.

تبلیغ بالای قطعه

.
4 شهریور 97
خواننده: 
آهنگساز: 
تنظیم‌کننده: 
نوازنده: 
کمانچه: سینا علم، تار: سحاب علم، سازهای کوبه‌ای: شایان ریاحی، سنتور: علی زندوکیلی، ویولن: پدرام فریوسفی و امین غفاری، ویولن آلتو: بابک کوهستانی، ویولن‌سل: بهرنگ معتمدی، کنترباس: مهدی کلانتری
میکس و مستر: 
ضبط: 
وحید طاهرخانی
plays 131038
مجوز:1127-97 - کتابخانه ملی:  21077


دیدگاه‌ها

دوشنبه 5 شهریور 1397 - 08:54

عالی

دوشنبه 5 شهریور 1397 - 08:54

عااااالی مثل همیشه

دوشنبه 5 شهریور 1397 - 08:54

زنده باد

دوشنبه 5 شهریور 1397 - 08:54

صدا واقعا گیرا و جاودانس?

دوشنبه 5 شهریور 1397 - 08:54

علیرضا افکاری

دوشنبه 5 شهریور 1397 - 08:54

ترکیب افکاری و زندوکیلی مثل کنارهم وایسادن ژاوی و اینیستاست?❤

دوشنبه 5 شهریور 1397 - 08:54

جان من است او?سلطان افکاری❤

دوشنبه 5 شهریور 1397 - 08:54

دیگه چی بهتر از این که بعد از مدتها خود استاد تنظیم کردن?❤کاش آهنگاشو فقط خودش تنظیم کنه

دوشنبه 5 شهریور 1397 - 08:54

چه عجب نامی از استاد افکاری آوردین ☺ منشنشم بفرمایید دیگه ؛ جرمه ؟

دوشنبه 5 شهریور 1397 - 08:54

آقای زند وکیلی موفق باشید فوق العاده ایید

دوشنبه 5 شهریور 1397 - 08:54

این آهنگ دوتا حُسن داره ، اولی نه مردیم واسم ‌علیرضا افکاری تو (موسیقی ما) دیده شد دومی تنظیم این آهنگ به عهده‌ی خود علیرضا افکاری هستش که ای کاش همیشه آهنگاشو خودش تنظیم کنه عالی در میاد

دوشنبه 5 شهریور 1397 - 16:30

مگر میشه علی زند وکیلی موزیکی منتشر کنه و بد باشه؟؟؟

دوشنبه 5 شهریور 1397 - 16:30

درود به علیرضا افکاری ....????

دوشنبه 19 شهریور 1397 - 22:24

صداتو عشقه

سه شنبه 20 شهریور 1397 - 18:14

عالی بود

یکشنبه 6 آبان 1397 - 12:30

ممنون آقای زند وکیلی

افزودن یک دیدگاه جدید

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.
 
متن ترانه

اجدادمان هم یادشان نیست
تاریخ اما یاد دارد
تاریخِ ما با جوهرِ ذات تو و من
الواح خود را می‌نگارد

خود را نه، تاریخِ خود را پرس و جو کن
بر خاک پاکت، ذاتِ خود را آبرو کن
ای تو صدای بی‌صدایان جهان، ایران

همین که حک شده تاریخ سرزمینم بس
قسم به نام خودت می‌خورم، همینم بس
تو گربه نه، که تو بابِ کُنام شیرانی
همین که روی زمینِ تو می‌نشینم بس

اگر کویری، اگر راق، هیچ فرقی نیست
همین‌که خار و گلی در وطن بچینم بس
نه خوابِ رفتن، نه رویای حال و آینده
به روی نقشه اگر کوچکت نبینم بس
تو کشور من و من راوی تواَم هر گاه
در آفرینِ تو شعری بیافرینم بس

همین که حک شده تاریخ سرزمینم بس
قسم به نام خودت می‌خورم، همینم بس
تو گربه نه، که تو بابِ کُنام شیرانی
همین که روی زمینِ تو می‌نشینم بس