شود؟
آرون: لفظ نابغه را دوست ندارم. نابغه آنهايي هستند كه با كمترين امكانات، بهترين محصول را ارائه ميدهند. مثلا دوستی را مي شناسم كه واقعا از نظر من استعداد شگفت انگيزي در موسيقي الكترونيك است. اما با تاكسي كار مي‌كند! در مورد سوالت هم خيلي راحت جوابت را مي دهم ‌:«نمي‌دانم!». براي خود من هم عجيب است اين اتفاق. اين خاصيت كشور ماست. كسي كه علم يك چيزي را داشته باشد ولي قادر به نشان دادن و ارائه آن نباشد هميشه بيرون گود مي ماند.

  • چرا خود تو به سمت تبليغ فعاليت‌هايت نرفتي؟ خودت در حاشيه بودن را دوست داشتي؟
آرون: ببين من اصلا در فضاي موسيقي پاپ نبوده و نيستم. موسيقي اي كه من آنرا گوش مي كنم با آنچه كه خيلي ها مي شنوند خيلي فرق دارد. من با بعضي از دوستان اين وادي مثل كامران آشنا شدم و همين باعث شد به فضاي پاپ گرايش پيدا كنم. دوستان خوب باعث شدند كه حضورم بيشتر شود ولي قطعا اين سبك سبك مورد علاقه من نيست. ولي دوستان خوبي مثل بابك رياحي پور، ميلاد فرهودي ،آرش پاکزاد و ... دارم كه باعث شدند من با علاقه بيشتري در اين حيطه وارد شوم و بيشتر خودم را بشناسانم و اين رويه را مي خواهم همين طور ادامه دهم.
 

  • اما آرون حسيني حالا با آدمها و هنرمندان زيادي آشنا شده و جغرافياي انتخاب هايش هم گستره تر شده. اين ازدحام انتخاب ها ، تو را به ابتذالي كه بسياري از موزيسين ها را به خاطر تعدد فعاليت شان رسانده، سوق نمي دهد؟
آرون: به اين ماجرا خيلي فكر كرده ام. خيلي شب ها. ببين من اگر قرار باشد سبك مورد علاقه ام را كار كنم هيچكس اين ريسك را نمي پذيرد كه وارد اين فضا شود. يه هر حال آدم ها از تجربه فضاي جديد هراس دارند. اين وسط يكي مثل كامران رسول زاده پيدا مي شود و اين سبك را مي پذيرد.

  • پس تو مجبوري به سليقه بازار خودت را نزديك كني ديگر؟
كامران: ببين بگذار براي تو مثال بزنم. ورژن جديد قطعه «درخت» را خيلي از موزيسين هاي ما هم دوست ندارند. ولي من در يكي از كشورهاي خارجي كه دوستاني را دارم ، اين اثر را گذاشتم و آنها شنيدند و هاج و واج مانده بودند. كه اين زيرساخت هاي صدايي را چه كسي ساخته و پرورانده؟ آرون فضاهاي فكري بهترين هاي دنيا را كشف كرده و در كارهايش سعي دارد از آنها هم پيشي بگيرد.

آرون: متاسفانه در كشور ما موضوعي به نام الهام گرفتن از يك كار خوب جا نيفتاده و همه به كپي كردن عادت كرده اند. اينكه از يك اثر الهام گرفته شود و سعي شود از آن چيزي آموخته شود، در بين ما وجود ندارد.

  • آرون سوال من را جواب ندادي. تو قرار است با پركار شدن به ابتذال كشيده شوي؟
آرون: من با واژه ابتذال موافق نيستم. من در همه قطعاتي كه در ساخت آنها دخيل بوده ام ، به هر حال تا جايي كه شده و امكانش بوده، سعي كرده ام تاثيرم را بگذارم. مثلا در آلبوم رضا صادقي قطعاتي را دارم كه بخشهايي از آنها تا به حال در موسيقي ايران نبوده و كاملا جديد است و آقای صادقی هم همیشه به من لطف داشت و دارد و این اجازه را داده که هر ایده ای در ذهن دارم پیاده کنم.

  • آينده چطور؟ در آينده قرار است چه اتفاقي سر تو بيفتد؟
آرون: اگر قرار باشد در موسيقي پاپ ادامه دهم، سعي مي كنم كه به سليقه مردم توجه داشته باشم ولي در هر حال سليقه و تاثير من روي اين آثار ملموس خواهد بود، هر چند كوچك.

  • كامران متاسفانه در ايران شرايط جوري شده كه همه براي مخاطب كار مي كنند و اينكه خدايي نكرده اثرشان خارج از سليقه روز بازار نباشد. چرا هيچكس به فكر پيشرفت سليقه مخاطب نيست و كسي به فكر عبور از مرزها نيست؟
كامران : البته خود من به شخصه در اين ماجرا قطعا ورود كرده ام. من «دستاي نامحرم» و «وقتي نيستي» را در فضاي روز مخاطب ساخته ام ولي از آن طرف قطعه «درخت» را تنظيم دوباره كرده ام و تفكرات جديد خودم و آرون را به آن اضافه کرده ام. ملودي چيزي ست كه همه دوست اش دارند ولي تنظيم بسيار جلوتر و بكر تر از ماجراهاي اين روزهاست. تركيب اين ماجرا لذتبخش و دل انگيز است. مثل خوردن هندوانه با نمك! مزه خيلي متفاوت ولي در عين حال همه دوست اش دارند.

آرون: قطعه «اسب زخمي» هم دقيقا قرار است همين اتفاقات را تجربه كنيم. ما با سناریو پیش می رویم . با کامران ابتدا یک داستانی را در نظر می گیریم بعد با موسیقی کار را پیش می بریم .

  • تصویرسازی این کار کمی عجیب است و و استقبال از قطعه « درخت » نشان داد که مخاطب سراغ این قبیل آثار می آید ولی تا به حال از این نترسیدی که مخاطب نتواند با کارهایی که دارای فکر و تصویرسازی هستند، ارتباط برقرار کند ؟
کامران : زبان فارسی یک زبان کامل و ظریف و عاشقانه است و مخاطب فارسی زبان اندیشه ی بسیار گسترده ای دارد. فقط باید با یک تلنگر ساده بیدارش کرد. من در کتاب شعر اولم با عنوان : " فکر کنم بارانِ دیشب مرا شسته، امروز تو ام" با ساده ترین عبارات وارد خلوت مخاطب شده ام. با یک واژه آن قدر می توان بازی ها کرد که آدم مست می شود. بنابراین مخاطب، به دلیل کامل بودنِ زبانِ فارسی، بستر ذهنی آماده ای دارد . ترانه ی درخت هم از این دست ترانه هاست، ساده اما عمیق. البته باز تاکید می کنم که ما مخاطبانِ بسیار هوشمند و فرهیخته ای داریم و اگر دست کمش بگیریم مجبور می شود به دست کمِ ما قانع شود.

  • بازار این روزهای موسیقی از قول موزیسین ها و مخاطبان غرق در سلطه بهترین بودن افرادی نظیر سیروان خسروی ، کوشان حداد و یا بابک زرین است ، قضاوت تو در مورد آثار این ها چیست ؟
آرون : بهترین یک امر مطلق نیست ولی من کارهایشان را دوست دارم . کوشان حداد از دوستان قدیمی من است و با او ارتباط دارم ، کارهای سیروان را نیز دوست دارم چون سعی می کند کارهایش از چیزی که در موسیقی پاپ ما است جلوتر باشد.

  • اگر ملودی هایی که آنها کار کرده اند را به تو بدهند ، تنظیم تو چقدر با فضایی که آن کار الان منتشر شده اند فرق خواهد کرد ؟
آرون : ایده ذهنی من و آقای خسروی فرق دارد ، نمی دانم ولی من اول ترانه می بینم و تصویر می سازم بعد کار را انجام می دهم. شاید برایتان جالب باشد که من زیاد ویدئو کلیپ نمی بینم چون اغلب کلیپ صوتی را گوش می دهم و کلیپش را در ذهن خودم میسازم و از آن تصویر الهام می گیرم.

