قطعه سرگردان, سینا سازگاری | موسیقی ما
.

تبلیغ بالای قطعه

.
18 مرداد 1397
خواننده: 
آهنگساز: 
شاعر: 
تنظیم‌کننده: 
plays 11303
مجوز: 960-1397  - کتابخانه ملی:  21270 و

دیدگاه‌ها

حمیدرضا
2.177.140.64
پنجشنبه 18 مرداد 1397 - 17:29

احسنت، بسیار زیبا بود

افزودن یک دیدگاه جدید

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.
متن ترانه

در گوش دلم گفت فلک پنهانی
حکمی که قضا بود ز من می‌دانی
در گردش خویش اگر مرا دست بدی
خود را برهاندمی ز سرگردانی

جامی است که عقل آفرین می‌زندش
صد بوسه ز مهر بر جبین می‌زندش
این کوزه‌گر دهر چنین جام لطیف
می‌سازد و باز بر زمین می‌زندش

من بی می ناب زیستن نتوانم
بی باده کشید بارتن نتوانم
من بنده آن دمم که ساقی گوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم

گر آمدنم به خود بدی نامدمی
ور نیز شدن به من بدی کی شدمی
به زان نبدی که اندر این دیر خراب
نه آمدمی نه شدمی نه بدمی

من بی می ناب زیستن نتوانم
بی باده کشید بار تن نتوانم
من بنده آن دمم که ساقی گوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم

ای کاش که جای آرمیدن بودی
یا این ره دور را رسیدن بودی
کاش از پی صد هزار سال از دل خاک
چون سبزه امید بر دمیدن بودی

من بی می ناب زیستن نتوانم
بی باده کشید بار تن نتوانم
من بنده آن دمم که ساقی گوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم