.

تبلیغ بالای قطعه

.
عقیق
تیتراژ سریال «عقیق»
خواننده: 
آهنگساز: 
تنظیم‌کننده: 
plays 106131
با مجوز مرکز موسیقی صدا و سیما

دیدگاه‌ها

m.rezatorabi
243.44.107.1
یکشنبه 23 مهر 1396 - 10:54

فوق العاده بود

silent_note1
2.219.174.235
یکشنبه 23 مهر 1396 - 10:54

به به عالی

mohamadtk9
165.26.35.120
یکشنبه 23 مهر 1396 - 10:54

عالی بود❤️❤️

PM
91.251.159.61
یکشنبه 23 مهر 1396 - 18:57

واقعا ک سوپر بود.عاااااااااالی

ریحانه
37.255.40.13
دوشنبه 24 مهر 1396 - 14:58

خیلی عالی بود آفرین

حسین
192.15.122.55
دوشنبه 24 مهر 1396 - 22:04

عالی مرسی

رضا غفاری
5.114.151.162
چهارشنبه 26 مهر 1396 - 13:26

به نظرم نباید علیرضا قربانی دیگر با کارن همایونفر کار کنه ، هیچ خلاقیت و نو آوری داخل کار دیده نمی شد . موسیقی بیشتر از اینکه به کار ارکسترال باشه شبیه موسیقی هیءت های عزاداری بود .

مینا
37.254.14.118
پنجشنبه 27 مهر 1396 - 00:11

به به حال کردم عالی بود

میعاد
5.120.13.230
دوشنبه 15 آبان 1396 - 10:54

عالی بود

افزودن یک دیدگاه جدید

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.
 
متن ترانه

هرکه دوپیمانه زد همره مستان عشق
سر نکشد تا ابد از سر پیمان عشق

بر سر آب آن که رفت اهل سراب است و بس
طعم عطش می دهد چشمه ی جوشان عشق

جامه ی تن خاک کن! جامه ی جان چاک کن!
تابه عیان برزنی سر ز گریبان عشق

زنده به وصل توام زان که درآمیخته ست
جان من و جان تو ، جان تو و جان عشق

از سر جوی ازل تا به کران ابد
موج زنان می رود خون شهیدان عشق

خون جگرخورده ام همچو عقیق یمن
تا شودم خون بها خاتم رخشان عشق

مست سرانداز بین! عاشق جانباز بین!
رقص کنان می رود بر سر میدان عشق

قسمت رهرو مباد غیر شراب وصال
روزی عاشق مباد هیچ به جز نان عشق

عاشق و آشفتگی یکسره همخانه اند
مجمع دل های ماست زلف پریشان عشق

نای و نوایش دهند از سر دلدادگی
آن که چو نی می زند چنگ به دامان عشق

مانده چنان ماه نو ، چشم جهانی به تو
محو جمال تواند آینه داران عشق

ره زده بر رهزنان ، قافله ی حسن تو
مهد چنین طرفه هاست ، طرف بیابان عشق

کعبه طوافش کند ، قبله بدو رو نهد
آن که به سجاده زد شعله ز ایمان عشق

جامه به خون می زند سر به جنون می زند
بی سر و سامان شود هرکه به سامان عشق