کامران : تو به آرون لفظ نابغه را دادی و من می گویم نبوغ در شاخه ای از ذهن او هست و این نبوغ باید به پختگی برسد . در طول تاریخ موسیقی دنیا افراد با استعدادی را داشتیم ولی عده ای متاسفانه مسیرشان به بیراهه هایی مثل مواد مخدر افتاده است و بعد از یک درخششِ کوتاه مدت، کاملا محو شده اند.. من خیلی دوست دارم این مساله را باز کنم تا جوانهای امروزی بدانند. وقتی تو میخواهی با استفاده از یک محرکی خودت را به نقطه بالاتری برسانی خیلی اتفاقهای خوب می افتد و مثلا در موزیک غرب بوده اند افرادی که آثارشان در یک دوره بسیار درخشیده اما بعد تمام شده اند.می خواهم یک مثالی را برایت بزنم و دوست دارم این را حتما بنویسی تا جوانها از من داشته باشند. یک کارشناس درمان مواد مخدر میگفت مثل اینکه در یک چراغ نفتی به جای نفت، بنزین بریزی و فیتیله اش را تا حد ممکن بالا بیاوری ، خب این چراغ یک نور خیلی زیادی تولید می کند و نظر همه را به خودش جلب می کند ولی بعد از چند دقیقه هم بنزین تمام می شود هم فیتیله می سوزد و هم چراغ اینقدر دوده می گیرد که دیگر به درد نخواهد خورد. مشکل بچه هایی که در این حوزه وارد می شوند و زود محو می شوند همین است. در کشور ما استعداد زیاد است و باید با اخلاق و مراقبه جلو بروند و به سطوح بالای هنر برسند. ضمن اینکه مطالعه هم بسیار مهم است. مطالعه ی دیداری و شنیداری که منجر به تولیدِ اندیشه شود.

آرون وقت زیادی را به مطالعه و شنیدن آثار مختلف می پردازد. بارها شده است یک کار فوری میخواستیم تهیه کنیم و من به آرون وقت داده ام آثاری را بشنود و به آرامش که رسید کار را انجام بدهیم چون او مطالعه ی شنیداریِ زیادی دارد و این مساله از تحصیلات آکادمیک هم بهتر است. ببین 90 درصد کسانی که به دانشگاه می روند به جایی نمی رسند چون وقتی به دانشگاه می روی و می گویند تو در طول 4 سال لیسانس می توانی بگیری، این یعنی تحقیر. زیرابعضی آدمها آن علوم را می توانند در دو ماه یاد بگیرند و برخی در ده سال همی نمی توانند! که مشکل دانشگاه در ایران و اکثر نقاط دنیا همین است.هر چند که هنرمندان بی نظیری از دانشگاه بیرون آمده اند و من منکر این نیستم اما تعدادشان زیاد نبوده است.

  • آرون از این حرفها می خواهم به اینجا برسم که با توجه به شناخت دورادور و تحقیقاتی که در مورد تو دارم، تو الان در بطن یک خطری. آدمهایی نزدیک تو هستند که در فرهنگ تهران بزرگ شده اند و تو داری وارد رفتارها و عرفیات این آدمها می شوی. آیا قرار است که درخشش آرون فقط یکی دوسال اخیر باشد و به دلیل ورود به این جمعها خیلی زود نامش فراموش شود ؟
آرون : من دوستان خیلی کمی دارم و کلا آدم اجتماعی نیستم و تنهایی خودم را بیشتر دوست دارم. دوستانی هم که دارم انگشت شمار هستند ولی واقعا دوستشان دارم. بگذار این را هم بگویم. من جایی زندگی می کردم که این چیزها آخرش بوده و در بین خانواده و همسایه ها و دیگران خیلی دیده ام و به قولی به درجه ای از کمال رسیده ام !

  • من بیشتر میخواستم به این قضیه برسم که آدمهای زیادی مثل تو با انرژی زیاد وارد جریان موسیقی شده اند و کشف شده اند و به محض ورود به یک جغرافیای گسترده تر، خیلی زود خودشان را باخته اند و حذف شده اند. دلایل زیادی وجود دارد اما تو برای این قضیه چه فکری کرده ای ؟
آرون : من در این زمینه هم زیاد فکر کرده ام اما اولین چیزی که به ذهنم رسیده پیاده کردن ذهنیات خودم در آثار دوستانی است که با آنها کار می کنم بعد چیزی که خودم دلم می خواهد.

  • چند سال طول میکشد خودت را اشباع کنی و به عادت برسی ؟
آرون : من اشباع شدن را دوست ندارم زیرا در موازات کارهایی که برای دوستانم انجام می دهم کارهای بین المللی را هم پیش می برم و از هیچ کدام کم نکرده ام و اتفاقا هفته پیش با یکی از کمپانی های معروف هلندی قرارداد بسته ام.

  • مدتی هست یک داستانی از تو سر زبان ها افتاده. ماجرای آشنایی ات با «یاهل» و همکاریت را می تونی از زبان خودت شرح بدهی؟
آرون: راستش من حدود 7 ماه پیش از طریق سایت ساندکلود یک سری از کارهایم را به اشتراک گذاشتم . یاهل من را در سایت ساندکلود به لیست دوستانش اضافه کرد و کارهایم را گوش داد و خوشش آمد. برای من ایمیل ارسال کرد که حاضری برای من رمیکس انجام بدهی؟ من هم قبول کردم و کار معروف «سول» را انتخاب کردم و ایشان پروژه کار را برای من ارسال کردند. بعد از طریق خود ایشون پیشنهاد همکاری برای یک قطعه به من داده شد و به صورت رسمی از لیبل «پرفکتو» ایمیل ارسال کردند . بعد از مدتی از طریق سایت ویکیپدیا فهمیدم ایشان اسراییلی هستند و من هم به همین خاطر همکاریم را لغو کردم . خدا را شکر الان مشغول همکاری با گزینه های خیلی خیلی بهتر از ایشان هستم.

  • در مورد آینده بگو ؟
آرون :آینده ام را تلاش میکنم همانطوری که در ذهنم هست بسازم . اگر نشد باز هم تلاش می کنم که حداقل قسمت کوچکی از آنرا بسازم.

کامران : ببخشید من اینجا به جای آرون حرف میزنم ، یک برنامه هایی است که اگر قرار باشد کسی خبردار شود تو خبردار میشوی و قطعیت ندارند اگر در موردش حرف نزنیم بهتر است.

  • به قدری راحت در مورد این آینده بزرگ صحبت می کنید که انگار آینده در دست شماست و نمی خواهید مچتان را باز کنید؟!
کامران : در مورد خودم ایمان دارم که آینده در دستهای من هست.. و اگر چیزی بیرون از مرزها باعث افتخار ایران و ایرانی بشود حتما انجامش می دهم در غیر این صورت، کار کردن در وطن گزینه ی اصلی همه ی ماست... دقیقا مثل کاری که اصغر فرهادی انجام داد و این افتخار را برای ایران و ایرانی رقم زد و اگر هم در حوزه کار ما کسی یک افتخار بین المللی را کسب کند همه ی ما خوشحال می شویم.

  • کاملا با حرفت مخالفم چون قطعا در دنیای کوچک موسیقی هر کسی که برود و مقامی به دست بیاورد، مطمئنم این واکنش نخواهد شد. چون من در بازار موسیقی داخل کشور رفتارهای عجیبی دیده ام و مطمئن باش اگر کسی افتخاری بیاورد همه بر علیه او صحبت خواهند کرد.
کامران : تو جواب اولین سوال خودت را، یعنی "دلیل ستاره نشدنِ بعضی ها، با وجود کیفیت کارهایشان"، الان دادی . به خاطر همین رفتار غلط بازار است. من به دوستانم و آرون می گویم به محض اینکه تو موفق میشوی حسادت از صندلی کناریِ تو شروع می شود و صندلیِ کناریِ آرون الان کامران رسول زاده است . کامران اگر کمی در اخلاق مشکل داشته باشد به آرون حسادت می کند و قطعا زیرآبش را می زند و این خاصیت ماست.

  • یک سوال میپرسم و میخواهم هر دوی شما جواب بدهید . شما گفتید اتفاقات بزرگی در خارج از کشور در حال رخ دادن است و دست نگه داشته اید که یک سری کارها را در داخل می خواهید انجام بدهید و بعد از آنها رونمایی کنید. با این اوصاف دارید خودتان را فدا می کنید ؟
کامران: این اسمش فدا کردن نیست، ولی خب واقعا وقتی یک کمپانی خارجی دارد از من به خوبی حمایت میکند در اصل دارد از موزیک و هوش ایرانی حمایت می کند .اگر الان از من بپرسی که دوست داری در کجا کار کنی می گویم، دوست دارم در وطنم کار کنم به شرط آنکه هر آنچه در ذهن دارم را بتوانم عملی کنم.

