.
سه‌شنبه، ۱۵ تیر ۱۳۹۵
خواننده: 
آهنگساز: 
ترانه‌سرا: 
تنظیم‌کننده: 
نوازنده: 
گیتار: کیان دارات - ویولن استرینگ: اشکان موسوی
plays 84660


دیدگاه‌ها

سه شنبه 15 تیر 1395 - 23:10

عالیه

چهارشنبه 16 تیر 1395 - 17:06

واقعا با حس ميخونه

پنجشنبه 17 تیر 1395 - 13:03

خيلي قشنگ بود

پنجشنبه 17 تیر 1395 - 18:26

چقدر زيبا بود...

دوشنبه 21 تیر 1395 - 12:35

در حدی بود که بشه یه بار تا آخرش گوش کرد. شروعش هم مثل علیزاده بود

دوشنبه 22 شهریور 1395 - 11:49

شهاب جان مظفری عزیز و بزرگوار ...تو همیشه بهترینی ...
ولی ...
یکم کارات از نظر آهنگسازی رنگ و بوی یکنواختی به خودش گرفته ...
لطفا از آهنگسازای خوب بهره ببر ...
خدا با تو است ...

شنبه 28 اسفند 1395 - 16:25

عالی واقعاارامش میداهنگات عزیزی

پنجشنبه 6 مهر 1396 - 16:17

تقدیم به عشقم با اینکه بهم خیانت کرده اما هنوز شبا به یادش اشک میریزم شهاب جان آهنگات واقعا آرومم میکنه دعا کنیدفراموشش کنم چون واقعا دارم نابودمیشم

چهارشنبه 4 بهمن 1396 - 21:56

شهاب جان مرسی از آهنگ حوالی

سه شنبه 19 تیر 1397 - 11:13

عالیه زندگیم

چهارشنبه 14 شهریور 1397 - 13:19

وای عزیزم شکست عشقی خوردی خداکنه من شکست عشقی نخورم راستش من و یکی خیلی همو دوست داریم یعنی دیوونه ی هم دیگه ایم باش عزیزم من برات دعا می‌کنم ک فراموشش کنی تو هم برای من دعا کن ک هیچ وقت منو عشقم ازهم دورنشیم

جمعه 6 اردیبهشت 1398 - 00:26

محشره

افزودن یک دیدگاه جدید

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.
 
متن ترانه
دیدم داری از دور قدم می‌زنی
کنارت یکی هست که من نیستم
تو اون‌قدر محو نگاهشی و من
می‌ریزه دلم مات می‌ایستم
 
تا می‌پیچه دستاشو دور تنت
یه جور بدی گیج می‌ره سَرَم
نگات می‌کنه با یه حال عجیب
می‌خواد پاره شه این رگ گردنم
 
می‌خوام رد شم آهسته از پیش تو
می‌ترسم که شرمنده شی پیش من
نیاری به روت و بخندی فقط
با چشمات بگی خواهشاً حرف نزن
حرف نزن
 
من عادت ندارم به این حال بد
چی‌کار کردی با من که من این شدم
خجالت نکش خوب نگام کن ببین
که بعد از تو من پیر و غمگین شدم
 
دیگه تا ابد این حوالی منو
نمی‌بینی راحت بگیر دستشو
نیاد اون روزی که بیای پیشم و
بگی دل برید و ازم خسته شد
 
تو آیندَه‌تو می‌بینی پیش اون
من آه می‌کشم واسه گذشتمون
نبودی ببینی که بعدت همه
چه حرفایی دارن می‌گن پشتمون
 
تو دستاشو می‌گیری محکم‌تر و
که انگار یادت نیست کی پشتته
یه چیزی قایم کردی پشت سرت
گمونم یه حلقه توی مشتته
 
من عادت ندارم به این حال بد
چی‌کار کردی با من که من این شدم
خجالت نکش خوب نگام کن ببین
که بعد از تو من پیر و غمگین شدم
 
دیگه تا ابد این حوالی منو
نمی‌بینی راحت بگیر دستشو
نیاد اون روزی که بیای پیشم و
بگی دل برید و ازم خسته شد