.

تبلیغ بالای قطعه

.
14 اردیبهشت 1395
خواننده: 
آهنگساز: 
تنظیم‌کننده: 
plays 79094

دیدگاه‌ها

مجتبی
5.235.254.173
سه شنبه 14 اردیبهشت 1395 - 21:09

چرا اینجوری بود ؟ :/ اجرای زنده بود روش موزیک گذاشتن؟ :/

یک کاربر
188.210.127.20
چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 - 13:59

این چی بود واقعا ؟؟؟ :)

افزودن یک دیدگاه جدید

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.
متن ترانه

گفت دانایی که: گرگی خیره سر

هست پنهان در نهاد هر بشر
لاجرم جاری ست پیکاری سترگ

روز و شب، مابین این انسان و گرگ
زور بازو چاره این گرگ نیست

صاحب اندیشه داند چاره چیست
ای بسا انسان رنجور پریش

سخت پیچیده گلوی گرگ خویش
وی بسا زور آفرین مرد دلیر

هست در چنگال گرگ خود اسیر
هر که گرگش را دراندازد به خاک

رفته رفته می شود انسان پاک
و آن که از گرگش خورد هر دم شکست

گرچه انسان می نماید، گرگ هست!
و آن که با گرگش مدارا می کند

خلق و خوی گرگ پیدا می کند
در جوانی جان گرگت را بگیر

وای اگر این گرگ گردد با تو پیر
روز پیری گر که باشی همچو شیر

ناتوانی در مصاف گرگ پیر
مردمان گر یکدیگر را می درند

گرگ هاشان رهنما و رهبرند
این که انسان هست این سان دردمند

گرگ ها فرمانروایی می کنند
و آن ستمکاران که با هم محرم اند

گرگ هاشان آشنایان هم اند
گرگ ها همراه و انسان ها غریب

با که باید گفت این حال عجیب؟