  • این روحیات شاعری و احساس خاص تو به نظر من به کارت لطمه زده است .
کامران : بله، موافقم...

  • آرون نظر تو در مورد کامران چیست ؟
آرون : من موافقم با حرفهایش . من هم اگر چیزهایی که دوست دارم را بتوانم پیاده کنم هیچ وقت از کشورم نمی روم و اگر جایگاهی برای ارائه تفکراتم باشد حتی به رفتن فکر هم نمی کنم.

  • در مملکت خودت ابزارهای رسیدن تو به فکرهای تو هست ؟
آرون : نه متاسفانه و فکر هم نمی کنم به آنها برسم .

  • این ماندن تو باعث نمی شود که از ایده آل هایت فاصله بگیری ؟
آرون : صد در صد.

  • پس چرا ماندی ؟
آرون : اینکه دوست دارم مردمم سلیقه و حس موزیک من را ببینند و درک کنند .

  • اگر درک نکنند چه ؟
آرون : خب من تلاشم را میکنم .

  • یک جمله کلیشه ای هست که همیشه همه هنرمندان ایرانی میگویند: «من به خاطر وطنم حاضرم خودم را فدا کنم و اینجا کار نکردن را به کار در خارج ترجیح میدم و کمتر دیده شدن را به شهرت در بعد جهانی ترجیح میدم». این جمله را شنیده ای ؟!
آرون : من اینها را قبول ندارم و هرجایی که بتوانم ذهنم را خالی کنم همانجا می روم .

کامران : من آدم باهوشی هستم و اگر قرار بود آن شکلی فکر کنم، سالهای پیش میرفتم. اما برگشتم چون من انرژی و قدرتم را از مردمم میگیرم. مردم اگر من را بشناسند من هرجای دنیا بروم به همین پشتوانه می گویم که در کشورم من را می شناسند اما اگر مردم من را نشناسند و بروم اولین حرفی که همین مردم می زنند این است که اینجا نتوانست کاری بکند و بلند شد رفت خارج . من حداقل همین الان که رو به روی تو نشستم با سه چهارتا کارِ شناخته شده دارم که به استنادِ همان ها می توانم مسیر کاریِ خودم را به بیرون مرزها تغییر بدهم. اما بوی خاکِ وطن را هیچ جای دنیا نمی شود پیدا کرد، اینجا بینِ مردمم احساس زنده بودن دارم...

  • چند سال دیگر قرار است که خودت را در این شرایط قرار بدهی تا به ایده آل های ذهنی ات برسی ؟
کامران : به سال نیست ، اتفاق است. اگر آن موج حمایت و دیده شدن به نقطه خوبی برسد و من بتوانم بر روی آن حرکت کنم و افقها را به مردم نشان بدهم این کار را میکنم. موسیقی محصول آگاهی جمعی بشر است و در عین حال سازنده آگاهی برای بشر. بشر به یک آگاهی جمعی رسیده و موسیقی درحال تولید یک پایگاه اطلاعاتی است و خیلی دوست دارم از آن آدمهایی باشم که یک اثرِ این شکلی از خودم به جا بگذارم. اما فکر کن اگر زیباترین ترانه ها و ملودی ها را در ایران بسازی، هفتصد هشتصد نفر یا نهایتا دو هزار نفر را می توانی جمع کنی تا این را زنده بشنوند. در حالیکه مثلا کنسرتهای سی هزار نفری یکی از هنرمندان خارجی که زمانِ اجرایش پنج ماه دیگر است، از همین الان بلیط هایش تمام شده است! و چند میلیارد نفر در کره زمین او را می شناسند. خب آن شخص پیام و اندیشه هایش را راحت منتقل می کند. من خودم را با آن شخص مقایسه نمی کنم اما چرا نه ؟ چرا اگر من روح موسیقی ام حامل پیام است، نروم جایی بایستم که همه آن را بشنوند... من به این فکر میکنم...

  • جریان سوالات یک لحظه از دستم در رفت! ، توی مقوله ای که در مورد سیروان و کوشان ازت پرسیدم همیشه دلم میخواسته این سوال را ازت بپرسم. یک کاری را در نظر بگیریم سیروان و کوشان هرکدام برایش بهترین تنظیم هایشان را پیاده کنند و تو هم یک تنظیم برای همان کار داشته باشی ، اگر این را برای بهترین تنظیم کننده الکترونیک دنیا ارسال کنیم او چه جمله هایی را در مورد این تنظی مها خواهد گفت ؟
آرون : الان که در دنیا بزرگترین تنظیم کننده نداریم ، باز هم میگویم که این جریان مطلق نیست و موسیقی سلیقه است. شاید مثلا در آرتیستهای معروف سبک الکترونیک دنیا شخصی از یک استایل خوشش میاید و هاوس دوست دارد و شخص دیگر ترنس دوست دارد و من اگر تنظیم ترنس بزنم و بدهم و کسی که هاوس دوست دارد مطمئنا خوشش نمی آید پس نمی توانیم بگوئیم کدام بهتر است چون این سلیقه است.

  • نمی خواهم بگویم کدام بهتر است و من میخواهم آدمهایی که در صدر فهرست بهترینهای تنظیم ایران قرار دارند را در مقابل تو قرار بدهم. اگر یک کاری را تو و آنها تنظیم کنید قضاوتها چگونه خواهد بود ؟
آرون : نمی شود معیار قرار داد و آن شخصی که تو می گویی معروف است در صورتی نظرش نسبت به کاری مثبت خواهد بود که استایلی که دوست دارد را کار کنیم.

  • تو با این جواب توانستی کاملا من را قانع کنی ، کامران جواب تو به این سوال چیست ؟
کامران : من در مورد آرون میتوانم این را بگویم که من میتوانم از بین صد تنظیم هم تنظیم آرون را تشخیص بدهم. به خاطر «ساوند دیزاین» و هارمونی که آرون استفاده می کند. آرون در ساخت ریتم یکی از معدود کسانی است که توانسته من را راضی کند.

آرون : من یک ایرادی که به موسیقی الکترونیک کشور میگیرم این است که ما بحث هارمونی و ساوند دیزاین را ترکیب نکرده ایم مثلا آقای خسروی هارمونی و فضا سازی خیلی خوبی دارند ولی من صراحتا میگم که ساوند دیزاین هایش را دوست ندارم چون قدیمی هستند و مدرن نیست ولی کوشان حداد فوق العاده ساوند دیزاین خوبی دارد و در این بحث شاهکار است. ولی باز هم کمتر هارمونی را در کارهایش دارد. هرکدام با قوتشان ضعف را کاور کرده اند و اگر ما در ایران بتوانیم این دو مورد را ترکیب کنیم می شود گفت که موسیقی الکترونیک ارائه کرده ایم . ساوند دیزاین این نیست یک صدا را درک کنی و به آن برسی نه اینکه از یک سمپل آماده استفاده کنی.

  • من دارم کم کم در مقوله عمق وارد می شوم و اینکه ورود عمق به آثار شما کمی مخاطب عامه را از آثارتان دفع نکرده است ؟
کامران : در مورد من چون علاوه برخوانندگی کار ملودی و ترانه هم انجام میدهم همیشه سعی کرده ام با یکی از این مولفه ها آن را بپوشانم و اینقدر هم کارهایم فرهیخته نیست و ساده می نویسم. اتفاقا شخصی به من میگفت که تو دویست واژه بیشتر بلد نیستی و فقط اینها را خوب کنار هم می چینی. من اصلا دنبال مهندسی نیستم مثلا در قطعه « آی » برای نشان دادن درد کشیدن چه واژه ای بهتر از « آی » ؟ ترانه سراهای بسیار خوبی در کشور داریم و برایشان آرزوی موفقیت داریم و دوستشان دارم و تنها چیزی که ناراحتم می کند این است که در واقع ما هنوز دنبال مهندسی واژه ها هستیم و هنوز داریم فکر میکنیم با این روند پرکار تریم. به نظر من نباید پر کاری را ملاک قرار داد . سوال خوبی از آرون پرسیدی که اگر با این روند که بی وقفه در حال تولیدِ کار جدید است ادامه بدهد خودش زود خسته می شود و به تکرار می رسد. دشمن نبوغ، تکرار است. من به آرون گفتم که بیا و بعد از چند کار پلتفرم خودت را عوض کن برو به جایی که ازت کار کم بخواهند و اندازه همان برایت ارزش و اعتبار و پول قائل باشند. آن برنامه ای هم که در ذهنمان هست در واقع همچین چیزیست ، جایی که کارش را درک کنند. اگر به تنظیم کننده ملودی خوب ندهند، نمی تواند تنظیم خوب کند. چون این یک قانون است که بتوانی با ملودی ارتباط برقرار کنی. مثلا آرون با یک سری از ملودی های من نتوانست ارتباط برقرار کند و به زور نمی توانم بگویم که آنها را تنظیم کند.

  • آرون واقعا با ملودی همه کارهایی که تنظیم کردی ارتباط داشتی یا غم نان باعث بعضی اتفاقات شد؟ چون به گوش من رسیده تو با بعضی در حال کار کردن هستی که جالب بود و با فضای فکری تو این کارها خیلی جالب است و تو واقعا با همه اینها توانسته ای ارتباط برقرار کنی؟؟؟
آرون : اگر بخواهم با موسیقی که دوست دارم مقایسه کنم نه ، من خیلی رُک هستم و اهل طفره رفتن نیستم. اما خیلی ها را دوست داشتم و با عده ای دیگر هم بعد از تنظیم و انجام کار توانسته ام ارتباط برقرار کنم و پنجاه درصد که میخواستم شد.

  • در واقع این همان ناخواسته بودن هاست ؟
آرون: اگر نمی خواستم که من کار نمی کردم ولی چون آن چیزی را که در ذهنم بوده نمی توانم پیاده کنم مجبور بودم بیایم در یک پلتفرم دیگر تا بتوانم چند درصد کمش را پیاده کنم.

  • اگر تو آدم میلیاردری باشی سه نفر از بازار داخلی را برایم نام ببر که با وجود میلیاردر بودن فقط با اینها کار میکنی .
آرون : من حاضرم با شخصی کار کنم که معروف نباشد ولی آن چیزی که می خواهم باشد .

  • چی میخواهی ؟
آرون : ملودی خوب داشته باشد و خیلی عوامل دیگر مثل هم حس بودن اما در کل نمیتوانم اسم ببرم.

  • میخواهم انتخابهای ذهنی تو را با این طرز فکر بدانم که در مارکت ایران، انتخابهایت چیست ؟
آرون : من دوستی در شمال دارم که نه معروف است و نه پولدار ولی من فکر میکنم اگر بتواند ارائه بشود توانایی ستاره شدن را دارد و من حاضرم با او کار کنم. چون او همانی است که در ذهن من است. من اول شروط ذهنی خودم را ملاک قرار می دهم بعد اسم می برم.

  • و کلا هم اسم نمیبری ؟!
آرون : نه چون شاید آن شخصی که اسم می برم آن چیزی نباشد که من می خواهم و دوست دارم .

  • در بُعد خارجی چطور ؟
آرون : در بُعد خارجی من خیلی آرزوهای بزرگی دارم ، من شخصی را دوست داشتم فوت کرد. اما اگر زنده بود من اولین انتخاب و در واقع آزرویم او بود، یعنی «جف باکلی» . در مورد این شخص جالب است بدانید هیچ وقت کارهای خودش را ارائه نکرد و پسر «تیم باکلی»، راکر معروف بود. وقتی در سنین جوانی در دریاچه غرق شد مادرش کارهایش را منتشر کرد و بعد از مُردنش کلی معروف شد. اگر بخواهم گریه کنم یا شاد باشم به سراغ کارهای این شخص می روم.

  • به عنوان مبحث آخر صحبت هر دوی شما می خواهیم در مورد آینده حرف بزنیم ، تصویری که از آینده توی ذهن شماست و ایده آل هایی که از آینده در ذهن دارید را به من میگوئید ؟
کامران : تو روحیات من را میشناسی. ممکن است دیگر موسیقی را ادامه ندهم یعنی به خاطر موسیقی ، موسیقی را ادامه ندهم . آینده برای من شبیه یک شعر است که هنوز نگفته ام. اگر به سطح آگاهی اش برسم این کار را می کنم . آره چرا دروغ بگویم؟ دارم زیر ساختش را آماده میکنم این هم برمیگردد به اینکه من خیلی عاقلانه تصمیم میگیرم . اما ظاهر رفتارم این شکلی نیست. به همه چیز خوب فکر میکنم چون مهندسی نرم افزار خوانده ام و اصولا مدیریت پروژه را خوب میشناسم. این مساله را آرون نیز خوب می داند. بیشتر از کلیات برایش می گویم و جزئیات را بر عهده خودش می گذارم بنابر این به کلیتی فکر میکنم که در موزیک دنیا اتفاقاتی را رقم بزنیم.

  • این تصمیمی است که با هم گرفته اید ؟
کامران : در برخی نقاط فصل مشترک با آرون دارم. آرون هم مسیر خودش را ادامه می دهد ولی می دانم که در یک جاهایی می توانم با او کارهایی را انجام بدهم و ایده هایم در جاهایی شبیه اوست و آرون هم در موزیک الکترونیک هدفهایی را دارد که به نظر من لیاقتش را دارد اگر درست قدم بردارد فکر نمی کنم زیاد طول بکشد که بتواند جایگاهش را پیدا کند.

  • این ادعای تو بسیار وحشتناک است. این که میگویی یک اتفاقاتی را در موسیقی جهان رقم بزنی ادعای بزرگیست.
کامران : ما روزنه اش را پیدا کرده ایم. اینقدر هم چیز پیچیده ای نیست. اتفاقا ایمیلهایی که برای آرون می آید تعجب برانگیز است که چه کسانی به دنبالش هستند که بیا اینجا کار کن . آرون از لحاظ کار برای مارکت دنیا پروژه ی آماده ای است. فقط باید مسیرش را اصلاح کند و به آن برسد. من قصد توهین ندارم ولی موزیک ما در ایران خیلی موزیک عقب نگه داشته شده ای است چون اولویت مردم و جامعه در ایران هیچ موقع موسیقی نبوده. من می دانم اولویتهای دولت ما زیرساختهای مهم دیگری است واین باعث شده به موسیقی کمتر توجه کند.به هر حال هرکدام از ما یک دوره درخشش دارد .من الان به عنوان یک خواننده پنج-شش سال فرصت درخشش دارم بعدش هم اگر چیزی شده باشم باید از آن استفاده کنم اگر هم نشده باشم که هیچ .

  • آینده !؟
آرون : خیلی فکرها دارم راجع به آینده . حالا با کامران و دوستان دیگر و الان مشغول آماده کردن فضاهایی هستم که بتوانم برسم چون منِ آرون با 22 سال سن اگر بخواهم همان راهی که دیگران در موسیقی الکترونیک دنیا رفته اند بروم می شوم مثل آنها . مثل آنها هم نه چیزی پایین تر از آنها می شوم. من خیلی دنبال کار جدید هستم و به انجام کار جدید زیاد فکر میکنم. مثلا یک کار انجام دادم که تلفیق جاز بود با موسیقی الکترونیک و الان با چند نفر از دوستان دارم روی آن استایل کار میکنم. چون من نوازنده جاز نیستم. با کامران در فضاهای شرقی داریم کار میکنیم وایده هایی که در ذهنمان هست را با صداهای شرقی در فضای الکترونیک که واقعا شاهکار است را با ملودی های شرقی داریم تلفیق میکنیم که در مارکت جهانی ارائه کنیم. چون موزیک شرقی خیلی پیچیده و مرموز است و هر خطه ای در هر ناحیه دنیا یک فرهنگی دارد و هر فرهنگ یک موسیقی دارد و هنری را ارائه می کند . خیلی ها میخواهند این کار تلفیق را انجام بدهند اما بدون علم ولی من هیچگاه بدون علم در این وادی پا نمی گذارم. چون از تنهایی خودم یاد گرفتم هرکاری را میخواهم بکنم اول بروم یاد بگیرم و بپرسم . کامران میداند که من توی آرشیو موزیکم همه سبک موزیک دارم از فولکور شمالی بگیر تا جاز یا راک.

  • پس تو هم روی این جمله کامران مبنی یک رخداد در موسیقی جهان اتفاق نظر داری؟
آرون: واقعا داریم با کامران و دوستان دیگر فکر میکنیم و کار میکنیم.

  • طرز فکر شما دو نفر استثناعا خیلی هماهنگ و نزدیک است. چون گروههایی زیادی را دیدم ولی اینقدر هماهنگ نبودن .
کامران : ما کار گروهی خیلی نمی کنیم ، من خیلی دوست ندارم در خلوت آرون بروم و دوست ندارم او هم توی خلوت من بیاید و دور از هم هستیم اما ساعاتی که با هم هستیم مفید است. در موسیقی طرز فکرمان تقریبا شبیه به هم هست ولی ژانرهایمان فرق میکند.

آرون : متاسفانه در کشور ما کار گروهی هیچ وقت جا نداشته و نخواهد داشت. به عنوان مثلا در مدارس یکی از کشورها تقلب را آزاد کرده بودند و اگر شخصی تقلب می داد نمره مثبت می گرفت و از این طریق کار گروهی یاد می گرفتند ولی متاسفانه در کشور ما من خیلی خواستم قبل از کامران با سایرین کار گروهی داشته باشم ولی دیدم جواب نمی دهد. چون جا پای هم می گذاریم. اگر ببینیم منِ آرون قدمم کمی جلوتر است و به همین ترتیب کار تیمی و گروهی به هم می ریزد و همان شخصی که در تیم من بود می رود پشت سر من خیلی چیزها می گوید که من این کارها را کردم ، در حالی که در کار گروهی «من» بودن نداریم.

  • سوال آخرم این است که اگر قرار باشد به ده سال آینده فکر کنید و این آدمهایی که الان رو به روی من نشسته اند کاندیدای گرمی بشوند ، آیا این قابلیت را در خودتان می بینید که به چنین استانداردهای ویژه جهانی برسید ؟
آرون : باز هم می گویم در هیچ کاری بدون علم نمی شود پیش رفت ما فعلا قدم گذاشتیم باید دقیق تر قدم بگذاریم و علم خودمان را بیشتر کنیم و در مورد آن کار بیشتر فکر کنیم .

  • و جاه طلبی خودتان را بیشتر کنید .
آرون : جاه طلبی نمی توانم بگویم. چون علم با جاه طلبی خیلی فرق دارد. یعنی باید محدوده دایره ذهنی خودمان را گسترده تر کنیم که بتوانیم چیزهای جدیدی که در ذهنمان هست را پیاده کنیم .

کامران : من از زاویه دیگری به این مساله نگاه می کنم ، از زاویه عملی الان تقریبا در وضعیتی که ما هستیم، شدنی نیست ولی غیرممکن هم نیست.

آرون : هیچ چیز دور از دسترس نیست ، شاید کلمه گرمی بیاید برخی بگویند اینها چه کار کرده اند و که هستند ، من دوستی دارم در نیویورک به نام خانم انوشه خلیلی که خواننده گروه دیپ دیش است و اینها در سال 2006 گرمی موسیقی را بردند. کسی در ایران می داند ؟

کامران : به جای خوبی رسیدی ، کسی در ایران می داند ؟ نمی داند چون خاستگاه آن آدم ایران نبوده است یعنی آن آدم چون زن است نمی تواند در ایران بخواند و ما هم احترام قائلیم برای این مساله که جزو قوانین شرع و مملکت ماست و کاملا قابل احترام است . من می خواهم از اینجا شروع کنم و اگر خاستگاه من ایران باشد یقینا ایرانی ها خواهند فهمید . دور از دسترس نیست ولی از همان صندلی که تو نشستی و ما را نگاه میکنی ابهام داری که شاید دور از دسترس باشد .

  • من با ماجرایی که برای اصغر فرهادی پیش آمد فهمیدم هیچ چیزی نشدنی نیست ولی خب همت و پتانسیل خیلی مهم است .
کامران : من جمله معروفی دارم که شاید بعدا تاریخ این را بنویسد. من می گویم برای یک پرش خوب باید یک دورخیز خوب کرد باید به عقب برگشت. اصغر فرهادی دورخیز خوبی کرد . در سینمای ایران رفت از عقب شروع کرد بعد دو سه قدم برداشت و پرید ، میخواهم این را بگویم که پتانسیل ات را جمع میکنی قوانین مملکتت را کاملا میشناسی و جلو می روی. ببین من برای مجوز گرفتن آن دو تا آلبومم دو تا کفش پاره کردم! یعنی راه را میشناسم خودت هم میدانی. بر و بچه های ارشاد را هم خیلی دوست دارم و اصلا با آنها رفیقم مثل فوتبال که برنده و بازنده با داور دوستند ، ارشاد هم همینطور است که یکی می برد یکی می بازد. اما همدیگر را نمی کشند. روی استیج از بچه های ارشاد تشکر کردم که اجازه دادند در مملکتم کنسرت برگزار کنم. منظورم این است که به هر حال اگر قوانین مملکت را بشناسی و جلو بروی آن وقت دنیا را هم اگر خوب تعقیب کنی، که مثلا آرون و بچه های دیگر دارند انجام می دهند، یک دفعه با سه چهار قدم پرش بلندی میکنی . من حرفم این بود.

  • من سوالهایم از آرون تمام شد و به عنوان ختم کلام میخواهم در مورد ماجرای مافیای شعر امروز ایران حرف بزنی که چرا اینقدر تو بدخواه داری کامران ؟
کامران : تو مطمئنی؟ من واقعا بدخواه دارم ؟

  • خیلی بدخواه داری !
کامران : من خودم را همیشه شاعر معرفی کرده ام و سعی کرده ام شاعر باشم یعنی حتی در موسیقی هم سعی کرده ام از شعر به ترانه برسم. این که ما در حوزه شعر مافیا داریم اظهر من الشمس است لازم نیست من بگویم برای اینکه یک آدمهایی شعرهایشان دارد چاپ می شود و درتیراژهای بالا در حال فروش است که اگر از مردم کوچه خیابان بپرسی اسمشان را بلد نیستند و آن هایی هم که اسمشان را بلدند اگر بگویی یک شعرشان را از حفظ بخوان نمی توانند.یعنی شعر آنها مصرف نمی شود ولی با کمال پر رویی در مغازه ها و جزایر متروکه ای که برای خودشان ساخته اند ایستاده اند و فکر می کنند صاحب شعر این مملکت اند. بگذار اینگونه فکر کنند خوش به حالشان ! من کار خودم را میکنم.

  • و نو رسیده ها را به آن جزایر متروکه راه نمی دهند.
کامران: نه تنها راه نمی دهند بلکه خبر می دهند فلانی بزن داغونش کن ! در حالی که اصلا قانون کائنات این شکلی نیست ، خداوند مکانیزمی را طراحی کرده که هرکسی به اندازه هوش ، توانایی و ظرفیتش برداشت خودش را می کند .

آرون : من انجمنهای شعر زیاد می روم وهیچ کسی مرا نمی شناسد و یک گوشه می نشینم گوش میدهم. ولی هفته گذشته در یک انجمن رفته بودم داشتند راجع به یکی از ترانه سراهای خوب کشور بحث می کردند که برای من خیلی عجیب بود. شخصی که خودش کاری درحوزه ترانه نکرده و فقط چند کلمه روی کاغذ نوشته و آمده خوانده داشت مثلا نقد می کرد. نقد زمانی باید انجام شود که ببینیم تو خودت چه کار کردی ؟ و که هستی ؟ و چه کار مفیدی انجام داده ای ؟ اولین گزینه یک نقد خوب این می تواند باشد که تو چه کرده ای چه کاری در آن حوزه انجام داده ای و من واقعا خیلی ناراحت شدم چون آن شخص هم حضور نداشت .

  • در همین انجمنهای شعری ، کارهای خوب بیشترین ضربه را می خورند.
کامران : من هم همین را می گویم اگر از نتیجه ای که تو به آن رسیدی ببینیم کار من خوب است ، کتاب شعر من در حال رسیدن به چاپ سوم است من فقط خوشحالم طیف های مختلفی با آن ارتباط برقرار کرده اند و نمی گویم این خیلی عالی است به هر حال هر مجموعه شعری ایراداتی دارد .

  • با این همه بدخواه فکر میکنی بتوانی دوام بیاوری ؟
کامران : من با آنها در سطح چالش نیستم ونمی دانم چه افرادی هستند. البته یک اشاراتی شده و حرفهایی به من زده اند اما برای من مهم نیست . راستش نه فکر نمی کنم بتوانم دوام بیاورم و دلیلی ندارد جایی بایستم انرژی های خودم را پِرت کنم و آخرش این است در همین حدی که دارم کار میکنم کارم را ادامه بدهم . نیما یوشیج میگوید : همیشه آن کسی که غربال به دست دارد از عقب کاروان می آید. در مقطع معاصر هیچ کسی نمی تواند بفهمد چه کسی خوب است و چه کسی بد . زمان برخی را حذف می کند و این را هم بگویم زمان خیلی موجود هوشمندی است و یکی از پارامترهایی که باعث میشود زمان آدمها را حذف کند اخلاق است. اگر اخلاق آن کار را نداشته باشی حذفت می کند. من دارم میگم خلاء جهان معاصر، فقدانِ اخلاق است. کسی که بدخواه یک شاعر باشد به دلیل اینکه شعر خوب یا بد می گوید این فرد اخلاق شعری ندارد .

آرون : به عنوان جمله آخر می خواهم چند اسم ببرم ، امیدوارم به گونه ای شود که در موزیک کشورمان افرادی مثل کامران رسول زاده، آرش پاکزاد، علی بیرنگ ، هومن نامداری، کوشان حداد، معین سنجری و فرشاد حسامی این دوستانی که واقعا میدانم ایده های ذهنیشان چیست ، بتوانند پیاده کنند و من نقطه ای هستم در مقابل این آدمهایی که در کشور ما هست .

کامران : تو اسمی بردی من هم اسم ببرم ، چند وقت پیش با بهروز صفاریان عزیز دیداری داشتم از بچه های پیشکوست با استعداد که هنوز هم خیلی به روز هست. صحبت کوتاهی که داشتیم تصورم از او همین بود و امیدوارم روزی بشود که استعدادها و نوابغی مثل بهروز صفاریان به ذهنیتهایی که دوست دارند برسند. بچه های می آیند می رسند به جایی که بهروز رسید و آرون هم نهایت میرسد به همان جایی که بهروز رسید و متوقف می شود و دیگر کار نمی کند و خسته می شود . امیدوارم راهی باز بشود و بتوانیم این خستگی را از بچه ها بگیریم و با قدرت قدم تازه در موسیقی برداریم و همیشه امیدوارم و به تو گفتم در مورد تمام حرفهایی که از آینده زدم ممکن است نشود ولی غیر ممکن هم نیست...
منبع: 
اختصاصی سایت موسیقی ما
تاریخ انتشار : دوشنبه 18 دی 1391 - 00:00

دیدگاه‌ها

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:49

به حرفهای کامران ایمان دارم

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:49

واقعا آرون جزو بهترینهاست
و خیلی خوبه که اسطوره موسیقی الکترونیک رو اینجا اسمشو آورد
کوشان حداددردنیاشناخته شده هست
وخیلی وقته منتظریه گفتگوی ویژه موسیقی ما با کوشان هستیم
و دم آقای کامران گرم
امیدوارم روزی بشود که استعدادها و نوابغی مثل بهروز صفاریان به ذهنیتهایی که دوست دارند برسند

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:49

ساند دیزاین های سیروان قدیمیه و مدرن نیست ؟ کاش 1 تعریفی از هارمونی و فضاسازی و ساند دیزاین میکردین تا از این گمراهی درمیومدیم.
آرون جان برات آرزوی موفقیت میکنم. من چند تا کار از شما شنیدم اما فقط 1 قطعه از اون چند کار رو میپسندم و اونو دارای استایل و شخصیت میدونم. قطعه ی "اگه دوباره" از میلاد فرهودی. دلم میخواد بیشتر رو خلاقیت کارهاتون تمرکز کنید و بحث میکس و مسترینگ قوی. و اینکه به هیچکدوم از سوالا کامل و تو چارچوب سوال، جواب ندادین و زیاد جالب نبود این مسئله. اگر هم واقعا اتفاق بزرگی قراره بیفته باعث خوشحالیه و به عنوان 1 ایرانی باعث افتخار.

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:49

هر کی تا از راه میرسه حق نداره از بزرگان تنظیم ایران ایراد بگیره اینا خودشون کین که درباره سیروان و کوشان نظر میدن
موزیک ما حق نداری وقتی نظری که توش نه توهینه نه افترا منتشر نکنی نظر دیروز من چی شد ؟؟؟؟؟

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:49

کار آرون خیلی عالیه با این سن کمش پتانسیل اینو داره که درآینده نزدیک پا جای استاد خسروی بزاره و جانشینی شایسته براش باشه ، از شعرها ، موزیک و صدای آقای رسول زاده هم خیلی خوشم اومد امروز برای اولین بار از طریق سایت شما با این دو هنرمند واقعی آشنا شدم ، امیدوارم بین آقای خسروی و این دو هنرمند با استعداد همکاری شکل بگیره ، برای هردوشون آرزوی موفقیت میکنم

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:49

موسیقی ما فقط در حد یه سوال چرا هم تو تعریف هم تو تخریب اینقدر زیاده روی و به قول ادبیاتی ها اغراق می کنید؟
بعدم خدارو شکر که دنیا تو تاریخ اعلام شده تموم نشد تا ما هم سطح موسیقی جهان رو بفهمیم هم سیروان مشکل کارش رو !!!!!!

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:49

ظاهرا خود شما هستین که تعریفی از میکس و مستر و... نمی دونید.حرف ها کاملا منطقی بود.متأسفم وقتی باب میلتون نباشه(در مورد سیروان) کل فرد رو زیر سؤال می برید.
موفق باشید

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:49

در مورد کوشان اتفاقا تعریف کردن. متأسفم که نخونده نظر می دید. در مورد سیروان هم کاملا منطقی بود.

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:49

ای وای نفرمائید آقارو قبول دارن در حد تیم ملی اونم نه هر تیمی ها فقط تیم ملی برزیل !!! مگه شما گزارش کنسرت ایشون رو تو همین سایت نخوندید یه تعریفی و تمجیدی ارائه کرده بودند شبیه بخشای اساطیری شاهنامه این رو گفتم پدرام فکر نکنه فقط خودش ادبیات بلده مهم اینه که کی نشون داده کارش در سطحه جهانیه .

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:49

خیلی ممنن بابت این مصاحبه.ارون در مورد نقد حرف خوبی زده
من چند تا از اهنگ های ارون رو گوش دادم که نشون میده در تنظیم کارش خوبه اما فوق العاده نیست,اهنگی که برای علی نوائیان تنظیم کرده بسیار قشنگ به نام اشتباه,وجود این افراد باعث بالا رفتن کوالیتیه تننظیم و حس رقابت میشه اما نکته ای که میتونم عرض کنم در مورد سیروان اینه که تونسته در اکثر سبکها تننظیم های بسیار قوی رو ارائه بده من واقعا کارهای سیروان دوست دارم و ارزوی موفقیت واسه همه ی موزیسین های خوب کشور دارم

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:49

کار آرون خیلی عالیه با این سن کمش پتانسیل اینو داره که درآینده نزدیک پا جای استاد خسروی بزاره و جانشینی شایسته براش باشه
آقاسعید مثل اینکه آرون داره ایراد کارای سیروانو میگیره شما میگی پابذاره جای پاش؟؟؟
عمرا اگه سیروان به خواب هم ببینه که یه روزی دراین حد باشه که آرون پاجای پاش بذاره
همین الان دیگه سیروان باید یه فکری واسه خودش بکنه چون با این تفکروقدرت آرون دیگه هوا برای تنفس سیروان کم میشه
ضمنا آینده ای نزدیک فرشاد حسامی هم خیلی قوی میاد جلو ظاهرمیشه که اونم از پدیده های تنظیم الکترونیکه

وتا وقتی هم کوشان نفس میکشه هیشکی نمیتونه ادعای برتری کنه
ضمنا کوشان سال2005و2006و2007و2009برترین مقامهاوجوایز مسابقات جهانی ریمیکس رو برده که سال2009ازبین2000ریمیکس ساخته شده توسط برترین تنظیم کننده های جهان کارش اول شد

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:49

عزیزم از کوشان که ایراد نگرفته گفته کوشان شاهکاره چشاتو باز کن
بعدشم هرکی نیست که آرون حسینیه برید کارای جدیدشو گوش بدید ببینید بد میگه؟توی آلبوم خشایاراعتمادی هم آرون بود هم سیروان شما خودت کارشو مقایسه کنی متوجه میشی
بابت کوشان هم نگران نباش چون همه دنیا پذیرفتنش به عنوان اسطوره موسیقی الکترونیک

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:49

عزیزم شما مثل اینکه متوجه نشدی بحث سر چه نوع موسیقیه
و مشخصه از حرف خودتون چون طرفدارسیروان هستی اما بدونید که بحث.بحث الکترونیکه چه ربطی به بقیه سبکها داره؟اگه به این که شما میگی باشه که سیروان20سال از استاد صفاریان عقبه اما اینکه میگی سیروان دراکثرسبکها تنظیم کرده درسته ولی توی همه سبکها موفق نیست
و خود سیروان هم توی یکی از مصاحبه هاش گفت که اولویت من موسیقی الکترونیک نیست
ضمنا حرفای آرون همشون منطقی بود اگه از سیروان تعریف بیجا میکرد شما خوشت میومد؟؟؟

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:49

کار های آرون عزیز رو در سایت Soundcloud شنیدم . سبک های عجیبی داره کار میکنه واقعا!!!! امیدوارم بتونه تو ایران جا بندازه این سبکهاشو

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:49

هارمونی و فضاسازی در تنظیم و میکس و مسترینگ خیلی خیلی ازبه
کار بردن صداهای متنوع و جدید مهم تر و حساس تره.اگه سیروان توی
تنظیم یه آهنگ مثلا از یه صدای تکراری که قبلا هم اونو شنیدیم استفاده کنه طوری اونو به کار میگره که انگار اون صدا اساسا مخصوص اون کاریه که سیروان باهاش انجام داده و واقعا شنونده رو شگفت زده میکنه!نمونه ش هم اورتور آهنگ "احساس آرامش" احسان خواجه امیری.یا صدایی که برای اورتور آهنگ "وایسا دنیا" رضا صادقی استفاده کرده بود.یا کاری که سیروان با صدای خودش توی اورتور آهنگ "اینم میگذره" کرده.اما ضعف هارمونی و فضاسازی عمیق ضربه ی زیادی به آهنگ میزنه نتیجه ش هم اینه که شنونده (البته از نوع حرفه ایش) بعد از چندبار گوش دادن اثر دیگه برای سراغ اون اثر رفتن رغبت زیادی نداشته باشه.
بنابراین حتی اگه ایراد ضعف Sound Design (یا طراحی صدا و به کارگیری صداهای جدید و مدرن) به سیروان خسروی وارد باشه ایراد ضعف در هارمونی و فضاسازی که از آقای حداد دارید بسیار آزاردهنده تر و قابل نقدتر هست.پس لطفا این دوتا ایراد رو کنار هم قرار ندید.
ابعاد تنظیم سیروان خسروی بسیار گسترده تر از صرفا دنبال صداهای جدید بودن و بسنده کردن به استفاده از اوناست!

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:49

آقای سعید لطف کنین درباره سیروان درست صحبت کنید اگه نمیدونی بدون سیروان بزرگ ترین تنظیم کننده ی ایرانه که اتفاقا خود کوشانم این مساله رو تایید کرده الکی نیایین اینجا حرف نزنین در ضمن نبینم کسی دیگه درباره استاد سیروان حرف اضافه بزنه حسادت تا چه حد آخه ؟

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:49

نقطه قابل توجه واسه شما هوادارای سیروان استفاده از فیل ها و سمپلها و کیک و بیس های کوبندست!مگه نه؟؟؟
برید با همون سیروان و زانیار خوش باشید و حالشو ببرید
البته امیدی هست سیروان 10سال آینده کارهنری انجام بده
اما فعلا در حال زورزدن برای اثبات خودشه
خوشم اومد آرون گفت <<دوست داره>>کاراش ازایران فراترباشه<<دوست داره هاااا>>

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:49

دوست عزیز موفقیت هر ایرانی جدای از جایگاه و اسمش ، نه فقط برای طرفداران استاد خسروی و شخص ایشون برای تمام ایرانیان باعث خوشحالی و مبالات ، اگه روزی آرون به موفقیتی بین المللی دست پیدا کنه سیروان خسروی هنرمندیه که بیش از هر ایرانیه دیگه خوشحال خواهد شد ، جدای از درست یا اشتباه بودن نظر آرون درباره کارهای سیروان دوست خوب دوستیه که اشکالات و ایراد تورو بهت بگه ، بین سیروان ، کوشان و آرون هیچ مشکلی وجود نداره تو هم سعی نکن که با این حرف ها خودت رو خراب کنی ، به وبلاگ کوشان و سیروان یه سر بزن ، در ضمن بهت توصیه میکنم که آلبوم جاده رویاها ، ساعت 9 ، سیروان ، و سایر کارهای استاد خسروی رو گوش کنی برای آرون ، سیروان و کوشان عزیز آرزوی موفقیت میکنم

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:49

کاملا عالی بود صحبت هات فرشاد جان.صداسازی سیروان قدیمی نیست.حالتی کلاسیک داره که سعی میکنه اون رو پاپیولاریزه کنه که اتفاقا از خیلی از صداهای دیگر در ذهن ماندگارتر میشه.

کسانی که سیروان رو شناخته باشن می دونن دیگه که مقایسه اون با الکترونیک کارها کار بیهوده ای هستش.ولی ظاهرا افراد حاضر در این مصاحبه هنوز به این درک نرسیدن!

به قول سیروان خیلی از بچه های الان اگه کامپیوتر رو ازشون بگیری واقعا کار خاصی نمی تونن بکنن.این مهمه!

تنظیم های راک و پاپ راک سیروان هنوز تو ایران تک هست.احتمالا همه ماها می دونیم که هدف سیروان در تنظیم به چه سبک و سیاقی هست.ولی باز هم نمی دونم دلیل مقایسه های اخیری که تنظیم کننده های اکترونیک می کنن چیه! امیدوارم دلیلش احساس ضعف نباشه! اولویت سیروان الکترونیک نیست.برای بار هزارم!

اون سوالی که آقای بابازاده کرده بودن در مورد اینکه اگر یک کاری رو به این چند تنظیم کننده بدهیم و بعد برای یک فرد معتبری بفرستیم . . . به نظرم بدترین و سطحی ترین سوالی بود که تو عمرم از یک خبرنگار شنیدم.از ایشون که تو این حوزه دارن تخصصی کار میکنن انتظار همچین سوالایی نمیره!

آقای حسینی رو من چندتا از تنظیم های پاپ و لایتشون رو شنیدم.واقعا کارشون در این حیطه زیر صفر هست!ولی در الکترونیک پتانسیل بالایی دارن که هنوز به سطح استاندارد نرسیده.خصوصا در بخش میکس و مسترینگ.

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:49

اگه به شماها(طرفدارای سیروان) بود که کوشانو از مملکت بیرون میکردید
بذارید یکی از موسیقی الکترونیک حرف بزنه که خودش یه کارایی مثل آرون کرده باشه همین تعریفای بیجا رو میدید که پیشرفتی درکار نیست بحث فقط اورتور نیست
مشخصه از موسیقی الکترونیک هیچ اطلاع خاصی نداری بجز چیزایی که قبلا شنیدی

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:49

بزرگ نمایی در حد المپیک !!!!!

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:49

قطعه " آی " کامران رسولزاده ، چه نقطه قابل توجهی داشت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:49

آرون حسینی از نوابغ موسیقیه....وقتی یاهل به کسی پیشنهاد کار میده و وقتی تو مسابقه پپسی بین اون همه کار مقام میاره بدونین حتما نابغه هست با این سن.
VIVA ARON

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:49

دوستان شما حق اینو ندارید که به هنرمندای کشورمون بی احترامی کنید یا کاراشون و فعالیت هاشون رو بی ارزش جلوه بدید.همه اون عزیزان قابل احترامن و در زمینه خودشون دارن کار می کنن.دلیل این حرفایی که راجع به سیروان خسروی می زنید رو نمیدونم!!!ایشون هم یکی از بهترین تنظیم کننده هایی هستند که کاراشون استاندارد جهانی داره.این یعنی چی که میگین هوا برای تنفس سیروان کم میشه!!!؟؟؟خواهشا رعایت کنید.

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:49

این شایسته نیست که هر کسی میاد و نظر میده سریع زیرش بیایم بکوبیمش یا 1 طوری رفتار کنیم که تو هیچی نمیفهمی تو سر در نمیاری و از این حرفا . .
هر کسی بیاد حرفش رو بزنه و قضاوت رو به بازدیدکننده های دیگه واگذار کنیم که میان اینجا و فقط نظرات رو میخونن و میرن. اگر هم میخوایم نظر بدیم در مورد حرف کسی، در کمال احترام و با برخورد خوبی باشه مطمئنا اثرش چند برابر خواهد بود.

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:49

اصلا تا حالا کوشان هیچ حرفی در مورد سیروان نزده
استاد هم نیست سیروان
استاد صفاریانه
استاد کوشانه
استاد ناصرچشم آذره
استاد بابک بیات و آندره آروزمانیان بودند
چرا جو میدید
اگه نهایت موسیقی ایران اینیه که شما میگی میخوام 100سال سیاه نباشه
آخه بذارید یکی حرف بزنه که خودش بدونه داره چی میگه حالا آرون از سیروان تعریف الکی میداد راضی میشدید؟

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:49

bass line عزیز کی گفت بحث فقط اورتوره؟!
اطلاعات من از موسیقی الکترونیک؟خیل خب حاضرم عکس اینو بهت ثابت کنم.بعد معلوم میشه.
میگم شما اسمتو از آهنگ bass line که کار مشترک david guetta و afrojack هست نگرفتی؟!یه کار بی کلام الکترونیکه هاااااااا!!!
راستی اگه ادعایی هست میتونی بری توی وبلاگ کوشان حداد و کامنت بذاری.اونطوری ممکنه کامنتتو ببینم!

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:49

bass line از کسی برنداشتم
دوما باس لاین یکی از اجزای سازنده هست(پرزیت)که توی موسیقی الکترونیک استفاده میشه که هم آمادشو هست هم میتونی خودت بسازی
بعدش این اسم رو اونا هم روی همین قضیه انتخاب کردن و روی موزیکش کارکردن
من همیشه میرم توی وبلاگ کوشان حداد و عرشیا و جواد هم رفیقام هستن منتهی کم پیش میاد بیام کامنت بذارم
عزیز دلم چیز پیچیده ای نیست
من خودم تا خیلی آلبوم ساعت9سیروان رو گوش میدادم
اما نه به خاطر چیزی که شما فکرمیکنید
بخدا قسم میخورم 99درصد از کسانی که میان کامنت میذارن و رای کارشناسی صادرمیکنن نمیدونن هارمونی چیه-میکس کدومه-مسترچیه-سمپل چیه
وقتی طرف میاد میگه اف ال استودیو فقط واسه سرگرمی خوبه اما نمیدونه اف ال یک پکیج کامله واسه ساخت موسیقی بعد چطورمیتونه درمورد موسیقی الکترونیک حرف بزنه؟
خب باید قبول کرد دست بالا دست زیاده
من تعصبی که روی استادصفاریان دارم روی هیچ تنظیم کننده ای ندارم اما صفاریان و سیروان و کشتکاروافکاری رو بزنی به هم نصف کوشان هم حسابی روشون نیست واسه ساخت الکترونیک سطح اول
داپ استپی که کوشان وعباسی سالهاست اونو تجربه کردن تازه داره توی ایران مدمیشه و الان براشون جدیده

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:49

دوست عزیز bass line چرا اینطور فکر می کنید که 99 درصد اینطورین؟

حتما باید بیان اینجا بحث های کاملا تخصصی راه بندازن تا شما باورتون بشه که یه چیزایی بلدن؟
بوی خوبی از حرفاتون نمیاد!
من خودم طرفدار سیروانم اما نه به خاطر اینکه به اصطلاح برخی مد شده!!!
اصلا این فلان چیز مد شده رو من نمی فهمم یعنی چی!!!
موسیقی مگه مد شدن داره؟
موسیقی بیان احساسات و تفکراته حالا در قالب یک سبک.
من اگه سیروان گوش می کنم دارم تک تک نت ها و صداهایی که استفاده شده رو تحلیل می کنم و یا هر موزیسین دیگه.
شما که در مورد کوشان اینقدر متعصب هستی آیا واقعا کارهایی که مثلا در آلبوم آخر بابک جهانبخش داشت رو واقعا قابل قبول می دونی؟!!!
کوشان تا وقتی وارد بازار ایران نشده بود کارهاش عالی بود ولی بعدش . . .
من اگر کارهای سیروان رو خیلی دوست دارم هرجا که ضعیف عمل کنه به شدت نقدش میکنم.چون منطقی در مورد موسیقی تصمیم می گیرم و ببخشید ندید بدید موسیقی که نیستم بخوام جوزده یک اسم بشم.
اف ال هم همانند چندین و چند مجموعه دیگر یک DAW هست.کسانی که چندین سال باهاش کار کردن الان اذعان می کنن خودشون که خروجی اون از لحاظ شنیداری صحیح و واقعی نیست هرچند که پیشرف های زیادی داشته.گذشته از اینها ، اینها همه داو هستند.واقعا خیلی مهم نیست که تو چه محیطی کار می کنی.مهم اینه که خلاقیت بالا داشته باشی و وبتونی اونی رو که در ذهنت هست دقیقا پیاده کنی.

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:49

عزیزم خواستم با اسمت هم یه آهنگ الکترونیک رو اسم ببرم که نگی شما از موسیقی الکترونیک بی اطلاعی!این که Bass Line چی هست و چه کاربردهایی داره رو که دیگه بزازی سرکوچه هم میدونه دوست من.حالا ایرادی نداره.
راستی راجع به اینکه باید به کسی ثابت کنم سیروان تو کارش برترینه (دستکم تو ایران) هیچ لزومی نمیبینم و شما میتونی به انکار واقعیت ادامه بدی ...

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:49

اتفاقا همه اینایی که گفتی مهم نیست هم مهمه اما خلاقیت هم مهمه
درضمن شما آهنگ به خودت باختمت جهانبخش رو انتظارداشتی چه جوری باشه؟حالاچون سیروان توی منوبارون نیست شما میای اینو میگی؟اونم کارایی که قویترین کارای الکترونیک جهانبخش هستن؟!!!
کوشان میگه میتونی بایه استکان نعلبکی یه آهنگ تنظیم کنی که دنیا مجذوبش بشه شما نمیدونم چه اجباری داری واژه تعصب رو به کارببری
پس شما هم مثل همون99%یه شنونده هستید اونم ازنوع معمولی هرچندربطی به موضوع نداره.
ضمنا کوشان هرکاری که ازش میاد بیرون نسبت به کارقبلی قویتره
شما چطورنمیدونی مدتوی موسیقی هم جایگاه خودشو داره
هرچی باشه ماایرانیها همه جا حواسمون به بغل دستیمون هست شیکترازمانباشه

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:49

دوست عزیز لحن حرف زدنت اصلا خوب نیست که اینقدر زود قضاوت می کنی و به تمسخر میگیری.اتفاقا از این حرف زدنتون مشخصه که اصلا دیدگاه حرفه ای به موسیقی ندارید.کاملا هم مشخصه نسبت به سیروان جبهه گرفتی.من اصراری به دفاع از سیروان ندارم.چون هرکسی که ذره ای اطلاعات موسیقیایی داشته باشه می فهمه که موسیقی سیروان چیز کمی نیست.مطمئن باش در آینده ای نه چندان دور بهت ثابت میشه.یک درصد هم شک نکن.البته نه به خاطر کیک و بیس هایی که میسازه!!!!!
کوشان هم فرد موفقی هست در کارش و آینده خوبی داره.
این هم نظر من بود.امیدوارم به نظر دیگران احترام گذاشتن رو بلد باشید.لزومی نداره نظر من رو قبول کنید همونطور که لزومی نداره مسخره کنید.
این بحث ها و کل کل های آماتوری هم دیگه برای من رنگی نداره.چون می دونم چیزی از توش در نمیاد.
گفتن نداره!اما بنده هم خودم در موسیقی حرفه ای دارم فعالیت می کنم و اتفاقا با بر و بچه هایی موفق امروزی که شما دارید اینقدر متعصبانه ازشون طرفداری می کنید در مورد مسایل فنی بحث و تبادل نظر می کردیم.افرادی مثل کوشان و مهران و آرش پاکزاد و بسیاری از بچه های پرافتخار این مملکت. و خیلی هم ازشون چیز یاد گرفتم.
باور بفرمایید این بحث های بیخود فقط اینجاست!
مثلا مهران عباسی میاد و آلبوم سیروان رو به طرفداراش پیشنهاد میده که گوش کنن.
به نظر من این بحث ها فقط باعث این میشه که روابط بین موزیسین ها در نظر مردم سیاه جلوه کنه درحالیکه همشون با هم رفیقن و هرکس داره کار خودشو میکنه.

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:49

در ضمن واقعا شما فکر میکنید مد شدن در موسیقی جایگاه داره؟!
منظورم این مد هست :
"داپ استپی که کوشان وعباسی سالهاست اونو تجربه کردن تازه داره توی ایران مدمیشه و الان براشون جدیده"

Mg
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:49

همه چیز اینه ...دقیقا.

افزودن یک دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.